چشماندازهای گردشگری از امروز تا نوروز در کاشمر چیست؟
کاشمر و بهتبع آن منطقهی ترشیز گرچه میتواند درحوزهی گردشگری موفقتر عمل کند، اما بهدلیل کمبود و یا نبود برخی زیرساختها با مشکلات متعددی دستبه گریبان است.
زیرساختهای گردشگری منطقهی ترشیز در ابتدای کار به موضوع جادههایش گره خورده است. گرچه جادهی شادمهر به کاشمر و مسئلهی دوبانده شدنش در حال مرتفع شدن است؛ اما هنوز تا آن حد مطلوب راهی طولانی در پیش داریم.
از رهگذری دیگر، حلقهی مفقودهی منطقهی ترشیز عدم تعامل سازنده و پایدار میانشهرستانی در حوزهی گردشگری است. ورنه میتوان به برنامههای مختلف پیش رو از جمله جشن سده در بردسکن اشاره کرد که نیازمند تعامل است. این رویداد تاریخیفرهنگی میتواند با مدیریتی ساختارمند و با هدفگذاری درست و چشماندازی طولانیمدت، تبدیل به رویداد هدف گردشگری شود. دیگر برنامههای مختلف این منطقه همچون جشنواره «تاکپلو» این ظرفیّت را دارد که تبدیل به رویدادی ثابت در هر سال برای گردشگران شود.
بخش عمدهای از کمبودها و ضعفها در زمینهی معرفی ظرفیّتهای منطقهی ترشیز را میتوان در نبود فعالیت رسانهای اصولی برشمرد. در زمان برگزاری بعضی برنامهها شاهد این هستیم که بلاگرها شروع به تبلیغات مختلف میکنند. چه این تبلیغات بهجای خود بسیار هم مفید است و دنبالکنندگان این افراد از موضوع آگاهی نسبیای بهدست میآورند؛ اما غرض از فعالیت اصولی و ساختارمند چیزی فراتر از نگاههای رسانهای بهطور موضوعی و همایشهای مناسبتی است.
آنچه درحوزهی گردشگری کاشمر و منطقهی ترشیز نادیده گرفته شده، توجه به رسانه است. رسانه نه بهمعنای عام آن، که بهطور اختصاصی رسانهای برای حوزهی گردشگری کاشمر منظور نظر است. این فعالیت هم مستلزم دانش و تخصص و شناخت کافی از منطقه و نیز رسانه است.
بازارچهی سوغات و صنایعدستی
بارها در همین نشریه یادداشتهای مختلفی در باب اهمیّت ایجاد بازارچهی صنایعدستی سخن رفته است. این مهم تاکنون نادیده گرفته شده و توجهی به آن نگردیده است. این ظرفیّت باتوجه به حضور هنرمندان مختلف و فعال در عرصهی صنایعدستی وجود دارد که راهاندازی بازارچه میتواند به رونق کسبوکارهای خُرد کمک شایانی نماید. از سوی دیگر میتواند تبدیل به مرکزی جهت بازدید علاقهمندان نیز بشود. کاروانسرای امینالتجار، بازارچهی خیابان قائم، بولوار سیدمرتضی، و چه بسا با نگاهی توسعهمحور میتوان منطقههایی همچون خیابان 17 شهریور یا سلطانیه و حیدری را برای چنین فعالیتی در نظر گرفت. اگر بخواهیم مصداقی، محلههای مناسب برای ایجاد بازارچهی صنایعدستی را مثال بیاوریم، بسیار است؛ اما این موضوع نیازمند نگاهی کارشناسانه و مهندسی است که بهعهدهی شهرداری کاشمر است.
برندسازی محصولات و صنایعدستی
در زمینهی برندسازی محصولات و صنایعدستی کاشمر و منطقهی ترشیز میتوان گفت اقدام درخورتوجهی صورت نگرفته است. درصورتی که این ظرفیّت و توانمندی در کاشمر و منطقهی ترشیز وجود دارد. این منطقه از مواهب مختلف طبیعی و خدادادی برخوردار است. از گیاهان تا محصولات کشاورزی و میوهها تا صنایع تولیدی دستی این ارز و ارج را دارا است که تبدیل به یک برند ارزشمند و با کیفیت شود. در این منطقه سرمایهداران و بازاریان با تجربه کم نیست. سرمایهدارانی که قادرند در کنار تولید و عرضه محصولات، کمک بزرگ به حوزهی اشتغال منطقه نیز بکنند.
کم نیستند کسانی که شمّ اقتصادی بسیار قویای دارند که میتواند در این مسیر مؤثر واقع شود.
شناخت خُردهفرهنگها و کارهای کلان
لازمهی هراقدامی در گرو شناخت است. این شناخت با مشورت و تحقیق و مطالعه محقق میشود. اکنون که پاییز آغاز شده، خود نشانگر آن است که راه چندانی تا سال جدید نداریم و اگر برنامهای برای نوروز پیشِ رو وجود دارد، باید از اکنون طرحها و برنامههای مختلف مطرح، بررسی و اقدام شود. یکی از فعالیتهای مهم نوروز که شهرداری بهعهده دارد، نصب و تهیهی اِلمانهای نوروزی است. این اقدام شایستهی شهرداری کاشمر و دیگر شهرداریهای منطقهی ترشیز در هر سال نو در خور توجه و ارزش است؛ اما این اقدامات میتواند در راستای معرفی ظرفیتها و داشتههای فرهنگیتاریخی منطقه باشد. در سالهای اخیر ما شاهد اقدامات ارزشمند شهرداری بودهایم. تلاش کارکنان شهرداری در جهت زیباسازی شهری و المانهای نوروزی قابل تقدیر است؛ اما امیدواریم با دیدگاه فرهنگی و گردشگری شهردار محترم کاشمر و شورایاسلامی شهر کاشمر که به روزهای پایانی فعالیت خودش نزدیک میشود، در نورورز پیشِ رو رویکردی منطقهمحور را در نظر داشته باشند تا شاهد ساخت و تهیهی المانهای نوروزی همسو و هماهنگ با فرهنگ شگرف و ارزمند ترشیز باشیم.
اقامتگاههای بومگردی و آموزشهای میزبانی
ماهیّت بومگردی بهطور کامل، شفاف و روشن است. کلمهی «بومگردی» در ساخت خود معنای عمیق خود را نیز نشان میدهد. هدف غایی بومگردیها بهواقع آشنایی مردم با ساخت و ساحت فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، معماری و غذایی هر منطقه است. بهدلیل ضعفهای مختلفی، رویکرد بومگردیها در حال تغییر است و البته حق را هم باید به صاحبان اقامتگاههای بومگردی داد. از سوی دیگر، بعضی بومگردیها دچار و گرفتار در تلهی افراط و تفریط شدهاند. اقامتگاههای بومگردی رفتهرفته در حال تبدیل شدن به نمایشگاهها و موزههای محلی هستند. این مهم با ساخت و رویکرد اصلی اقامتگاهها در تضاد است. وظیفهی اقامتگاهها ایجاد موزه و نمایشگاه نیست؛ دادن خدماتی در ساختار خانهای روستایی یا بومی است تا گردشگر بتواند از این طریق سبک و سیاق زندگی و زیستبوم هر منطقهای را تجربه کند.
در پایان
بهطور جدی مقولهی آموزش را باید در اولویت قرار داد. البته نگارنده به این موضوع واقف است که صاحبان اقامتگاهها در گردهمآییهای مختلفی که برگزار میکنند، تجربیات مفیدی را در اختیار یکدیگر میگذارند؛ اما تنها نمیتوان به انتقال این تجربیات بسنده کرد.
سابق بر این هم در یادداشتی اشاره کرده بودم که اقامتگاهها نیازمند یک دستورالعمل اجرایی با توجه به موقعیت و اقلیم و فرهنگ منطقهی خود هستند و همین دستورالعمل نیز میباید در اختیار گردشگران قرار گیرد.
بهعنوان مثال میتوان به خالی بودن جای یک دفترچهی راهنمای گردشگری جهت پیشآشنایی گردشگران اشاره کنیم. اقامتگاههای بومگردی ميتوانند از این راه سبک زندگی، زمینههای اعتقادی، فرهنگی، تاریخی، مذهبی، طبیعی، غذایی، پوشاک و... را در اختیار علاقهمندان و گردشگران بگذارند تا گردشگر با آشنایی بیشتری منطقهی هدف گردش خود را انتخاب کند. اینطور میتوان گردشگران را نیز با ساختارهای فرهنگی یک منطقه بیشتر آشنا کرد.

.jpg)











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ