محمد توحیدی: با جاخالیهای ویرانکننده تمام تیمها را به چالش میکشیدم
محمد توحیدی پیشکسوت ورزش و آموزگار بازنشسته کاشمر معتقد است؛ در گذشته انگیزه بازیکنان در ورزش مادی نبود و این رمز موفقیت ورزشکاران نسل گذشته بوده است.
آقای توحیدی از دوران دبستان و آغاز فعالیتهای ورزشی خودتان بگویید
محمد توحیدی متولد 15/02/1343 کاشمر هستم. دوران ابتدایی را در مدرسه خیام و رفعت گذراندم. در مدرسه عمیدالملک کندری " شهید باقری" نیز دوران راهنمایی را به اتمام رساندم. در آن دوران مرحوم بهزادفر معلم ورزش ما بودند. در دوران راهنمایی رشته فوتبال را دنبال میکردم و در تیم مدرسه و منتخب آموزشگاهها نیز عضویت داشتم. من فوتبال را تا 1359 ادامه دادم. در این سال با تشویق حسین رشادتی جذب رشته والیبال شدم و در سالن 22 بهمن به طور رسمی فعالیتهای مربوط به والیبال را در سن 16 سالگی آغاز کرده و به خاطر فیزیک بدنی و علاقهام، در این رشته به پیشرفتهای قابل توجهی رسیدم. البته در این سالها در مسابقات دوی صحرانوردی نیز شرکت کردم و مقام های اول و دوم دانش آموزی را نیز بدست آوردم.
از دوران آموزگاری خود بگویید
من از سال دوم دبیرستان که به طور جدی والیبال را دنبال میکردم، کاپیتان تیم آموزشگاهها بودم. همزمان در تیم منتخب "آزاد" کاشمر نیز عضویت داشتم. این علاقمندی به والیبال باعث شد تا در سال 1366 رشته تربیت بدنی را در دانشگاه دنبال کرده و در رشته دبیری ورزش در دانشگاه اصفهان و دانشگاه تربیت معلم شهید خورشیدی خراسان فارغ التحصیل شوم. از سال 1368 وارد خدمت آموزش پرورش شدم و به عنوان دبیر ورزش در خدمت دانش آموزان بودم و در سال 1394 نیز بازنشست شدم. سه سال اول دوران آموزگاریام را در روستای کندر تدریس کردم. آن زمان کاظم شیردل نیز هم دوره من بود و حتی یک تیم از معلمان آن جا تشکیل دادیم و در مساباقت فرهنگیان شرکت کردیم. بعد از آن اکثر دوران خدمت آموزش و پروش را در مدارس راهنمایی و دبیرستان شاهد کاشمر پشت سر گذاشتم. در آن زمان آموزشهای مربوط به فوتبال، والیبال، بسکتبال و تنیس روی میز را به دانش آموزان ارایه میدادم. از دانش آموزان شاخص من داود دانشدوست و ایمان بلاچ در مدرسه راهنمایی شاهد بودند که با حضور آنان در مسابقات مختلف کاشمر قهرمان میشدیم.
در خصوص فعالیتهای خود در رشته والیبال توضیح بدهید
من با تیم والیبال فرهنگیان کاشمر عناوین قهرمانی زیادی را بدست آوردم. آن زمان مسابقات باشگاهی والیبال نیز فراوان برگزار میشد و با تیمهایی چون بسیج و سیزده آبان، قهرمان و نایب قهرمان کاشمر شدیم. در قالب تیم آزاد نیز چند عنوان سومی بدست آوردیم و در مسابقات هلالاحمرهای کشور، عضو تیم هلالاحمر کاشمر بودم. اولین باشگاهی که من درآن عضویت داشتم، باشگاه امید بود که تحت نظر حسین رشادتی فعالیت میکرد. تیم امید با حضور جوانانی چون علی حیدریان، رضا زوار، رضا سرایانی، محمد پوررستم، مهدی مقدم، مجتبی حسینی و هادی زوار، بازیها زیبایی را ارایه میداد. حسین رشادتی هم بازیکن و هم مربی این تیم بود و به پیشرفت جوانان تیم کمک شایانی میکرد. من با این باشگاه در همان سال اول، مقام سوم باشگاهی کاشمر را بدست آوردم. چند سالی نیز در قالب تیمهای چون بسیج، شرکت نفت و سیزده آبان در مسابقات باشگاهی شرکت کردم و افتخاراتی را بدست آوردم. در باشگاه سیزده آبان، من و حمید محمدی از بازیکنان بزرگسال تیم بودیم و جوانانی چون محمد شمس، قاسم بردبار و مرحوم خسرو کرد در این تیم رشد کردند. من علاقه خاصی به داوری داشتم و به همین دلیل به طور جدی دنبال مربیگری در این رشته نبودم. در همین راستا داوری درجه یک والیبال را نیز کسب کردم. اما به خاطر مشکلات جسمانی علیرغم دعوت برای شرکت در کلاس داوری ملی از آن انصراف دادم.
از والیبالیستهای دوره خود بگویید
در آن زمان والیبالیستهای بزرگی چون حمید سلیمانی، حمید محمدی، علی خدادادیان، رضا زوار، محمود نبوی، مرادیان، محمد شمس و قاسم بردبار با من هم دوره بوده و در تیمها باشگاهی و آزاد کاشمر، دوران طلایی والیبال شهر را تشکیل داده بودیم. "هرچند علیرغم حضور این نسل طلایی، موفقیتهای استانیِ والیبال کاشمر قابل توجه نبوده است." بازیکنان نسل آن دوره، هوش بالایی داشتند. به عنوان مثال من در طول یک بازی، تمام حرکات تیم حریف را زیر نظر داشتم و حتی خطای ارنج آنان را متوجه بودم و نقاط کور آنان را شناسایی میکردم و به اصطلاح با جاخالیهای ویرانکننده آنان را به چالش میکشیدم. همین استعداد بود که باعث شد؛ منوچهر پورحسن از مسئولین استان، من را برای داوری مسابقات کشوری دعوت کند. این مقدمهای شد که من بعدها حتی فینال مسابقات استانی را نیز قضاوت کردم.
چرا والیبال کاشمر افت کرده است
در این خصوص باید بگویم؛ قبلا انگیزه بازیکنان و علاقهمندان، مادی نبود و یک عشق درونی و همیشگی باعث میشد بعضی افراد از درآمد خودشان در والیبال هزینه کنند. این همان رمز شکوفایی والیبال در آن دههها بود که تماشاگران فراوانی را به خود جذب میکرد. اما الان مادیات خیلی از انگیزهها را کاهش داده است. چکیده کلام هم اینست که تا وقتی در این مورد سرمایه گذاری درستی نشود، هیچ اتفاق خوبی در والیبال شهر نخواهد افتاد. باید از آقایان دانش، زوار و کُرد که در گذشته از خود گذشتگی داشتند، تشکر کنم.











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ