مردم شکست ناپذیر ایران
آنچه امروز در حال رخ دادن است، تجاوز بیچونوچرای خصمانه و سفّاکانهی رژیم بیریشهی اسراییل به خاک ایران است. گرچه این روزها در گوشهوکنار سرزمین عزیزمان دلهره و اضطراب غالب است؛ اما نور امیّدِ همدلی و همراهی و همپشتی مردم برای حفظ خاک در مقابل دشمن متجاوز روی اصل و اصیل ایرانیّت را باز هم بهنمایش گذاشته است. امروز این مهم بر هر ایرانی، از روشنفکر و مذهبی و بازاری و کارمند و زن و مرد یک فریضهی نانوشته است که خاک ایران مقدستر از آن است که بتوان به آن تجاوز کرد و باید مقابل متجاوز ایستاد.
امروز مرز دوستیها را ایران تعیین میکند. اپوزیسیون خارج نشین که روزگاری داعیهداران آزادی و آزادیخواهی بودند و نقاب وطندوستی به چهره میزدند، امروز دست به دست دشمن متجاوز دادهاند و بیش از هر زمان دیگری ابراز خوشحالی مینمایند. گرچه تاریخ این سرزمین چنین وطنفروشان به خود کم ندیده است؛ اما درد عظیم آن است که ادعای دوستی میکردند و خود را وارث سرزمین ایران میپنداشتند. هرچند تکلیف این وطنپرستانِ شعارپیشه از پیش معلوم بوده، اما امروز تشت رسوایی آنان است که از بام افتاده. تشت رسوایی آنان که حال و در چنین بزنگاه حساسی، لبخند به لب دارند و پشتیبان بیقید و شرط دشمن متجاوز شدهاند و دست در خون مردم بیگناه ایران میزنند؛ چراکه اکنون در خیالات خام و کودکانهی خود چنین پروردهاند که خوشرقصی برای دشمن شاید نفعی در آیندهی متوهمانهشان داشته باشد. اینبار اما، اپوزوسیون چپاولگر، دستش بیش از هرزمان دیگری برای مردم ایران رو شده است. ثمرهی رو شدن دستهای تهی این افراد، چیزی جز همبستگی و اتّحاد میان مردم ایران در پی نداشته است. مردم ایران یکبار دیگر نشان دادند، اگر به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اعتراض هم دارند، آن را نه به دشمنان بیرون مرزها گره میزنند و نه آنچه را که مربوط به ایران و ملک و مملکت ایران است، از دیگری طلب میکنند و نه اجازه میدهند که در بدترین شرایط اقتصادیِ تحمیلی و ناجوانمردانه هم، اجنبی به خاکشان تجاوز کند.
پس آنچه امروز شاهد آنیم کنار گذاشتن گلایهها و گرفتن دستهای یکدیگر است. دستهایی که باز هم نوید از جوان شدن و بیرون جهیدن از دهلیز سیاه و تاریک تجاوز دشمنان میدهد.
برای ایران
در فضای مجازی شاهد فعالیت جوانان که به نسل z معروفاند، هستیم. دختران و پسران هرکدام نستوه و استوار در مقابل این تجاوز ایستادهاند و با تولید محتواهای مجازی سعی در ایجاد اتحاد دارند.
اکنون که سایهی سیاه و پلید جنگ بر خاک ایران شانه خمانده، ما چیزی جز دستهای یکدیگر نداریم که به مهر بفشاریم. خرد و کلان و جوان و پیر در کنار هم ایستادهایم و خواهیم ایستاد.
بیشک این روزهای تیره و تار خواهد گذشت و این صدا که از نفیر نفرتبار و سیاه جنگ بیرون جهیده و بر آسمان ایران سایه افکنده، دیری نمیپاید که فروخواهد خفت؛ اما آنچه خواهد ماند، اتحاد بیچشمداشت مردم این سرزمین است. بارها و بارها این همدلی در این خاک آزموده شده و هربار مردم، پیروزمندتر از گذشته سربرآوردهاند.
اکنون که روزگار رنگی دیگر برخود گرفته و ما را ناخواسته در ورطهای فروکشانده که هیچ دخل و تصرفی در آن نداشتهایم، استواری و ایستادگی تنها شرط حفظ خاک و ایران عزیزمان است.
در مدح و رثای ایران
هیچ تمدن و هیچ تاریخ سرزمینی را نمیتوان همچون ایران یافت که در ادوار مختلف تا بدینحد درگیر جنگ و تطاول و ناملایمات اقوام و ملل مختلف شده باشد. از حملهی اسکندر تا حملهی اعراب، از هجوم غُزها تا جنایتهای سفّاکانهی مغولان... با این همه اما، آنچه پابرجای مانده ایران است. هربار استوارتر و تنومندتر. (1)
فراز و فرود و تلخ و شیرین چه بسیار دیده و چه مردمانِ گاماستوار و خستگیناپذیری، که هر ویرانه و تلّ خاک و خاکستر را دوباره خشتبهخشت برهم نهادند و روزگار از سر گرفتند تا به امروز.
چه نجیبانه و چه غیرتمندانه عرق از جبین خویش ستردند و دست بر زانو زدند و عاشقانه بر خاک خویش گام نهادند و ساختند و از نو به زندگی پرداختند. چرا که ایمان داشتند به خاک؛ مردمانی که نان خود از بازو طلب کردند و برکت از خاک ستاندند و در کشت و زرع نیز چرنده و پرنده و مور را از نظر دور نگاه نداشتند. نه چشم طمع به خاک دیگری دوختند و نه حرص متاع دنیا شرافتشان را قربانی کرد؛ قناعت را شرافت انگاشتند و تواضع را چه خردمندانه پیشهی روز و روزگار خویش ساختند.
اما این همه گفتیم و آن نگفتیم که بهگاه تجاوز و تطاول، دست از خانومان و عیال و اولاد شستند و خون دادند و خاک نه! ایستادند و کاشتند، بهیقین و ایمانِ آیندگان که درو خواهند کرد و این ذکر جلی و خفی سلسلهی استوار این خاک و این فرهنگ است تا بهاکنون.
نه مردمان این دیار رفتنیاند و نه دشمنان متجاوزش ماندنی. در این خاک و خانومان، هرچه و هرکه بیاید گزیری ندارد جز آنکه بپذیرد و مردمی شود از ما، که «ما نیز مردمی هستیم.»
****
(1) میدانم که یادداشتی خواندهام از استادِ جاودانیاد، دکتر محمدعلی اسلامیندوشن، و این تأثیر بیچونوچرای تفکر استاد است و چه بسا بعضی عبارات عیناً نقل شده باشد. هرچه گشتم آن یادداشت را نیافتم.
(2) «مانیز مردمی هستیم» کتابی است با محوریت و موضوع گفتوگو با استاد محمود دولتآبادی، انتشارات فرهنگمعاصر.








.jpg)





نوشتن نظر:
ارسال پاسخ