«نگاهی به فعالیت هنری استاد محمدرضا پاسبان، هنرمند موسیقی نواحی خراسان»
خراسان را میتوان از جنبههای گوناگون وارسی کرد. هر گوشهی این خاک و خطه، نایی و نوایی دلانگیز دارد و وجببهوجبش را میتوان کاوید و برگ زرینی جست و یافت. تاریخی بدین سترگی، خاستگاه فرزانگان مختلفی بوده است و این، در چنین خاک و دیاری عجب نیست.
خراسان را از دو منظر باید در نظر داشت. یکی تاریخ مکتوب و ادبیات رسمی و هنر غنیاش که میتوان در مصاحف تاریخیاش دستیاب کرد؛ دو دیگر در فرهنگ شفاهیاش که نسلبهنسل و سینهبهسینه منتقل شده و ادامه یافته تا امروز، که میراثداران این خمرههای زر و زیور بهدوش گرفتهاند و راوی نغمهها و اشعار خراساناند. این میراثداران امین، روایتها و اشعار و نواها را کلمهبهکلمه و نتبهنت در سینه محفوظ داشتهاند تا بتوانند حافظانِ فرهنگی باشند که ریشههایش به هزارههای دور باز میگردد. و همواره با تلاشی ستودنی و سخاوتی مثالزدنی، این گنجینه را به نسلهای پیسن خود وامیگذارند.
یکی از این میراثداران در کاشمر، استاد محمدرضا پاسبان است. مردی که با نوای «سُرنا» و «دوسازه»اش بارها در جشنوارهها و برنامههای متعدد کشوری و بینالمللی و استانی، طلایهدار تاریخ شفاهی سترگ خراسان و کاشمر بوده است.
استاد محمدرضا پاسبان در روزگار جوانی مسحور نوای دوسازه میشود. نوایی که از نفیر دوسازهی برادرش بیرون میآمد و این سرآغاز دلدادگی استاد پاسبان به نوای دوسازه در سال 1353 است. استاد در اینباره میگوید:« 1353 به واسطه برادر بزرگم که خودش هنرمند و نوازنده بود و در این حرفه فعالیت میکرد شیوهی نواختن دوسازه را آموختم. تا سال 1368 به نواختن این ساز اشتغال داشتم و از همین سال بود که شیوهی نواختن سُرنا را از پیشکسوتان، علیالخصوص داییام فراگرفتم. دایی من، استاد حسن شبان مردی مهربان و در عینحال قاطع و جدی بود. اهل روستای نقابِ کاشمر بود. با اینکه مردی خوشمشرب و خوشبرخورد بود، اما در یاد دادن سرنا خیلی جدیّت بهکار میبست. بعد از یادگیری ساز سرنا نزد داییام، با شخصی همکاری کردم که هرگاه یادش میافتم حسرت میکشم که چرا آن مرد ناشناخته ماند. استاد بمانعلی شوقی آدم عجیبی بود. خیلی هنرمند بود. من خیلی بازیهای آیینی را اول بار با اجرای بمانعلی شوقی دیدم و شناختم؛ بمانعلی مورد توجه همه بود. در روستای کسرینه زندگی میکرد و همین حالا هم خیلی از مردم این روستا هنرنمایی و اجراهای زیبایش را بهخاطر دارند.»
وقتی برایمان از استاد بمانعلی شوقی و استاد حسن شبان میگوید، برقی از شوق و شور توأم با احترام در چشمهایش دیده میشود. طوری برایمان میگوید که انگار همین حالا هم زانوی ادب پیشاروی استادان خود زده است. دلبستگی استاد پاسبان به این دو ساز مطمنطن آنقدر است که تا سال 1385 ادامه میدهد و از این پس علاقهمند به ساختن ساز هم میشود. البته نباید از این بگذرم که استاد پاسبان در کنار نواختن دوسازه و سرنا، به نواختن سازهای دیگر هم روی میآورد. سازهای بادی همچون نی و نیز ساز کمانچه، از دیگر هنرهایی است که استاد فرامیگیرد. استاد پاسبان دربارهی فراگیری ساخت ساز ادامه میدهد: «سال 1385 بود که دیدم باید ساختن ساز را هم خودم یاد بگیرم. هرچه میگویی از عاشقی به این کار بگو .ما زندگیمان را وقف هنر کردیم. در همین سال بود که در کنار استاد غلامرضا معروف به «کوگی» که اهل مشهد هم بود، یادگیری ساخت ساز را فراگرفتم. سازهایی همچون سرنا، دهل، و تمامی سازهای بادی و کوبهای...»
البته قبل از این بود که استاد پاسبان گروهی برای خود تشکیل داد و این گروه خیلی زود سرِزبان افتاد و شناخته شد. گروه «سروناز»، در سال 1375 فعالیت خود را آغاز کرد. گروهی که رفتهرفته در مسیر خود جایی را برای جوانان و علاقهمند در نظر داشت و جوانان بسیاری در کنار این گروه فعالیت میکنند. این هنرمند موسیقی نواحی افزود: «گروه سروناز را با نوازندههای مختلفی ادامه دادهایم؛ اما حق این است که ابتدا کسانی که همواره در کنار ما بودند، نام ببریم. در گروه سروناز نوازندهی دهل ما استاد عبدالوهاب طاهریان و استاد حسین نوذری بودند و بازیهای آیینی را نیز استاد رمضانعلی رمضانپور و استاد حسین رمضانپور، استاد علیاصغر رستمی، استاد حاجمحمد طاحونی که از خوانندگان خیلی خوب منطقه هستند، تشکیل میدادند. کمکم هادی پاسبان، فرزندم، و علی اصغر دهقان و نیز علیرضا پاسبان به گروه ما ملحق شدهاند.
استاد پاسبان در طی سالها فعالیت خود در جشنوارههای متعددی حضور داشته و صاحب مقامهای برجستهی بسیاری شده است. از جملهی این جشنوارهها میتوان به جشنوارهی دفاع مقدس در سال 1376، و نیز در جشنوارهی موسیقی نواحی و بازیهای آیینی و حماسی نیز صاحب مقام کشوری است؛ پس از این جشنوارهها، همواره شاهد حضور و مقامآوری استاد در سطح کشوری و استانی نیز بودهایم. این هنرمند گرانقدر موسیقی نواحی در جشنوارههای بینالمللی نیز حضوری قابل توجه داشته است که میتوان از میان اینها به حضور در کشور بلاروس در سال 1383 اشاره کرد. استاد محمدرضا پاسبان پس از سالها تلاش مستمر و پایمردی در راه حفظ این میراث گرانبها، موفق به اخذ گواهی درجه 2 هنری ساز سرنا از سوی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی شد.











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ