استاد محمدحسین داوری؛روایت دلدادگی مردی از دستگاه امام حسین(ع)
غلامِ نرگسِ مستِ تو تاجدارانند
خرابِ بادهٔ لعلِ تو هوشیارانند
تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
ز زیرِ زلفِ دوتا چون گذر کُنی بِنْگر
که از یَمین و یَسارت چه سوگوارانند
استاد محمدحسین داوری، مداح پیشکسوت کاشمری، پس از حدود هفتاد سال حضور در روضهها و هیئتها، نمادی از دلدادگی و اخلاص به اهلبیت (ع) است. گفتوگو با ایشان، گویی ورق زدن تاریخ شفاهیِ عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت (ع) است؛ روایتی از مردی که عمر خود را وقف نغمهسرایی در رثای آلالله کرده و میراثدار سنت دیرین مداحی در دیار خود شده است.
پای صحبتهای ایشان مینشینیم تا خاطرات ارزشمندشان را از زبان خودشان بشنویم و با جنبههای عمیقتری از این عشق و ارادت آشنا شویم.
آغاز راه، از هیات کودکان تا هیات حیدری
استاد محمدحسین داوری ترشیزی، متولد ۱۳۲۸، آغاز مسیر مداحی خود را چنین روایت میکند: ده ساله بودم که مداحی را در هیئت حیدری شروع کردم. خانواده ما مذهبی بود و برادرم، مرحوم علیاکبر داوری، که خود اهل شعر و مداحی بود، همواره مرا به حضور در جلسات و خواندن روضه تشویق میکرد. پدرم نیز اهل شرکت در محافل مداحی بود. آن زمان جلسهای با عنوان «ذاکرین» برگزار میشد که هنوز هم ادامه دارد و اکنون مسئولیت آن با من است. این جلسه صبحهای جمعه برپا میشد. روزی پدرم در آن جمع گفت: «فرزند من هم مداحی میکند.» بعد از من خواستند که بخوانم. در آن سن، شعری از حضرت زینب (س) را از بَر داشتم؛ شعری از امام جمعه کاشمری که پدرم بسیار دوستش داشت و آن را زمزمه میکرد:
سپهرِ عصمت و عفت، مَهِ برجِ حیا زینب
یگانه دختِ زهرا، بنتِ شاهِ اولیا زینب
بعد آن جلسه مرحوم آقا شیخ محمد امامی مرا تشویق کرد و گفت: آفرین پسرم. خیلی خوب خواندی. اما از این به بعد هر چه دیگران خواندن تو هم همان را بخوان. سعی کن شعر زیاد حفظ کنی. تا در مورد هر موضوعی بتوانی بخوانی. الان همه از حضرت علی اکبر(ع) خواندند، تو از حضرت زینب(س).
این راهنمایی برایم راهی باز کرد و کارم شروع شد.
ده ساله بودم که مداحی را درکودکان حیدری شروع کردم. بزرگتر که شدم در هیات جوانان حیدری و بعد از سال 1354 وارد هیات حیدری شدم که رسما کارم از آن زمان آغاز شد.
گزینش شعر از اشعار شاعران بومی و منابع اصیل
یکی از کارهایی که خیلی به آن علاقه داشتم، انتخاب شعرهای پرمحتوا از بین سرودههای شاعران کاشمر بود. من باور دارم که مداحی فقط خواندن شعر نیست؛ شعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد، با کیفیت و دلنشین باشد.
در آن زمان، مرحوم داورزنی که از اداره ثبت بازنشسته شده بودند، شعر میگفتند. حاج شیخ محمد تقوی هم بودند که هم شعر میسرودند و هم مداحی میکردند. مرحوم گلستانی هم شعر میگفتند. من بیشتر از شعرهای آقای تقوی استفاده میکردم.
علاوه بر اینها، دو کتاب هم بودند که خیلی به آنها مراجعه میکردم: یکی کتاب «گلزار هاشمی» و دیگری کتاب «خزائن الاشعار» .
بعدهاکه بامرحوم استاد سیدعاجل آشنا شدم از اشعار آقای عاجل که شعرهای بروزتری بود در مداحیها استفاده کردم.
آن زمان منابع زیادی در اختیار ما نبود. گاهی نوار کاستی از تهران یا کاشان یا اصفهان به دستمان میرسید و ما از آن استفاده می کردیم .
فصلی نو در مداحی کاشمر
یکی دیگر از رویدادهایی که ما نیز در شکلگیری آن سهمی داشتیم، تغییر سبک مداحی در کاشمر بود؛ سبکی که پیشتر بسیار سنگین بود و تنها قدیمیها با آن سینه میزدند، اما بعدها به سبکی تازه و مردمیتر تبدیل شد.
بانی این دگرگونی، آقای سعید منش بودند که در سالهای ۵۲ و ۵۳، در دهه اول محرم از تهران به هیأت حیدری کاشمر میآمدند. ایشان در آن زمان در رادیو نیز برنامه مداحی اجرا میکردند و با ریتم و شیوهای متفاوت نوحه میخواندند. صدای گرم و دلنشینی داشتند و با دستگاههای موسیقی نیز آشنایی کامل داشتند؛ همین ویژگیها باعث میشد مداحی ایشان تأثیر خاصی بر دل مردم بگذارد.
در همان دو سالی که ایشان به کاشمر آمدند، شبهای محرم، خیابان سلطانیه مملو از جمعیت میشد. مردم از تربت حیدریه، بردسکن و فیضآباد برای شنیدن نوحهخوانی و مداحی ایشان به کاشمر میآمدند.
از جمله اشعار بسیار زیبایی که ایشان در آن سالها خواندند و با استقبال فراوان مردم روبهرو شد، این بود:
مرا یک دم، سایبان اشتر، ناقه زینب، رفته اندر گِل
بده ظالم، مهلتی آخر، زان که من دارم، عقدهها در دل
و نوحهی دیگری که بسیار بر دلها مینشست:
من گدایم، گدایم، گدایم
عاشقم، عاشق کربلایم
ای حسین جان، حسین جان، حسین جان
بعد از ایشان ما هم حواسمان بود که چه کار کنیم و به سبک قبل برنگردیم و برای خودمان ریتم و شعر داشته باشیم. سعی کردیم کارمان بروز باشد. من و آقای روحانی و آقای عاجل با هم می نشستیم، گاهی بزرگتر ها هم می آمدند و آقای عاجل که شاعر بودند شعر می گفتند و گاهی هم ریتمی را روی شعر خودشان ابداع می کردند. من هم با موسیقی سنتی از قدیم آشنایی دارم گاهی ریتمی را با هم فکری اقای روحانی انتخاب می کردیم و آقای عاجل برای ریتم شعر می گفتند.
این سبک تا سال 57 و انقلاب اسلامی ایران ادامه داشت.
زندگی وقف روضه وارادت
با پیروزی انقلاب اسلامی، اشعار حماسی بسیاری سروده شد و سبک مداحیها نیزتغییر کرد. هشت سال دفاع مقدس نیز تأثیر عمیقی بر این جریان گذاشت و به مداحیها رنگی تازه، حماسیتر و معنویتر بخشید.
در مراسم تشییع پیکر شهدا، معمولاً ابتدا نوحه با مرثیهای درباره حضرت امام حسین علیهالسلام آغاز میشد، سپس نوحهای در وصف شهید، شهادت و فضای جنگ خوانده میشد و در پایان نیز ثنای امام حسین علیهالسلام زمزمه میگردید. شعرها و ریتمها همه حالوهوایی حماسی داشتند و دلها را به یاد کربلا و عاشورا میبردند.
من نیز پس از انقلاب ـ اگر حمل بر تعریف نباشد ـ زندگی خود را وقف شهدا و راه شهدا کردم. در خیابانها، در میان جمعیتهایی که گاه شمارشان به بیست هزار نفر هم میرسید، بر روی ماشین میایستادم و نوحه میخواندم؛ البته دوستان دیگری نیز همراه بودند، اما سهم من در برگزاری این مراسم کم نبود.
همچنین در خانه شهدا ، بیهیچ چشمداشتی، زیارت عاشورا و دعای توسل میخواندم. باور من این بود که شهدا جان خود را در راه وطن فدا کردند و ما نیز باید تمام توان خود را، تنها برای وطن و تنها برای شهدا، به کار بگیریم.
از ترشیز تا تهران
سال ۱۳۷۱، یک روز پیش از عید قربان و در روز عرفه، هیئت ذاکرین برای شرکت در مراسم به هیئت حسینی رفت. هنگام بازگشت، آقای موسویتبار ــ معروف به موسوی شیشهبر ــ که از دوستان ما بودند و آشنایی در تهران داشتند، پیشنهاد کردند به تهران برویم. ایشان با آیتالله نجفی که هیئتی در تهران داشتند هماهنگ کردند و من نیز به دعوت آنان راهی «حسینیه جلوه» شدم.
وقتی وارد حسینیه شدم، خودم را معرفی کردم و برای مداحی، پانزده دقیقه فرصت به من دادند. آن روز «حسینیه جلوه» مملو از جمعیت بود؛ هم فضای داخل حسینیه و هم حیاط از مردم پر شده بود و به سختی توانستم از میان جمعیت عبور کنم و خود را به جایگاه برسانم. در آن مجلس، یکی از مداحان مطرح کشور نیز حضور داشت و مداحی میکرد.
اجازه خواندن که به من داده شد، ابتدا غزلی از حافظ را خواندم:
«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»
هنگام خواندن این غزل، متوجه شدم عدهای از داخل حیاط میخواهند وارد حسینیه شوند تا ببینند چه کسی این شعر را میخواند. پس از آن، شعری در رثای حضرت علی(ع) خواندم و در پایان نیز نوحهای کوتاه اجرا کردم. همه این برنامه در همان پانزده دقیقه انجام شد.
وقتی مداحی به پایان رسید، فضای مجلس دگرگون شد و همه اهل مجلس یک جا حرکت کردند و ایستادند. هنگام خروج، مردم دورم جمع شدند، تشویقم کردند و حتی شانههایم را میبوسیدند. آیتالله نجفی، که سید بزرگوار و محترمی بودند، در حیاط حسینیه جلو آمدند و خطاب به آقای موسوی گفتند: «دوست شما گوهرشناس است.»
همان مجلس، آغاز فصل تازهای در زندگی من شد؛ حضوری که به اقامت پنجسالهام در تهران انجامید و پس از آن نیز زمینه مداحی در شهرهایی چون کاشان، اصفهان، یزد و قم را برایم فراهم کرد.
مداح چه وظیفهای دارد؟
استاد داوری معتقد است مداحی تنها داشتن صدای خوب نیست و یک مداح باید پیش از هر چیز، مفهوم واقعی مداحی را درک کند. او میگوید:
«مداح کسی نیست که فقط شعری را از روی کتاب بخواند. مداح باید هدف داشته باشد؛ باید کسی را که برای او مدح و مرثیه میگوید، بشناسد و با معرفت و آگاهی بخواند. در انتخاب شعر هم باید دقت کند؛ شعری انتخاب شود که شایسته مقام اهلبیت(ع) باشد و محتوای ارزشمند داشته باشد.
مداح باید ریتم و شعری را برگزیند که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. مداحی فقط صدای خوب نیست. هر کسی که میخواهد در کارش موفق شود، باید معرفت داشته باشد؛ بهویژه مداح که با همه اقشار جامعه، از کودک و جوان گرفته تا پیر و زن و مرد، سر و کار دارد. اگر این معرفت، رنگ و بوی معنوی و باطنی هم داشته باشد، اثرش چند برابر خواهد شد.»
مداحی در کاشمر
این مداح پیشکسوت درباره وضعیت مداحی در کاشمر نیز میگوید:
خوشبختانه در کاشمر مداحان خوبی حضور دارند. مداحان شاخص و پیشکسوت، شبهای سهشنبه جلسات آموزشی و انتقال تجربه برگزار میکنند و جلسات غیررسمی مداحی همچنان با قوت ادامه دارد.
یکی از جلسات رسمی آموزش مداحی در کاشمر، مجموعه «منادیان عترت» است که با مدیریت آقای غلامرضا پور فعالیت میکند. در کنار ایشان، استادانی نیز در زمینه آموزش تلاوت قرآن و خواندن دعا، علاقهمندان را آموزش میدهند.»
او همچنین به فعالیت کانون مداحان اشاره میکند و میگوید:
«کانون مداحان کاشمر ابتدا با ۶۰ عضو آغاز به کار کرد و امروز تعداد اعضای آن به حدود ۳۵۰ نفر رسیده است. در ابتدا ریاست این کانون بر عهده آقای عاجل بود و پس از ایشان ریاست کانون حدود ۱۴ سال است که بر عهده من است.»
استاد داوری؛ چهره ماندگار مداحی کاشمر در اجلاسیه بینالمللی پیرغلامان
محمدحسین داوری، مداح پیشکسوت کاشمری که در بیستودومین اجلاسیه بینالمللی پیرغلامان، مداحان و خادمان حسینی مورد تجلیل قرار گرفت، درباره ویژگیهای یک پیرغلام میگوید: «کسی شایسته عنوان پیرغلام است که سالها بیچشمداشت در مسیر اهلبیت(ع) خدمت کرده باشد و خدمت به امام حسین(ع) را نه برای شهرت، بلکه از سر عشق و اخلاص انجام دهد. پیرغلام باید اخلاق نیکو، معرفت، تواضع و احترام به مردم را سرلوحه کار خود قرار دهد. مداحی فقط خواندن شعر نیست؛ پیرغلام واقعی کسی است که رفتار، گفتار و زندگیاش مردم را به مسیر اهلبیت(ع) نزدیکتر کند و همواره خادم این دستگاه مقدس باقی بماند.»
مفتخرم که به عنوان پیرغلام از من قدردانی و تجلیل شد.
یادی از مداحان قدیمی
استاد محمدحسین داوری در پایان گفتوگو، به رسم یادبود و قدردانی، یادی از مداحان قدیمی و نامآشنای کاشمر کرد؛ چهرههایی که سالها با اخلاص در هیئتهای مذهبی خدمت کرده و خاطرات بسیاری را در ذهن مردم این دیار به جا گذاشتهاند. او از حاجآقای عظیمیان و حاجآقای عسکری در هیئت مهدیه، حاجآقای موسویتبار از هیئت علیاصغری، حاجآقای فخار از هیئت حسینی، حاجآقای سرکشیکی و حاجآقای باستانی از هیئت حیدری، حاج آقای شمس از هیئت ابولفضلی و همچنین حاجآقای نمازی از هیئت علیاکبری نام برد و تأکید کرد که بسیاری از سنتها و فضای معنوی هیئتهای امروز، حاصل تلاش و اخلاص همین پیشکسوتان است.


.jpg)










نوشتن نظر:
ارسال پاسخ