غذا به مثابه هویت؛ تغییر الگوی تغذیه از خانه تا کافه در کاشمر
جامعه شناسی مطالعه جامعه و مردم است. غذا و روش های غذایی اغلب عناصر مرتبط با جامعه هستد. بنابر این مطالعه چنین موضوعی می تواند بینش ارزشمندی در مورد روش های جامعه و مردمی که در آن زندگی می کنند ارائه دهد. اگر چه غذا خوردن بخش حیاتی از بقاست. اما این که با چه کسی، چگونه، کی و کجا غذا می خوریم می تواند هویت یک فرد یا گروه را نشان دهد. ماهیت افراد و باورهای آنان را می توان هنگام تجزیه و تحلیل عادات غذایی مشخص کرد.
خانه و هویت اجتماعی و فرهنگی غذا
خوردن غذا در خانه و همراه خانواده دریچه ای منحصر به فرد از فرصت است که در آن اعضای خانواده تغذیه می شوند، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند ، فرصتی است برای الگو سازی و یادگیری اجتماعی و عادات. غذا خوردن با خانواده سرشار از ارزش، سنت و نماد گرایی است. هنگام غذا خوردن گفتگوها معمولا خودجوش و غیر قابل پیش بینی است و تارو پودخانواده با تجربیات مشترک و زمان سپری شده با هم بافته می شود. باید گفت برای اکثر ما وعده غذایی همراه با خانواده ، تنها مقدار مشخصی غذا که در یک زمان مشخص خورده می شود نیست و ابعاد اجتماعی دیگری را نیز شامل می شود.
تا پنجاه سال گذشته غذا در ایران عاملیت جمعی بیشتری داشت . آدم ها کنار هم جمع می کرد و به شکل گیری نوعی اجتماع منسجم یاری می رساند.
تغییر سبک زندگی شهری با تغییر عادات غذایی
چرایی تغییر سبک غذا خوردن در شهرهای کوچکی مثل کاشمر شاید مبهم باشد. در شهرهای بزرگ فاصله محل کار تا خانه، ریتم تند زندگی شاید باعث روی آوردن به غذای در بیرون از خانه باشد ولی در کاشمر ریتم زندگی هنوز سرعت چندانی نگرفته و فاصله خانه تا محل کار نیز زیاد نیست. اما این روزها به خیابان ها و کوچه های شهر که می نگریم با حجم زیادی از کافه ها، رستوران ها مواجه می شویم. تعداد مغازه های کوچکی که در فواصل کوتاه با تابلوی قهوه خودنمایی می کنند نیز به صورت چشمگیری افزایش یافته است . سوال این است چرا خوردنی ها در کاشمر چنین عاملیتی پیدا کرده است؟
دلایل افزایش رستوران ها فست فودها و کافه ها و خوردن در بیرون از خانه
الف: رشد فردیت: به مرور زمان بیرون غذا خوردن تبدیل به یک سبک زندگی و امری عادی و همزمان کارکرد آشپزخانه در خانهها تضعیف شد، اما حذف نشد؛ چون برای خیلیها هنوز، آشپزخانه مرکز و محور خانه است. به نظر میآید بخشی از علاقه افراد به بیرون غذا خوردن و رستوران رفتن به رشد فردگرایی در دوره مدرن مرتبط باشد، همزمان با ظهور دوران مدرن، فردگرایی هم رشد بیشتری پیدا کرد و تمایل آدمها به تنها بودن بیشتر شد.
ب. غذا پختن از گذشته تاکنون امری زنانه است و امروز که بسیاری از زنان شاغل هستند از رستورانها به عنوان منبعی برای تخصیص مجدد زمان و انرژی خود استفاده میکنند. به عنوان مثال، شرکتکنندگان اغلب وقتی دیر از محل کار به خانه میرسند یا احساس خستگی میکنند و نمیخواهند آشپزی کنند، از رستورانها استفاده میکنند.
ج. آنچه رستوران رفتن و غذا خوردن در بیرون از خانه را تبدیل به مهمترین شکل اوقات فراغت در جامعه سنتی ایران کرده است، ناشی از عدم وجود برنامه ، مکان و سرگرمی های مناسب برای پر کردن اوقات فراغت در ساختار جامعه است،
د. .در خانه معمولا سلیقه های فردی اعمال نمی شود و طبخ غذا به توان آشپز، مواد غذایی موجود و آنچه اکثریت می خواهند، بستگی دارد.اما در رستوران فرد می تواند با توجه به سلیقه فردی خود غذایی انتخاب کند.رستوران الگوی تغذیه براساس فردیت و ارزش های فردگرایانه در مقابل الگوی تغذیه در خانه براساس سنت است
به مروز غذا از حالت میانجی به غایت تبدیل می شود و با هم بودن تبدیل به با هم خوردن می شود
بازشکل بندی فضاهای شهری و هر چه مصرفی شدن آن با غذا پیوند خورده است. امروز بیشتر شهرها به محاصره غذا در آمده اند . غذا پیرامون ما را اشغال کرده و هر گونه فعالیت و تحرک را به خود معطوف کرده است. رستوران ها و کافه ها وفست فودها که یکی بعد از دیگری در کاشمر سردر می آورند تنها شکلی از تسلط مادیت غذا در شهر است.











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ