آخرین اخبار

جاده هایی ‌که جان می گیرند، یا جان هایی که تسلیم جاده می شوند!!

هنوز ۱۹روز از سال ۱۴۰۵ گذشته بود،مردم درحال هوای نوروزی و ورود به فصل بهاربودند و تقریبا پایان دید وبازدیدها و مسافرت های نوروزی بود. چهارشنبه ۱۹فروردین عصراز کاشمر با سواری عازم مشهد بودم درست بعد ازپاسگاه انتظامی کامه!! خانواده ای سه نفره،آقا وخانم میانسال وتنها غنچه زندگی شان دختری نوج...
کد مطلب : 531
یکشنبه, 03 خرداد 1405
18 بازدید
نویسنده : محسن صفریان

هنوز ۱۹روز از سال ۱۴۰۵ گذشته بود،مردم درحال هوای نوروزی و ورود به فصل بهاربودند و تقریبا پایان دید وبازدیدها و مسافرت های نوروزی بود.

چهارشنبه ۱۹فروردین عصراز کاشمر با سواری عازم مشهد بودم درست بعد ازپاسگاه انتظامی کامه!! خانواده ای سه نفره،آقا وخانم میانسال وتنها غنچه زندگی شان دختری نوجوان، ازاهالی مشهد، به سمت تربت حیدریه، بعد ازتونل کامه،خودروی تیبا !!!

برای دومین بارمتوالی درکمترازیک سال گذشته شاید صحنه ای دلخراش جلوی چشمانم بودم.

عقربه های ساعت درست ساعت ۱۷ رونشان میداد وهرگز این خانواده نمی دانستند که تونل کامه آخرین سقف زندگی شیرین شان دراین دنیاست.هرگز نمی دانستند چند ثانیه بعد با انحراف خودروی کوچک شان ومعلق های وحشتناک و پی درپی .....

ناباورانه درجلوی چشمان ما، که از روبرو نظاره گربودیم، قراربود دنیا روی ناخوش خودرا به این خانواده نشان دهد!!

 ماتم زده صحنه معلق های خودرو را نگاه می کردم، خودرو متوقف شد واولین نفری بودم که خودم را به صحنه رساندم بسیار صحنه دلخراش بود. پدرخانواده به دلیل نداشتن کمربند به شدت به بیرون پرت شده بود. وی بابیشترین جراحات ازناحیه سر وصورت نقش برزمین شده بود. خودروی تیبا به آهن پاره ای تبدیل شده بود. درهمین زمان صدای ناله مادر ودخترشان از داخل ماشین به گوش می رسید که کمربندها به روی شان قفل شده بود.

 به کمک بقیه افراد حاضر درصحنه، ازماشین خارج شدند ولی متاسفانه امیدی به زنده بودن پدرنبود وخون زیادی از او رفته بود به نظر می رسید که تسلیم مرگ شده است.صحنه بسیار رنج آوربود مادر ودخترک به طرز معجزه آسایی نجات یافتند همه شوکه شده بودیم. حتی انگشتان مان قوت نمی داد که با پلیس و اورژانس تماس بگیریم. فریادهای این دخترک باصدای بلند دردل کوه طنین افکن شده بود: باباااااا.....

 گاه به بالای سر مادر صدمه دیده وگاه به بالای سر پدر درحال مرگ!

رنجی عمیق برقلب های ما گذاشت.

روانشناسان ودرمانگران،به نوعی مددکاران اجتماعی نیزهستند وخوب می توانند دراین جورمواقع به کاربیایند. با تمام وجود وفنون خود تلاش کردم که حداقل آرامش را به بازماندگان برگردانم. خواستم دخترک را با حرفهایم ازبالا سر پدر که درحال جان داد‌ن بود بلند کنم که متوجه شدم دختر درکمال ناباوری با پدرخلوت کرده وآخرین کلام هایش را باپدر زمزمه می کند!! درهمین لحظه دخترک به من گفت می خواهم باپدرم حرف بزنم! لحظه بسیارسختی بود که دراین هنگام پلیس  درصحنه حاضرشد و صدای آژیر  اورژانس جاده ای با تاخیر ۴۵دقیقه ای درکوه های کامه طنین افکن شد. دخترک گاهی بربالین پدر نیمه جان و گاه بربالین مادر نجات یافته از حادثه دلخراش می رفت.اما هیچ پیدا نبود که آخرین صحبت های دخترک باپدر چه بود؟

نای ایستادن و رمق  دروجود همه ما نبود تااخرین لحظه به آنان کمک کردیم

وسایل شخصی، کیف پول، گوشی های همراه، دسته کلید،عینک همه نقش برزمین بود!!!

چه می شود که درکسری ازثانیه، زندگی سرتا پا شادی وامید یک باره به دنیایی ازتاریکی واندوه تبدیل میشود

پدرخانواده پس ازساعتی درCCUفوت می کند!!!

رعایت نکردن قوانین،عدم استانداردهای لازم جاده ای،خواب آلودگی، سرعت غیرمجاز،عدم توجه وهوشیاری کامل ودهها دلیل دیگرمی تواند عاملی باشد برای پایان یک زندگی!!!

اما این پایان کارنبود،پدر فوت می کند ومادر ودخترک قطعا به اختلال PTSD دچارمی شوند (اختلال پس ازحادثه)این اختلال تا آخرعمر انسان را درگیر کرده و این افراد، دچارچالش های روحی وروانی می گردند. آنها هرگز به زندگی عادی برنخواهند گشت. آنها مرگ را هرروز با مرور آن حادثه، تجربه می کنند وخدا می داند این اختلال تاچه زمانی همراه بازماندگان خواهد بود؟

چرا وچگونه می توان ازاین حوادث تلخ جلوگیری کرد؟ فرایندهای شناختی درروانشناسی، شامل حافظه، ذهن، تفکر،هوش(IQ) وهوش هیجانی(EQ) به ما کمک خواهد کرد،چگونه تامل کنیم وچگونه رانندگی کنیم،چه تصمیمی بگیریم تا دچارحادثه نشویم. به طورکلی آگاهی درهرزمینه ای می تواند کمک کننده باشد. ما درعین حالی که دارای قابلیت های زیادی هستیم، دچار ضعف پایه های آموزشی وساختاری درزمینه های مختلف هستیم که تبعات آن درجامعه قابل مشاهده است.

ازکجا وازچه زمانی باید شروع کرد؟

 همانگونه که دراین جهان همه چیز درحال تغییر است، قوانین ،مقررات ،آئین نامه ها، بایدتدوین، بررسی وتغییر یابند.بنابراین با این شدت وسرعت تحولات ، قوانین گذشته هرگز به کارمانخواهند آمد.

ایده های تازه، پویایی، کشف علوم جدید با استفاده از آگاهی های لازم، مبتنی بر مهارت وتخصص،توسط کارآگاهان زبده وپذیرش تغییر، قطعا کمک کننده خواهد بود ولی تا آن زمان که همه چیز محقق گردد،آرامش دررانندگی وپرهیز ازعجله ولذت بردن ازطبیعت می تواند ازخیلی حوادث جلوگیری کرده و مانع از وقایع تلخ ومرگبار شود. بیائید هرگز کمبود وقت را باعجله دررانندگی جبران نکنیم، رانندگی خود یک امر ساده نیست، بلکه یک مهارت، یک تجربه ویک فن بسیارمهم است که با مرگ وزندگی سروکاردارد، پس باید آن را تجربه کرد،آن را به درستی آموخت وحداقل با تعیین سرعت مناسب رانندگی کرد تا سالانه ازخیلی حوادث دردناک جلوگیری کنیم