کاشمرِ هتلدار و چند اما و اگر دربارهی گردشگری!
کاشمر «هتل»دار شد تیتر خوشِ این روزهاست. بحث هتل سالهاست که در کاشمر مطرح است و هربار بهدلیل و بهانهای مسکوت میشد تا بالاخره صدای «صور» آن برخاست که کاشمر هتلدار شد. اینکه کاشمر پس از این همه سال هتلدار شده چندان هیچانزدهام نکرده است؛ اما، نمیتوانم نسبت به این موضوع هم بیتفاوت باشم! بدونشک خبر بسیار خوبی است که شاهد ایجاد هتل در کاشمر هستیم. جا دارد از تمام دستاندرکاران تأسیس هتل در این شهر تشکر ویژه کنیم.
اما، هنوز مسایل مهمی مانده که باید بهجد، همچون تأسیس هتل به آن بپردازیم. سابقبراین هم بارها اشاره شده است و نمیدانم تا چه میزان دغدغهی مردم و مسئولان است! چه بخواهیم و چه نخواهیم کاشمر و در دید وسیعتر «ترشیز»، منطقهای زیارتیسیاحتی و تاریخی است که میتوان در زمینههای مختلف آن فعالیت کرد. نهتنها این منطقه از لحاظ تاریخی حائزاهمیت است؛ که از منظر فرهنگ و فعالان فرهنگی و اجتماعی و سیاسی هم برجسته است.
این شهر...
بارها گفته و نوشتهام که این شهر، آنطور که شایسته است در حوزهی فرهنگوهنر عمل نکرده است. هرگاه صحبت از هنر پیش آمده، توجه روی یکیدو شاخهی هنری متمرکز شده و دیگر هنرها یا کنار گذاشتهشده و یا توجهی به آنها نشده است. این در صورتی است که با توجه به بودجههای فرهنگی بعضی ادارات، میتوان کارهای برجستهای در این زمینه کرد. چرا هنر را به مسألهی «هتل» در کاشمر گره میزنیم؟ واقعیتش این است که هر حوزهی فعالیتی در شهر، همچون حلقههای زنجیر به یکدیگر متصل است و تکمیلکنندهی دیگری است. قطعاً وقتی صحبت از هتل میشود، ذهن ما ناخودآگاه به سمت و سوی گردشگری هم میرود. بههرحال این هتل صرفاً برای مسافران گذری یا غیره نخواهد بود و امید را باید به حضور گردشگر هم ببندیم. یکی از کارهای مهم در حوزهی گردشگری حوزهی فعالیتهای فرهنگیهنری است.
هنر چیست؟
در این شهر هنرمندان و ظرفیتهای مهم هنری وجود دارد که در گوشهای یا دیده نمیشوند و یا اصلاً کسی نمیداند این عزیزان هستند! هنر، اساساً به آن چیزی گفته میشود که از خلاقیّت، خردورزی، زیبایی، فرم، محتوا و... بهرهمند باشد. با چنین تعریفی میتوان هنرمندان را به دستههای مختلف تقسیم کرد و برای هرکدام حوزهی فعالیتیای قائل شد. بعضی هنرها شمول سراسری دارد؛ مانند تئاتر، موسیقی، شعر، نقاشی و هنرهای تجسمی، خوشنویسی و... و بعضی دیگر، نهتنها ظرفیّت شمولی پیدا میکند، که در واقع نقش هوّیتی و فرهنگی ترشیز را هم بهدوش میکشد؛ مانند هنرمندان صنایعدستی.
گفتنش تکرار مکررات است و دیگر نیازی هم نمیبینم که بخواهم بگویم که صنایعدستی چه نقشی در حوزهی گردشگری دارد؛ اما، سؤال اینجاست که گردشگر و مسافر، چه چیز جذابی را میتواند انتخاب کند و بهعنوان هنر آن را برگزیند؟
جای خالی...
چندماهی است که در کاشمر مهمانپذیر مقبولی افتتاح شده است. این مهمانپذیر علیرغم اینکه میتوانست ملکش را تبدیل به محلی تجاری کند و بهتبع آن درآمد بیشتری داشته باشد، تصمیم میگیرد تا اقدام به تأسیس چنین محل و مکانی کند! متأسفانه میان مردم هنوز این مکان شناختهشده نیست. این مهم نیازمند توجه به جوانب دیگر گردشگری نیز هست.
حفظ و احیا و مرمت بافت قدیمی، ایجاد بازارچههای سنتی و محصولات کشاورزی، فضاسازی شهری با توجه به فرهنگوتاریخ این شهر، همه و همه در تکمیل این مسیر مهم و نیاز است. متأسفانه بافت قدیمی شهر نابود شده و جایش را ساختمانهای مدرن گرفته است. اکثر بناها هم تبدیل به مکانهای تجاری و.. شده است.
عرض کم خیابانها، عدم پیشبینی و آیندهنگری در عرض خیابان اصلی شهر، طرحهای عجولانه که سابقاً اجرا شده که متأسفانه امروز دودش به چشممان میرود، چه حاصل و عایدی دیگری داشته است؟
تجمیع مطب پزشکان در خیابان اصلی شهر، مجمتع های تجاری، همهی اینها چه چشماندازی از خیابان اصلی شهر ساخته و پرداخته است؟ خانههای قدیمی خیابان امام که روزگاری هوّیت این خیابان بوده است، چه بر سرشان آمده است؟ خیابان اصلی شهری که میتوانست خیابان «شب» این شهر باشد، امروزه تبدیل به شلوغترین خیابان در ساعات اولیهی شب شده که اگر کسی مجبور نباشد، سعی میکند از آن خیابان عبور نکند. خیابانی که میتواند محلی برای رستورانها، فروشگاههای سنتی و مدرن، کتابفروشی، محصولات فرهنگی و... باشد، امروز تبدیل به محل داروخانهها و مطب اطبا شده!
خیابان امام خمینی:
میدان مرکزی کاشمر، روزگاری محل تجمع مردم و تاجرها بوده و رونق دادوستد برجسته بوده است. وجود کاروانسرای «امینالتجار» خود گواهی متقن بر این مدعاست. کاروانسرایی که میتواند با مرمت و بازسازی نهتنها کاربری تجاریِ سنتی خود را حفظ کند، که تبدیل به محلی برای بازدید مسافران و گردشگران هم بشود. از قدیمیها میشنیدم که دور میدان مرکزی قهوهخانهای بوده که زمستانها «چای آلبالو» میفروخته. میز و صندلیای کنار خیابان میگذاشته و مردم به خوردن چای مشغول میشدهاند.
هنوز حجرهی بعضی کسبهی قدیمی دور همان میدان مانده است. ابتدای خیابان امام، و بازارچهی کوچکش مانده است. پاساژ گلها و رفتوآمد پررونقش هنوز نظرها را جلب میکند. مسجد قدیمی خیابان امام، که هنوز قدیمیها به همان نام مسجد «ارگ» میشناسندش، بهجا مانده است. اینها به تمامی ظرفیتها و هوّیت فرهنگی این شهرند.
پرداختن به اموز هوّیتی و فرهنگی نیازمند شناخت این شهر است و این مهم نیازمند مشاوران زبده و کارشناس است و امروزه خوشبختانه میتوان چشم امید داشت؛ چه از لحاظ نیروی جوان و دلبستهی این شهر و چه از لحاظ وجود پژوهشگران و علاقهمندان به این حوزه در کاشمر که فعالند و سرشار از اطلاعات ناب و بکر.
هنوز امید دارم تا روی بتوانیم روی تمام ظرفیّتهای فرهنگی این شهر کار کنیم و از آنچه وجود دارد بهرهی کافی را ببریم.











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ