موانع ارتقای زنان به پست های مدیریتی
بعد از 15 سال یک زن به عنوان وزیر انتخاب شد. در دولت چهاردهم شینا انصاری به ریاست سازمان حفاظت محیط زیست منصوب شد، زهرا بهروزآذر جمهور به عنوان معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری منصوب شد و فاطمه مهاجرانی به عنوان سخنگوی دولت انتخاب شد. همه این انتصاب ها و انتخاب ها را باید به فال نیک گرفت . برای زنان جامعه باعث خشنودی است که در دولت چهاردهم حضور زنان در کابینه دولت جدی گرفته شده است. اما هنوز تعداد زنان مدیر نسبت به مردان مدیر بسیار کمتر است. سوال این است چرا زنان به رده های بالای مدیریتی دست نمی یابند. آیا این امر اختصاص به ایران دارد یا مشکلی است که زنان در کشورهای پیشرفته هم با آن مواجه هستند؟ مراجعه به مقاله ها و تحقیقات زبان اصلی (انگلیسی) ما را از سوگیری احتمالی در مورد موقعیت زنان در کشورهای اروپایی دور می کند. هر چند باید متذکر شد که در کشورهای توسعه یافته، حضور زنان در رده های بالای مدیریتی بیشتر از زنان ایرانی در همان سمت هاست ولی دلایل عمده برای حضور کم رنگ زنان در عرصه های مدیریت ارشد در دو دسته فردی و اجتماعی مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است که توجه شما را به آن جلب می کنم.
الف: دلایل فردی
- موانع روانی : هر چند زنان با داشتن صفاتی مثل پیگیر بودن، دنبال کردن تجربیات جدید ، سخت کوش بودن، پرانرژی، مسئولیت پذیر، اجتماعی و منظم بودن باید جایگاه و موقعیت خوبی در عرصه مدیریت داشته باشند. اما خصوصیاتی مثل مهربانی، احساسی بودن ، تمایل به شک و اجتناب از تعارض در رفتار زنان غالب است و آنان را از رقابت در این زمینه باز می دارد.
البته باید متذکر شد که برخی معتقدند این خصوصیات کلیشه اجتماعی است که به زنان تحمیل شده است و در دهه های آینده این خصوصیات تغییر خواهد کرد.
- وظایف فرزندآوری زنان را محدود می کند: یک مطالعه جدید توسط یک شرکت چند ملیتی نشان میدهد که نرخ جابهجایی در پستهای مدیریتی در میان زنان با عملکرد برتر 2.5 برابر بیشتر از مردان است. یک تولیدکننده بزرگ کالاهای مصرفی گزارش میدهد که نیمی از زنانی که مرخصی زایمان میگیرند؛ دیر به کار بر می گردند یا اصلاً به کار خود بازنمیگردند. زنان تمایل بیشتری به وقفه در حرفه خود دارند به گونه ای که رشد و توسعه آنها را محدود می کند. محققان در تجزیه و تحلیل رفتار مدیریتی زنان به این نتیجه رسیدند که زنان مدیر هزینه بیشتری از مردان دارند.
تفاوت ثابت و پایدار بین زن و مرد، زایمان است. زایمان صرفاً زایمان نیست، بلکه یک تداوم است که شامل بارداری، زایمان، بهبودی جسمانی، سازگاری روانی است و تا پرستاری، پیوند و تربیت کودک ادامه می یابد. هر زن شاغل درزنجیره ای از تعهد کامل به حرفه تا تعادل بین شغل و خانواده قرار دارد و این کار را مشکل می کند.
زنانی که مانند مردان رقابت می کنند، غیر زنانه محسوب می شوند. زنانی که بر خانواده تاکید دارند غیر متعهد محسوب می شوند.
- زنان خود درخواستی برای پست های مدیریتی ندارند: شاید یکی از گیج کننده ترین دلایل عدم حضور زنان در پست های مدیریتی این باشد که خود زنان به اندازه مردان نمی توانند خود را برای نقش های مدیریتی معرفی کنند. در مطالعه ای که کاترین کافمن استاد مدرسه بازرگانی هاروارد انجام داد متوجه شد زنان کمتر از مردان برای موقعیت های پیشرفته درخواست می کنند.
یافتههای کافمن نشان میدهد زنان معمولاً برای مشاغل یا ترفیعات درخواست نمیکنند یا دنبال آن نمیروند مگر اینکه 100٪ معیارهای اعلام شده شرکت را داشته باشند. از سوی دیگر، مردان با داشتن تنها حدود 60 درصد از مهارت های مورد نیاز، برای نقش های جدید درخواست می دهند.
ب: دلایل اجتماعی
- ارزیابی از زنان واقعی نیست: پروفسور کلی شو و همکارانش در مطالعهای بر روی دادههای ارزیابی و تبلیغات از یک زنجیره خردهفروشی بزرگ دریافتند که زنان از نظر عملکرد نمرات بالاتری نسبت به مردان دارند اما همیشه در ارزیابی های انتزاعی نمرات کمتری می گیرند یا آنان را ضعیف تر از مردان می دانند. در زنجیره خرده فروشی بزرگ آمریکای شمالی که موضوع تحقیق جدید پروفسور کلی شو بود، بیش از نیمی از کارگران سطح ابتدایی(56٪ ) زن هستند. اما در هر پله از نردبان، زنان کمتر و کمتری وجود دارند: زنان 48 درصد از مدیران بخش، 35 درصد از مدیران فروشگاه و 14 درصد از مدیران منطقه هستند.
در این مطالعه دو نوع ارزیابی ملاک سنجش قرار گرفت در نوع اول افراد بر اساس میزان کارآیی و عملکرد ارزیابی شدند که در همگی زنان رتبه بالاتری داشتند و در نوع دوم بر اساس ملاک های انتزاعی تر مثل قاطعیت، مهارتهای اجرایی، کاریزما، رهبری، جاهطلبی ارزیابی شدند، که در این نوع مردان رتبه های بالاتری کسب کردند.
کلی شو ارزیابی نوع دوم را دارای سوگیری دانست و معتقد بود که یک سوگیری بسیار قوی علیه زنان در ارزیابی های انتزاعی وجود دارد. وی در ادامه از مدیران زن رده های بالادستی خواست که کارمندان خود را ارزیابی کنند. نتیجه جالب این که زنان بالادستی هم به کارمندان زن دارای عملکرد بالا نمرات انتزاعی ضعیفی برای کسب مدیریت دادند.
- عامل نامرئی سقف شیشه ای: استعاره سقف شیشه ای، اشاره به موانعی است که نه از قوانین رسمی و مکتوب بلکه از هنجارها، رفتارها و ذهنیتها سرچشمه میگیرند. سقف شیشه ای برای زنان فارغ از قوانین رسمی و مکتوب، و به تعبیری به شکل نانوشته در سازمان جاری است. بنابراین اگرچه فرصت توسعه وجود دارد و زنان هم توانمند هستند، اما نمیتوانند از آن فرصتها استفاده کنند. سقف شیشه ای برای زنان را باید در هنجارها و سوگیریهای اشتباه و در عین حال غالب و پذیرفته شده جست و جو کرد. این هنجارها فراتر از قوانین قرار میگیرند و این فراتر بودن از قوانین، در سلسله مراتب شرکتهایی که در ردههای بالا با حضور غالب مردان همراه هستند، بیشتر دیده میشود.












نوشتن نظر:
ارسال پاسخ