فرزندآوری در کاشمر هم کاهش یافت؛ ۲۵۰ نوزاد کمتر در یک سال
آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال از وقایع حیاتی کشور هشداری برای تمام مسئولان و مردم و همچنین رسانه ها بود تا دوباره موضوع کاهش فرزندآوری در صدر مطالب قرار گیرد و با تیترهایی مثل « جمعیت کشور در سال 1480 به نصف جمعیت فعلی می رسد.» «پیری جمعیت ایران از دنیا پیشی گرفت» «روند فرزندآوری، روندی ایستا به خود گرفته است» « با زمستان سخت جمعیتی روبه رو هستیم» از بحران جمعیتی ایران به عنوان بحرانی خاموش یاد شود.
تازه ترین آمارهای ثبت وقایع حیاتی نشان از این واقعیت دارد که فرزندآوری در سال 1403 نسبت به سال قبل از آن کاهش داشته و اگر این تعدا با 10 سال قبل از آن مقایسه شود، تفاوت چشمگیر است. تعداد نوزادان در سال 1403 به کمتر از یک میلیون نفر در این سال در کشور رسیده است. بر اساس این آمارها در خراسان رضوی ، پارسال ۹۴هزارو۵۵۷نوزاد متولد شده اند؛ رقمی که در سال قبل تر از آن، ۱۰۱هزارو۶۵۹ نفر و در سال1393 یعنی یک دهه پیش، ۱۴۹هزارو۲۳۵نوزاد بوده است، همچنین بر اساس اعلام دکتر یزدانی رئیس شبکه بهداشت کاشمر در کاشمر نیز در سال 1403 نسبت به سال قبل از آن 250 نوزاد کمتر متولد شده است.
در باره علل کاهش فرزند آوری ریشه ها و علل مختلفی مورد بررسی قرار گرفت است. به گفته برخی عواملی مثل حساستر شدن خانوادهها به فرایند فرزندپروری، تحولات تربیتی، افزایش سطح تحصیلات و میزان اشتغال زنان و دشواری در هماهنگی نقشی برای زنان، رشد فردگرایی، تغییر نگرش نسبت به موفقیت، پیشرفت و انتظار از زندگی، محدودیت اجتماعی، فرزند را مترادف زحمت و مشقت دانستن، افزایش میانگین سن ازدواج، تأکید خانواده ها بر افزایش کیفیت برای خود و فرزندانشان و بسیاری از دیگر عوامل فرهنگی موثرند. با ذکر مثالی تاثیر عوامل فرهنگی در کاهش میزان فرزندآوری بیشتر مشخص می شود.
زنی که ۱۴ سال از ازدواجش میگذرد میگوید: من و همسرم هرگز احساس نکردیم نبود فرزند تاثیری در رابطه ما داشته باشد. از همان ابتدا هر دو مخالف بچهدار شدن بودیم، نه به دلیل خودخواهی بلکه از روی واقع بینی. چگونه میتوان برای موجودی دیگر امنیت روانی فراهم کرد؟ در حالی که خود فرد چنین امنیتی ندارد. علاوه بر این مسئولیت فرزند بسیار سنگین است من فردی هستم که تنها مسئولیتهایی را میپذیرم که توانایی مدیریت آنها را داشته باشم.
اما برخی معتقدند عوامل کاهش فرزندآوری در ایران گستره وسیعی دارد ومجموعه پیچیده ای از نگرانی ها و ارزش ها راشامل می شود. آنها می گویند علت بخشی از این امر در ایران با شرایط اقتصادی، تورم، بیکاری و شوکهای اقتصادی در ارتباط است که در نتیجه آن بخشی از جامعه توان تشکیل خانواده و سامان دادن آن را از دست داده و نمیتواند از عهده تأمین مقدمات تشکیل خانواده و مخارج آتی خانواده برآید.
پدر یک فرزند ۱۰ ساله در این مورد نظرش را چنین بیان میکند: همسرم اصرار داشت که فرزند دوم بیاوریم. اما واقعیت این است که توان تحمل هزینههای بزرگ کردن یک کودک دیگر را نداشتم. هزینههای سنگین آموزش، تغذیه، تفریح و سایر نیازها باعث شد بگویم؛ نمیتوانیم فرزند دیگری داشته باشیم که شاید حسرت امکاناتی که فرزند اولم دارد در دلش باقی بماند. من خودم از یک خانواده پرجمعیت هستم اما آن زمان شرایط سادهتر بود. حالا داشتن فرزند دوم یعنی استرس بیشتر فشار اقتصادی بیشتر و آیندهای حتی مبهمتر.
نگاهی به آمار طلاق هم یکی دیگر از ریشه های بحران را برای ما مشخص می کند.به عنوان مثال در خراسان رضوی، آمارهای ثبت احوال نشان می دهد که روند نزولی ازدواج، در کنار افزایش بی رویه طلاق، ساختار اجتماعی استان را به چالشی جدی کشانده است. در گذشته، از هر چهار ازدواج، یکی به جدایی ختم می شد؛ سپس این نسبت به یک سوم رسید، اما اکنون شرایط حتی بحرانی تر شده است و نیمی از ازدواج ها درنهایت به طلاق منجر می شود. این یعنی خانواده ها بیش از پیش در معرض فروپاشی هستند و پیوندهای اجتماعی شکننده تر شده است. با استناد به همین آمار تازه منتشرشده ثبت احوال، باید بگوییم که در سال گذشته، 43هزارو569وصلت و در مقابل 20هزارو818طلاق در خراسان رضوی ثبت شده است؛ یعنی به ازای هر 2.09ازدواج، یک طلاق. اگر روند فعلی ادامه یابد، نمی توان انتظار داشت تمایل به فرزندآوری در شرایطی که حتی ازدواج ها ثبات ندارند، رشد کند.






.jpg)
.jpg)





نوشتن نظر:
ارسال پاسخ