آخرین اخبار

انتخابات هفتمین دوره شوراها و آغاز طیف‌بندی‌ها


فارغ از همراه گردد 
هر که خود را جمع ساخت
مردم  آشفته  با  همراه  تنها می روند
صائب تبریزی به حول قوه ی الهی انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا،  همزمان با انتخابات های میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و نخستین انتخابات می...
کد مطلب : 511
چهارشنبه, 10 دی 1404
73 بازدید
نویسنده : سید علیرضا نبوی ثالث


فارغ از همراه گردد 
هر که خود را جمع ساخت
مردم  آشفته  با  همراه  تنها می روند
صائب تبریزی

به حول قوه ی الهی انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا،  همزمان با انتخابات های میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و نخستین انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان رهبری قرار است در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار گردد.
انتخابات یکی از ارکان اصلی دموکراسی است که این امکان را به مردم می بخشد تا با  انتخابی آگاهانه، بدون حب و بغض‌های ‌شخصی، بدون تعصب های قومی قبیله ای با حضور گسترده و مشارکت مستقیم، سرنوشت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی خود را به بهترین وجه ممکن رقم زنند.
برابر قانون اساسی، هدف از تشکیل شوراها، شرکت دادن مردم در اداره امور محلی است.علی یزدانیان مدرس دانشگاه و مسئول امور پژوهشی مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی شهر سمنان اخیرا - 10 آذر 404 - مقاله ای   نوشته با عنوان« شورای شهر، پارلمان محلی یا نهاد کم اثر» وی معتقد است:«شوراهای اسلامی شهر و روستا بر اساس قانون اساسی و قوانین مدیریت شهری به عنوان پارلمان های محلی طراحی شده اند تا با بهره گیری از ظرفیت مشارکت مردم، تصمیم گیری در امور اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی و رفاهی را از سطح دولت مرکزی به سطح محلات شهری و روستایی منتقل کنند. فلسفه شکل گیری شوراها، انتقال بخشی از قدرت و مسئولیت مدیریت امور عمومی به سطح محلی و ایجاد سازوکاری برای پیشبرد برنامه های توسعه با مشارکت مستقیم شهروندان است؛ امری که در بسیاری از کشورها موجب افزایش کارآمدی، کاهش تبعیض و ارتقای پاسخگویی شده است.» شوراها می توانند با تبدیل شدن به پارلمان محلی، مسئولیت و اختیارات وسیع‌تری داشته باشند. 
واقعیت این است در این دوره وضعیت سیاسی کشور و کارکرد جناح‌های سیاسی موجود با آنچه در سال‌های گذشته شاهد بوده‌ایم، کاملاً متفاوت است، در دو دهه ی اخیر جناح بندی های سیاسی در نهایت به رویارویی اصولگرایان و اصلاح طلبان ختم می شد، اصولگرایان و اصلاح طلبان متشکل از چندگروه پرقدرت بودند که اگر چه از نظر خط فکری با هم مقداری اختلاف سلیقه داشتند اما داشتن منافع مشترک برای هر دو جناح یک نوع وحدت رویه ی درون گروهی چه واقعی چه تصنعی ایجاد می کرد و برای حفظ منافع مشترک در کنار یکدیگر قرار می گرفتند، و معمولا پس از پیروزی در انتخابات به دلایل مختلفی  این گروه های همدل و متحد با هم دچار اختلاف های جزیی و کلی شده اند، نمونه اش سه سال پیش، پس از روی کارآمدن دولت سیزدهم که همه‌ی اهرم های قدرت دولت و مجلس در اختیار اصولگرایان انقلابی قرار گرفت، شاخه ی انقلابیون که سعی داشت خط حرکتی اش را بر خط فکری اش منطبق سازد بسیاری از اصولگرایان معتدل را به حاشیه راند و این افتراق همچنان ادامه دارد و قطع یقین نیروهای «شورای هماهنگی و همدلی نیروهای انقلابی» در این دوره با 2 لیست به صحنه خواهند آمد. 
اصلاح طلبان، اصولگرایان و انقلابی ها در طول این سال ها به تناوب بر کرسی قدرت تکیه زده‌اند و هریک کارنامه ی عملکردی جداگانه دارند و امتحان خود را پس داده اند، هر سه گروه نشان داده اند که برنامه هایشان یک بسته ی خالی از محتواست، نگرانی هایشان بیشتر ژله‌ای است، تا وقتی به قدرت نرسیده اند سنگ مردم را به سینه می زنند اما همین که به قدرت می رسند با رفتارهای بدون برنامه ای که دارند به مرور زمان چهره ی واقعی شان آشکار می گردد ،جای تأسف است ظرف همین یکی دوسال پیش، بالاترین مقام اجرایی فردی که از اجاق افراطیون پیشرو در گروه اصولگرایان برخاسته است و  در کلیدی ترین پست قرار گرفته است،  خیلی راحت  پشت پرده مدام با رقیب پالوده می خورده است و پس از  شکست در انتخابات بعدی و عوض شدن میدان بازی، چنان خودش را باخته و حاضر بوده گوش به فرمان رقیب علیه همه ی یاران پیشرو قدیمی‌اش هر نقشی را بازی  کند تا در صندلی قدرت بماند، به حدی که دوستانش همه رنجیده خاطر می گفتند هزار رحمت برراسپوتین،  یادمان باشد جریانات فکری و سیاسی جامعه را  عواملی مانند  دین، سیاست ، اقتصاد و در رأس همه خط فکری و  منافع مشترک در کنار هم قرار می دهد، ممکن است  در انتخابات شورای شهر  یک عامل  دیگر هم وجود داشته باشد که معمولا معادلات انتخاب گزینه های بزرگان طیف اصولگرا، طیف اصلاح طلب و طیف انقلابی را تحت الشعاع خود قرار دهد و انتخاب اشخاصی را که بزرگان یک جمع، یک جریان سیاسی  در قالب لیستی واحد بر اساس برخی آموزه ها و ایده ها ذیل یک گفتمان قابل قبول دور هم  جمع می کنند را به چالش بکشد.

شواهد نشان می دهد در این دوره طیف انقلابی و طیف اصولگرایان معتدل دو لیست جداگانه خواهند داشت، قرائن نشان می دهد که با توجه به ادعای بعضی از انقلابیون که ابراز می دارند دوران اصلاح طلبی و اصولگرایی گذشته است و فضا فضای انقلابی است اصولگرایان شناخته شده و انقلابیون شناخته شده آبشان با هم به یک جوی نخواهد رفت، و این نکته در آینده  کار زعمای اصولگرا را دشوار خواهد ساخت و حتی میزان محبوبیت و  تاثیر گذاری آن ها را برحرکت های مبتنی بر توان اصولگرایی و انقلابی‌گری به نحو چشمگیری در جامعه کاهش خواهد داد.