آخرین اخبار

همراز 431

سلام و با تشکر از شما ، من با وجود روحیه عاطفی و نیازمند محبت ولی دوران کودکی و نوجوانی و جوانی را در خلا کامل عاطفی، با نبود هیچ محبت و نوازشی گذراندم. کمبود محبت و نیاز شدید عاطفی در تمام روزهای سنم احساس می‌شد در دوران مدرسه به شدت جذب معلم هایم می شدم و در خیال و  رویا از آنها گدایی...
کد مطلب : 567
شنبه, 04 مهر 1405
83 بازدید
نویسنده : دکتر زهرا عاصمی

سلام و با تشکر از شما ، من با وجود روحیه عاطفی و نیازمند محبت ولی دوران کودکی و نوجوانی و جوانی را در خلا کامل عاطفی، با نبود هیچ محبت و نوازشی گذراندم. کمبود محبت و نیاز شدید عاطفی در تمام روزهای سنم احساس می‌شد در دوران مدرسه به شدت جذب معلم هایم می شدم و در خیال و  رویا از آنها گدایی محبت می‌کردم. این مسئله در دوران دانشگاه هم اتفاق افتاد و همیشه نیاز خودم را در فکر و خیال و رویا پر می‌کردم. الان با وجود اینکه ۱۶ سال است که ازدواج کردم و همسرم بسیار عاطفی و با محبت است و فراتر از باور من به من چه بصورت عاطفی  چه به صورت جنسی  و حتی به صورت مالی بسیار به من محبت و عشق می‌ورزد اما خلا دوران کودکی ام هنوز پر نشده و در این دوران تا به حال مواردی پیش آمده که  توجه یک فرد جنس مخالف دیگر حتی در حد یک سلام با احترام، مرا بسیار درگیر می‌کند و مدت ها خود را در خیال و رویا با او مشغول دارم تا زمانی که خلا کمی پر می‌شود و سرد می شوم اما بعد عذاب وجدان که من در فکر و خیال به همسرم خیانت کردم یا نه عذابم می‌دهد نمی‌دانم این درد را چگونه درمان کنم که بتوانم بر عشق واقعی همسرم وفادار بمانم لطفا کمک بفرمایید

 

سلام و درود و آرزوی سلامتی و خوشبختی برای شما بانوی عزیز ؛ ابتدا باید عرض کنم بسی جای تقدیر دارید که به این خوبی و با این وضوح و بدون نقاب، با واقعیات وجود خودتان روبه‌رو شده اید. این یعنی نیمی از راه را خودتان طی کرده اید . به این  چند نکتهٔ بسیار اساسی، شفاف و راهگشا دقت بفرمایید تا هم از این برزخ عذاب وجدان بیرون بیاید و هم یاد بگیرید چطور این زخم کهنه را مدیریت کنید:

الف) اولا اینکه به این اعتقاد برسید که خیال‌پردازی شما خیانت نیست .

 بزرگ‌ترین باری که الان دارید به دوش می‌کشید، حس خیانت‌کار بودن و شرم هست. در واقع  با خیال پردازی دارید از یک مسکّن کهنه استفاده می کنید اما بیاید روانشناختی به موضوع نگاه کنید :  کودکی که سال‌ها در قحطی عاطفی و بی‌پناهی رشد می‌کند مغزش  با  افکار فانتزی و تخیلات و رؤیاپردازی، یک سیستم دفاعی برای بقا می‌سازد!  شما از کودکی یاد گرفته اید گرسنگی عاطفی‌تان را با تخیل سیر کنید (اول با معلم، بعد با استاد، و حالا با یک سلام محترمانه از یک غریبه).

یک سلامِ ساده در مغز شما فقط یک رفتار مؤدبانه نیست؛ بلکه جرقه‌ای در وجود شما برای حس دیده شدن است. پس لطفاً به خودتان برچسب خیانت نزنید؛ شما خائن نیستید، شما یک بازمانده محرومیت عاطفی هستید که می‌خواهید آن چاله محرومیت را پر کنید. البته ممکن است با خودتان بگویید من که همسرخوبی  دارم، پس چرا الان این حال را دارم ؟ 

برای این پاسخ به مثال من توجه کنید:  محبت امروز همسر، برای شما مثل ریختن آب گوارا در یک لیوان ترک‌خورده است. آب ریخته می‌شود، بسیار هم باکیفیت است.  اما چون زخم زیرین (احساس نادیده‌گرفته‌شدن در کودکی) هنوز ترمیم نشده است، آب از تهِ لیوان نشت می‌کند! در نتیجه با کوچک‌ترین قطره‌ای از بیرون، توجه شما جلب می‌شود. این ربطی به کم‌ارزش بودن عشق همسرتان یا بی‌وفایی شما ندارد،خودسرزنشی نکنید.

ب) با افکار خود نجنگید تا خودبخود از بین بروند: به‌طور طبیعی وقتی فکری به سراغ آدمی می آید و مثلا شما با خشم نسبت به خودتان می‌گویید: نباید بهش فکر کنم، من شوهر دارم، گناه می‌کنم،  مغز دقیقاً برعکس عمل می‌کند و ان فکر را رها نمی‌کند!  در متون درسی روانشناسی از یک استعاره استفاده می‌کنیم به‌نام " خرس سفید" که این مثالی است برای این جریان که اگر خیلی با خود بجنگید که با یک فکر مقابله کنید آن فکر قوی تر و ماندگارتر می‌شود! پس دفعه بعد که بعد از یک تعامل یا سلام، این افکاربه‌سراغتان آمد یک نفس عمیق بکشید و در دل بگویید این فقط یک فکر است، دستورِ عمل نیست، من قرار نیست با این فکر جایی برم یا کاری بکنم. ماجرا را در ذهنتان بال‌وپر ندهید.

ج) هر چیزی که به این افکار یا احساسات سوخت رسانی می‌کند را قطع کنید

این افکار مثل آتشی هستند که اگر بهش چوب ندهید، کم‌کم خاموش می‌شود. پس وقتی چنین موردی پیش می‌آید ابداً صفحهٔ مجازی، عکس یا پیام‌های فرد را چک نکنید، پیگیر دیدن یا گفتگوی مجدد با فرد نباشید، مکالمات کوتاه  یا روزمره را در ذهنتان بازپخش نکنید، و در نهایت فاصله و مرز بیرونی را محکم نگه دارید تا آتش آن حس موقت خودبه‌خود فروکش کند.

د)  بعضی افراد برای خلاص شدن از عذاب وجدان، وسوسه می‌شوند که این حس گناه و عذاب وجدان را برای دیگران تعریف کنند یا حتی نزد همسر اقرار و اعتراف کنند ! لطفا هرگز چنین کاری نکنید زیرا این کار فقط و فقط تخلیهٔ بارِ گناه نکرده ی خودتان  به قیمتِ ویران کردن امنیت روانی همسر و اعضای خانواده تان هست! وفاداری یعنی شما با وجود داشتن این وسوسه‌های ذهنی، در عمل و در مرزهای واقعی‌تون پاک و پایبند بمانید و سعی کنید توجه، لمس و گفت‌وگوی عاطفی‌ با همسرتان را بیشتر کنید؛ یعنی آن انرژی یا نیازعاطفی را به سمت امنِ رابطه‌ زناشویی برگردانید. و با خود گفتگو کنید که : تو دیگر آن دختر بی‌پناه گذشته نیستی که محتاج یک نگاه غریبه باشی !

ه) سپاسگذاری از والدین:  شما ۱۶ سال است که عفاف و نجابت را پیشه کرده اید و به همسرتان وفادار مانده اید و همین تعهد ، دغدغه‌مندی و عذاب وجدان  نشان وجدان بیدار و اصالت و حیای شخصیت شماست. با خود فکر کنید این‌ها را از کجا آورده اید ؟ قطعا بخش عمده اینها از تربیت و مراقبت والدین محترم است . پس هر وقت به این مساله فکر کردید که در کودکی محبت و توجه لازم را دریافت نکرده اید بخود بگویید ولی در عوض ، از تربیت همین والدین است که امروز من در عفاف و وفاداری به خانواده زندگی می‌کنم . برایشان دعا کنید و دوستشان بدارید و سپاسگزارشان باشید .

موفق و خوشبخت باشید انشالله