آخرین اخبار

آینده‌ی مبهم فرهنگی‌_هنری کاشمر

روز به روز شاهد کم‌کاری هنرمندان و فعالان فرهنگی در حوزه‌های مختلف در کاشمر هستیم. دیگر هم‌چون گذشته شاهد اتفاقات گوناگون نیستیم و «شوراهای راهبردی» هم که به‌رأی گذاشته شد، گویا کاری از پیش نبردند. برگزاری نمایشگاه‌ها، تئاترها، شب موسیقی‌های مختلف...
کد مطلب : 563
شنبه, 04 مهر 1405
91 بازدید
نویسنده : حمید ضیایی

روز به روز شاهد کم‌کاری هنرمندان و فعالان فرهنگی در حوزه‌های مختلف در کاشمر هستیم. دیگر هم‌چون گذشته شاهد اتفاقات گوناگون نیستیم و «شوراهای راهبردی» هم که به‌رأی گذاشته شد، گویا کاری از پیش نبردند.

برگزاری نمایشگاه‌ها، تئاترها، شب موسیقی‌های مختلف باعنوان کارگاه‌های موسیقی، خوش‌نویسی و جلسات کتابخوانی و... چون گذشته رونق ندارد.

 

نبود برنامه‌ی فرهنگی

 

به‌زعم نگارنده نبود یک برنامه‌ی دقیق و تقویم فرهنگی در کاشمر، یکی از معضلات مهم و جدی عدم فعالیت فرهنگی به حساب می‌آید. هنرمندان با هیچ رویکردی نتوانسته‌اند در کنار یکدیگر به یک برنامه‌ی مدّون و چشم‌اندازی مستقل برسند؟ آیا اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشمر چشم‌انداز و برنامه‌ای در جهت تحول برنامه‌های فرهنگی دارد؟ آیا غیاب برنامه‌های فرهنگی_هنری در سطح شهرستان به‌عنوان یک دغدغه در پیش نظر مسئولان قرار دارد؟

بگذارید یک داستان را اینجا نقل کنم. روزی درختی را از ریشه بیرون می‌کشند و پس از مدتی مردم می‌بینند هنوز آن درخت سبز است؛ اهل فضل و خردی از آنجا می‌گذشت و گفت می‌دانید چرا این درخت هنوز سبز است؟ چون هنوز نمی‌داند چه بلایی سرش آمده است!‌

با طرح این داستان این پرسش نیز باید مطرح شود که آیا حواسمان هست چه بلایی سر حوزه‌ی فرهنگ و هنر شهرستان می‌آید یا هنوز این را درک نکرده‌ایم؟

استعدادهای مختلفی در این شهرستان وجود دارد که نیازمند بستر مناسب در جهت یادگیری و تقویت توانمندی خویش است. از سال‌ها پیش تاکنون شاهد چه اقدامی در راستای این بسترسازی بوده‌ایم؟

 

 

هنر زبان ثبت‌کننده‌ی تاریخ است

 

اگر بخواهیم درباره‌ی شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی  گذشته تحقیق کنیم، ناگزیر باید توجه ویژه‌ای به آثار ادبی و هنری همان دوره نیز داشته باشیم. این بدین معناست که هنر همواره در اختیار جامعه‌ای بوده که در آن اتفاقات مختلفی رخ می‌داده و هنرمند با خلق اثر خود نه‌تنها آن واقعه را ثبت می‌کرده، بلکه با گامی پیش‌تر از جامعه‌ی پیرامون خود حرکت می‌کرده است. به بیان دیگر، هنرمند همواره سعی داشته جامعه را به‌دنبال تفکر خود به‌راه بیندازد و خود دنباله‌رو تفکر جامعه نمی‌شده؛ گرچه هنرمند تافته‌ای جدابافته از جامعه و اتفاقات آن نبوده، اما تلاشش همواره برای آگاهی‌بخشی و جریان‌سازی بوده است. چیزی که ما باید بگوییم نه‌تنها در جامعه‌ی شهری چون کاشمر، بلکه در سطح استانش هم کم شاهدش هستیم. با این‌همه رسالت هنرمند در بزنگاه‌های مختلف تاریخی هم‌چون جنگ چه می‌تواند باشد؟

هنرمند نظاره‌گر اتفاقات است تا بتواند از دل این نظاره‌ها اثری ماندگار خلق کند. از همین رو گمان نمی‌کنم ما در اکنون شاهد چنین رویکردی در میان هنرمندان و دغدغه‌مندان فرهنگی‌هنری باشیم.

 

 

کرونا، جنگ و دیگر هیچ!

 

با آن‌چه گفته شد باید اعتراف کرد که در مواقع بحرانی هم‌چون کرونا، جنگ، مشکلات اقتصادی و امثال این، آسیب‌پذیرترین شغل و حرفه، حوزه‌های مختلف هنری است. چه از لحاظ اجرایی و چه از لحاظ اقتصادی که البته در مواقع غیرضرور نیز هنرمندان با چنین بحران‌هایی مواجه هستند؛ اما در شرایط و بزنگاه‌های مختلف، حوزه‌های مختلف هنری است که به محاق می‌رود و به‌بیانی بی‌رحمانه‌تر باید گفت که هیچ‌کس هم متوجه نمی‌شود.

باید بخشی از کم‌کاری هنرمندان را در همین موضع دغدغه‌‌ی نان جست و یافت. همین امر موجب می‌شود تا هنرمند بیش از آنکه دغدغه‌ی هنر داشته باشد، به مسایل و مشکلات مالی و زندگی شخصی خودش بپردازد. چرا که در روزگار و شرایط اقتصادی کنونی، فرهنگ و هنر جایی چندان در سبد کالای خانوارها ندارد.

شاید باخودتان بگویید دلش خوش است و در این اوضاع اقتصادی آشفته و جنگ و درگیری، از فرهنگ و هنر سخن می‌گوید! اما واقعیت این است که به‌زعم نگارنده همه‌چیز در سایه‌فرهنگ و هنر می‌بالد؛ همان‌طور که در غیاب آن جامعه‌ای سردرگم و پریشان را شاهد خواهیم بود.

آن‌چه تاریخ این سرزمین را در کنار جانفشانی غیرت‌مندان و مرزبانان ایران تاکنون حفظ کرده، توجه به فرهنگ و هنر و تفکر بوده؛ چیزی که در این روزگار چندان به آن توجهی نمی‌شود.