ایستاده بر مدار میهن، رسالت ما در بزنگاه تاریخ
ایران؛ آخرین سنگر، نخستین امید
اینک در آستانهی روزهایی ایستادهایم که تنها یکراه در پیش روی میبینیم و هرچه بیرون از این مسیر و راه است سنگلاخ است و ناهموار و ظلمات. و این راه چیزی نیست جز وطن و جز ایران و هرچه در این زمان و زمانه جز این اندیشیده شود و بیان گردد، خلاف منافع و آیندهی این سرزمین است. گرچه این روزگار منطقاً دیری نمیپاید و عمرش در برابر رنجهایی که این خاک و مرز بر دوش کشیده کوتاه است؛ اما بزنگاهی است که باید تعهد و همّت خود را در این راه بگماریم تا در چشم آیندگان که از پس ما میآیند نه جامعهای منفعل و سستپیمان، که میراثدارانی به حمیّت و همّت جلوه نماییم.
ایران و رنجهایش
این سرزمین همواره دستخوش تطاولها و تهاجمهای گوناگون بوده و این اولینبار نیست و آخرینبار نیز نمیتواند باشد. چراکه هربار و به هر طریق حیلهای بهکار میبندند و انشقاقی میان همبستگی مردمان این سامان ایجاد مینمایند. چنانکه خویش و نزدیک را چون کبریت و پنبه در کنار هم مینمایند که هرآینه بیم اشتعال میرود. و این نیرنگ و این حیلت نه شیوهای نو انداخته، که راه و رسمی نخنما و دستسوده است و هربار به جلای سخنی پیشآورده شده است.
از سوی دیگر نه میتوان مشکلات و خلأهای داخلی را نادیده گرفت و چشم حقیقتبین را بر آن بست؛ و نه میتوان توطئهی دژخیمان را سادهانگارنه از سر گذراند. ابتدا باید دانست که خاک و میهن هرچه دستخوش مشکلات متعدد باشد و هرچه زندگانی در آن توأم با رنج و اشتغال ذهنی و روحی باشد، باز هم میهن است و باید پذیرفت که هیچ اجنبیای رفاه و آزادی و آسایش را در بستههای شکیل و بزکشده برایمان به ارمغان نیاورده و نمیآورد. هیچ جنگی در خرجین زرینفامش رهایی نداشته و هیچ تطاولی جز بازپسرفتن و عقبماندن از اسب تیزپای روزگارِ جهان پیشکش نکرده است. پس در این زمان و زمانه و در این لحظهی اکنون که پیکان دژخیمان، زیرساختهای حیاتی این مملکت را هدف گرفته است و برای توجیه هر جنایتش نسبتی سیاسی میجوید و مینامد، ما رسالت و تعهدی جز مقاومت نداریم و جز این اگر باشد دیری نخواهد پایید که انگشت حیرت و حسرت به دندان خواهیم گزید.
به هوش باید بود
ابتدا باید اعتراف کرد که جنگِ جهان مدرن ناگزیر با رسانه تنیده است و از هر سوی که به ماجرا بنگریم نمیتوانیم نقش اساسی و مهم رسانه را که هرثانیه در حال بازتولید محتوا و بازتعریفهای مختلف است، نادیده بگیریم. چیزی که در این سالها در داخل، خواسته یا ناخواسته به آن بیتوجه بودهایم و نتوانستیم توجه اکثریت جامعه را معطوف به آن سازیم، رسانهای با تمام رویکردها و نگرشها بوده است. این در صورتی است که چه در روزگار پیش از جنگ و چه در میانهی جنگ و چه پس از جنگ، این رسانه است که نقش تعیینکنندهای دارد. از طرفی تعریف رسانه در چهارچوب سنتی خود، نوع دیگری از بیتوجهی به رسانه است. این بیتوجهی از سوی فعالان رسانه بیشتر به چشم میخورد؛ گرچه باید گفت که چندسالی است فعالیتهای جستهگریختهای را آغاز کردهاند، اما بهحد کفایت نبوده است. رسانه را امروز نمیتوان در جامهی تعریف سنتی خود نگاه داشت و خبرنگاران و فعالان رسانه نیز نمیتوانند خود را محدود و محصور در یک قالب رسانهای حفظ نمایند.
نگاه منتقدانه و سنجشگر
نگاه سنتی به رسانه و تعصب داشتن روی موضوع رسانهای خاص، جامعه را نهتنها پویا و خلاق و متعهد نمیسازد، بلکه مخاطبانی شکننده را پرورش میدهند. یکی از وظایف رسانه میتواند این باشد که مخاطب یک جامعه را با نگاهی سنجشگرانه تقویت کند و پرورش دهد. پیشفرض هر مخاطبِ رسانهای باید نگاهی سنجشگر به خبر یا موضوع مطرحشده در رسانه باشد. اینکه کدام رسانه در چه مقطع زمانی مشغول سوگیریهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. از سوی دیگر باید موضوع تفاوت نگرشها نیز در رسانهها تقویت شود. بدین معنا که مخاطبانِ رسانه ابتدا باید بتوانند نظر مخالف خود را بدون اینکه او را متهم به رویکردی خاصی نمایند، بشنوند و گفتوگو کنند. حال اگر بخواهیم دربارهی سوگیریهای رسانهای سخنی بهمیان بیاوریم، بهتر است به تعریف «تشخیص سوگیری در جریان غالب رسانهای» از کتاب «شناسایی پروپاگانداری رسانهای، نوشتهی ریچاردپل ولیندالدر»، بپردازیم. در اینباره ریچاردپل مینویسد: «مردم گمان میکنند کسانی که با آنها موافقاند بیطرفاند و کسانی که با آنها مخالفاند سوگیری دارند. این کاملاً طبیعی و در عینحال غیرسنجشگرانه است. بهاینترتیب، اگر مفسرانِ خبرها دیدگاههای غالب را بهگونهای بپیچانند که با نگرش لیبرالها موافق باشد، فقط گروهی از مخاطبان که لیبرالاند آنها را «بیطرف» میدانند. و اگر مفسر، دیدگاههای غالب را بهگونهای بپیچاند که با دیدگاه محافظهکارانه موافق باشند، فقط گروهی از مخاطبان که محافظهکارند او را بیطرف میدانند. بنابراین، رسانهها خبرها را طبق دیدگاههای مخاطبانشان جهتدهی میکنند.»
شاید بتوان گفت که فعالیت رسانهها در گرو مخاطب است و از همین روست که رسانه تلاش میکند همواره مخاطب خط فکری خود را حفظ نماید. پس نمیتوان گفت که رسانه بهتنهایی در این میان نقشی برعهده دارد؛ این مخاطب است که باید چندین و چند رسانه را بررسی نماید؛ تا توان پذیرش نظر مخالف خود را رفتهرفته تقویت کند.



.jpg)





نوشتن نظر:
ارسال پاسخ