آخرین اخبار

نگاهی به نمایش «پینوکیو» در کاشمر

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مغفول‌مانده در هنرِ کاشمر، توجه به تولید آثار برای کودک و نوجوان است. در این زمینه گرچه باید شاهد کارهای بیشتری باشیم، اما آن‌چنان که شایسته است فعالیت قابل‌توجهی صورت نگرفته؛ در زمینه‌های مختلف هنری کاشمر، فعالیت‌های هنریِ کودک و نوجوان...
کد مطلب : 515
پنجشنبه, 18 دی 1404
93 بازدید
نویسنده : حمید ضیایی

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مغفول‌مانده در هنرِ کاشمر، توجه به تولید آثار برای کودک و نوجوان است. در این زمینه گرچه باید شاهد کارهای بیشتری باشیم، اما آن‌چنان که شایسته است فعالیت قابل‌توجهی صورت نگرفته؛ در زمینه‌های مختلف هنری کاشمر، فعالیت‌های هنریِ کودک و نوجوان یا دچار ایستایی است یا درگیر تکرار.

در این میان اما هنرمندانی هم هستند که می‌توان آثار هنری‌شان را در دوره‌های مختلفی بررسید. خانم الهام سلیمی از فعالان و هنرمندان نمایش کاشمر است که در حوزه‌ی کارگردانی و کار با کودک هم فعالیت‌های شایسته‌ای داشته است. در روزهای اخیر این هنرمند کاشمری، نمایش کودک و نوجوانی را با عنوان «پینوکیو» به روی صحنه برد. این نمایش از چند منظر برایم قابل توجه بوده است. ابتدا این‌که شاهد استقبال خوبی از سوی مخاطبان در مقایسه با نمایش قبلی خانم سلیمی بودیم و از نگاهی دیگر، تغییرات محسوسی در سبک و سیاق کارِ اجراشده رخ داده بود. این مهم از این جهت برایم قابل‌توجه شد که با چند مخاطبِ این نمایش که گفت‌وگو کردم نگاهشان نسبت به این نمایش کاملاً متفاوت از کار ِگذشته‌ی این کارگردان بود و احساس رضایت بیشتری را شاهد بودیم. این نشان‌دهنده‌ی آن است که هرچه در این مسیر تجربه‌ی کاری خانم سلیمی بیشتر می‌شود، کارها از قوام و پختگی بیشتری در زمینه‌ی حساس کودک و نوجوان برخوردار می‌گردد.

 

 

نقش نمایش در پرورش تخیل کودک و نوجوان

 

گرچه میان نمایش کودک و نوجوان باید تفاوتی آشکار قائل بود و مرزبندی مشخصی را برای آن در نظر گرفت؛ اما در بعضی مواقع ناگزیر این دو شاخه‌ با یک‌دیگر ادغام می‌شود. از لحاظ ساختاری و ذهنی همواره نوجوان را از کودکان جدا می‌توان کرد؛ چه این جدا کردن بدین‌معنا نیست که نوجوان را بتوان در شاخه‌ی بزرگسالان قرار داد و حساسیت موضوع از همین‌جا آغاز می‌شود. به‌بیان دیگر می‌توان نوجوانی را برزخی میان کودکی و بزرگ‌سالی در نظر گرفت و همین امر، کار نویسنده و کارگردان حوزه‌ی نوجوان را دوچندان سخت‌تر می‌کند؛ چراکه مشخصه‌ی دوره‌ی نوجوانی را می‌توان نوعی از مرحله‌ی رشد تفکر انتزاعی در نظر گرفت. چنان‌که در کتاب معصومیت و تجربه در این‌باره چنین‌ آمده است: «»مشخصه عمده‌ی مرحله نوجوانی ـ در جنبه شناختی ـ رشد تفکر انتزاعی است. توانمندی در همین تفکر انتزاعی نیز هست که به نوجوان امکان می‌دهد از تفکر کاملاً عینیِ وارده، جهان را و جامعه را به گونه‌ای دیگر تصور کند. اصول عام و جهان‌شمول و فارغ از زمان و مکان را درک نماید و به منتقدِ مدامِ نسل پیش _که خود زاده و پرورده‌ی آن است_و وضعیت موجود بدل شود« )خسرونژاد، ،1382 17(

از روی دیگر در حوزه‌ی کودک ما با نگرشی دیگر مواجهیم. نگرشی که در آن به‌بیان ساده، آدرسی سرراست و شفاف به کودک داده می‌شود و شکل و تفکر ارائه‌شده در نمایش به‌دور از هرگونه گره‌افکنی و ابهام‌آفرینی است. به‌واقع رسالت نمایش کودک را می‌توان ایجاد نشاط و شادی و لذت، هیجان و احساس ماجراجویی، سادگی در طرح و داستان برشمرد که هدفی جز ایجاد اندیشه با برانگیختن احساس کودک ندارد.

 

الهام سلیمی کارگردان نمایش پینوکیو با رسیدن به کلمه‌ی «دروغ» جست‌وجوهایش را درباره‌ی ارتباط آن با جهان بشری آغاز می‌کند و این مسئله چون دغدغه‌ای عمیق در او شکل می‌گیرد. این کارگردان گفت: «ایده‌ی‌ اولیه‌ی این اثر از دل یک دغدغه‌ی‌ جدی شکل گرفت؛ دغدغه‌ی‌ یافتن متنی فاخر، تأثیرگذار و ارزشمند برای کودکان و نوجوانان. در مسیر فعالیت‌هایم در کلاس‌های پیشرفت کودک و نوجوان، همواره به‌دنبال مفهومی بودم که بتواند هم‌زمان با دنیای کودک ارتباط برقرار کند و لایه‌ای عمیق از آموزش انسانی را در خود داشته باشد. این جست‌وجو مرا به مفهوم «دروغ» رساند؛ مفهومی ساده در ظاهر، اما بنیادین در شکل‌گیری شخصیت کودک.

در ادامه و طی جلسات گفت‌وگو و هم‌اندیشی با آقای خاکسار و آقای عاقل، این ایده پررنگ‌تر شد. پس از تحقیقات و مطالعات فراوان و خواندن نسخه‌های مختلف رمان «پینوکیو» و بررسی ظرفیت‌های روایی و تربیتی آن، به این نتیجه رسیدم که این داستان می‌تواند بستری مناسب برای پرداختن به مفاهیمی چون صداقت، مسئولیت‌پذیری و پیامدهای انتخاب‌ نادرست باشد.

 

سلیمی با اشاره به این‌که فرآیند کار، بر پایه‌ی پژوهش، شناخت دنیای کودک و تلاش برای انتقال غیرمستقیم مفاهیم اخلاقی شکل گرفت، ادامه داد: «این مسیری بود که بیش از هر چیز بر گفت‌وگو، درک متقابل و نگاه تربیتی تکیه داشت. «پینوکیو» برای من نه صرفاً یک داستان شناخته‌شده، بلکه ابزاری برای بازاندیشی در شیوه‌ی آموزشِ مفاهیم انسانی به کودکان و نوجوانان بود.

خدا را شاکرم که این مسیر فکری و پژوهشی، به تجربه‌ای ارزشمند انجامید و بار دیگر اهمیت توجه به ادبیات و نمایش کودک را به‌عنوان بستری جدی برای تربیت و رشد نسل آینده یادآور شد.

 

کارگردان نمایش پینوکیو با تأکید بر این‌که تئاتر کودک و نوجوان، بیش از آن‌که یک هنر نمایشی باشد، زبانِ رشدِ فکری، احساسی و اجتماعی کودکان ماست،‌افزود: «در جهانی که رسانه‌ها و فضای دیجیتال هر روز سهم بیشتری در زندگی فرزندان ما پیدا می‌کنند، تئاتر به‌عنوان محیطی زنده، مشارکتی و انسانی، فرصتی منحصر به‌فرد برای تجربه، تعامل و تفکر فراهم می‌آورد.

تئاتر کودک و نوجوان نه تنها ابزاری برای سرگرمی است، بلکه جامعه‌ای کوچک، واقعی و آموزنده است که در آن کودکان می‌آموزند:

به احساسات خود و دیگران توجه کنند.

هم‌دلی و همکاری را تجربه کنند،

قدرت بیان و خلاقیت خود را تقویت کنند،

با مفاهیم اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی درگیر شوند،

و خود را در نقش‌های مختلف ببینند و بشناسند.

 

این بازیگر و کارگردان تئاتر با گلایه از این‌که تئاتر کودک و نوجوان در کشور ما هنوز به اندازه‌ی شایسته قدر نمی‌بیند، اذعان کرد: «کمبود حمایت‌های فرهنگی، منابع مالی و زیرساخت‌های تخصصی باعث شده بسیاری از گروه‌های خلاق و جوان نتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند و بسیاری از خانواده‌ها نیز از فرصت حضور فعال فرزندانشان در این فضا بی‌بهره بمانند. من بر این باورم که باید تئاتر کودک و نوجوان را به عنوان یک اولویت فرهنگی – اجتماعی معرفی کنیم؛ چرا که سرمایه‌گذاری روی این هنر، سرمایه‌گذاری بر آینده‌ای روشن‌تر برای کودکانی است که فردا شهروندان، هنرمندان، معلمان و رهبران جامعه ما خواهند بود.

 

نمایش پینوکیو به نویسندگی احسان عاقل و جواد برادران‌خاکسار حاصل نگاهی نو به نمایش کودک و نوجوان است که این‌همه جز با تجربه و ممارست و تخصص به دست نمی‌آید. احسان عاقل از هنرمندانی در حوزه‌ی نمایش است که نگاهی جدی به این حوزه دارد. مجموعه‌ی هنرمعاصر که این روزها با مدیریت او در حال فعالیت با تمام محدویت‌های مختلف است، رویکردی نوگرایانه به نمایش دارد و نمایش پینوکیو را نیز می‌توان ماحصل همین نگاه و نگرش دانست.

احسان عاقل، نویسنده، کارگردان و مدرس هنرهای نمایشی با تأکید بر این‌که هنر نمایش برای کودک و نوجوان، علی‌الخصوص بازیگران کودک و نوجوان نه یک سرگرمی، بلکه یک شیوه‌ی تربیتی علمی و تجربه‌محور است، گفت: «وقتی بچه‌ها روی صحنه قرار می‌گیرند، علاوه بر تقویت اعتماد به‌نفس و مهارت‌های اجتماعی، درگیر فرآیند «یادگیری فعال» می‌شوند؛ یعنی مفاهیم را نه از طریق حفظ کردن، بلکه با تجربه‌ی عملی و ایفای نقش درونی می‌کنند. پژوهش‌های آموزشی نشان داده‌اند که این نوع یادگیری، ماندگاری بیشتری در ذهن ایجاد می‌کند و توانایی حل مسئله و خلاقیت را بالا می‌برد. 

به همین دلیل من همیشه معتقدم تئاتر پلی است میان آموزش رسمی و زندگی واقعی؛ پلی که شخصیت، زبان و نگاه نسل آینده را شکل می‌دهد و آن‌ها را برای حضور مؤثر در جامعه آماده می‌سازد.»