همسران یا ناهمسران ، چرا؟
«همسران یا ناهمسران» موضوع تیتر این شماره از سلسله موضوعات روانشناسی است که با نظر سردبیر و مدیر مسئول نشریه، مناسب شناخته شد. چه اتفاقی افتاده است که همچنان اختلافات خانوادگی بین همسران بروز میکند؟ تنشهای خانوادگی، تهدیدها، اختلافات، جداییها در زوجهای جوان و حتی میانسالان همچنان در جامعه یکه تازی میکند! اگرعنوان کنیم از نظر روانشناسان مهمترین موضوع اجتماعی است، اغراق نکردهایم و به شدت نگران هستیم چون این معضل و پدیده و اپیدمی در حال گسترش است.
آیا توقعات تغییر کرده است؟ فشارهای مختلف افزایش یافته است؟ معیار افراد در حال تغییر است؟ یا به هر حال دلایل دیگری دارد!! درهرصورت دولت و ملت همه خواهان یک آرامش نسبی در جامعهاند و به عبارتی همه در یک کشتی نشستهایم که اگرصدمه ببیند، همه غرق خواهیم شد! و نیز هرگونه مشکلات اخلاقی و عدم درمان و ریشهیابی موجب گرفتارها وآسیب بیشتر اجتماعی خواهد شد. چرا مجردها از ازدواج پرهیز میکنند و یا نگران آن هستند؟ چرا زوجهای جوان درگیریهای فراوانی دارند؟ میانسالان هم به نوعی اختلافات و جداییها را تجربه میکنند. این پدیده نیز همانند پدیده های دیگر از رویکردها و دیدگاههای مختلف قابل بررسی است. بنابراین تا جایی که فرصت اجازه دهد، از دیدگاههای نوروبیولوژی و نوروساینس یا همان علوم اعصاب و دیگر عوامل به آن خواهیم پرداخت. مغز مردان و زنان دارای ویژگیهای خاص، متفاوت و تا حدودی شناخته شده است و هنوز هم قسمتهایی از آن ناشناخته باقی مانده است که به مرور زمان با پیشرفت علم بیشتر شناخته میشوند. در مقالات قبلی هم اشاره شد که مغز انسان به دنبال سرخوشی و فراهم کردن فرصتهای لذت بخش است تا غده هیپوفیز دستور ترشح هورمونهای شادی را صادر نماید. بخش هایی ازمغز مثل لیمبیک،سینگولیت،هیپوکمپ،جسم مختلط و.... مسئول هیجان وعشق از تکرار اعمال گذشته لذت چندانی نمیبرد و به دنبال لذتی جدید است از طرفی فشارهای بیرونی به شکلهای مختلف جسمی، روحی، روانی، مالی، عدم انگیزه، آینده مبهم و نگران کنندهای را برای اغلب افراد به تصویر میکشد بنابراین مغز تنها یک راه پیش رو دارد و آن، تصمیم به لذتهای زودگذر و فریبنده است که تنها امید و مانع این عمل، وجدان، ایمان، صداقت، و باورهای دینی است که کمرنگ به نظر میرسند و نیاز به بازنگری و توجه عمیق دارد. خیلی از روابط نامشروع نشانه کمبود احساس، عاطفه و درک عمیق از نیازها، توسط شریک زندگی است و شریک زندگی نیز به دنبال ارضا نیازها و کمبودهای خود در وجود دیگری است و این فرصت فراهم میشود تا شکافی عمیق در روابط خانوادگی ایجاد گردد. انسانها دارای نیازهای اساسی، خاص و منحصر به فردی هستند اگر آن نیازها به موقع برطرف نشود به شکلهای گوناگون و وسوسه انگیز در فرد بروز کرده و فوران میکند. تکنولوژی و پیام رسانها که بخش جداییناپذیر زندگی است، تکمیل کننده این پازل نگون بخت و سیاه بختی است که امروزه نه میتوان از آن تکنولوژی استفاده نکرد و نه میتوان از آن استفاده صحیح کرد بنابراین چرا نباید نگران پسران و دختران جوان جامعه ای بود که به جای داشتن امید و آرزوهای بزرگ، انگیزه و تلاش و آموزشهای لازم، در کمال ناباوری در کلینیکهای روانشناسی در هالهای از ماتم و اندوه به بیان گذشته تلخ خود میپردازند! چه اتفاقی باید رخ دهد که همه ما متوجه شویم اخلاقیات، وجدان و شرف انسانی، مهمترین ارزشهای جامعه است نه هیچ چیز دیگر!! چرا نباید به آموزش و تربیت بها داده شود و هزینه کرد تا آینده یک جوان با بحرانهای جدی روبرو نگردد! آیا ما کشوری فقیر، عقب مانده و بیفرهنگ هستیم؟ آگاهی، شناخت تخصص توجه به نیازها و دارا بودن دهها صفت انسانی دیگر از اهم موضوعات است که موجب همدلی دولت و ملت و رضایت نسبی همگان خواهد شد. ما تاوانهای سنگینی پس دادهایم و افراد ارزشمندی را فدا کردهایم که به نتایج ارزشمندی دست یابیم اما از نگاه منصفانه و عادلانه با جامعهای آزرده، افسرده، بیانگیزه، ناامید با درگیریهای شدید خانوادگی مواجه هستیم.
ژان پل ساتر نویسنده فرانسوی بیان میکند دو چیز کیفیت زندگی شما را تعیین میکند کتابهایی که میخوانید و افرادی که با آنان سر و کار دارید. تا زمانی که مطالعه و آموزش و آگاهی مردم و کشور بالا نرود، درک درستی از شناخت خود حقوق خود و چگونه زیستن و تعامل و احترام متقابل را نخواهیم آموخت بنابراین به حال جامعه و کشوری که از مطالعه به دور باشد، باید گریست! شناخت و آگاهی میتواند دولتها و ملتها را به کمال و سعادت نهایی و اتحاد و یکپارچگی برساند. حضرت علی ع فرمودند: بزرگترین دشمن انسان جهل است وتا با این دشمن بزرگ نتوانیم مقابله کنیم انتظارات رضایت بخش نبوده وتوقعات مثبت ومفید برآورده نخواهد شد.












نوشتن نظر:
ارسال پاسخ