آخرین اخبار

«نگاهی به دو آلبوم «پاییز تا پاییز» و «آگاهی بی‌انتها» از رضا انسان»

  رضا انسان، هنرمند خراسانی و نوازنده و آهنگساز موسیقی سنتی ایرانی، با دو آلبوم تأمل‌برانگیز «پاییز تا پاییز» و «آگاهی بی‌انتها» سفری موسیقایی را پیش چشم مخاطب گشوده که نه صرفاً روایت صوتی، بلکه بازتابی از سلوک درونی و اندیشه‌محور اوست. این دو ا...
کد مطلب : 458
سه شنبه, 21 مرداد 1404
150 بازدید
نویسنده : حمید ضیایی

 

رضا انسان، هنرمند خراسانی و نوازنده و آهنگساز موسیقی سنتی ایرانی، با دو آلبوم تأمل‌برانگیز «پاییز تا پاییز» و «آگاهی بی‌انتها» سفری موسیقایی را پیش چشم مخاطب گشوده که نه صرفاً روایت صوتی، بلکه بازتابی از سلوک درونی و اندیشه‌محور اوست. این دو اثر که هر دو در قالب موسیقی بی‌کلام سنتی خلق شده‌ است، نمایانگر تغییر و بلوغ در نگاه هنرمند به جهان پیرامون و درون خویش‌ است. آلبوم نخست، «پاییز تا پاییز»، که حدود هفت سال پیش منتشر شده، خود عنوانی رازآلود و شاعرانه دارد. انتخاب دو فصل هم‌نام در ابتدا و انتها، تداعی‌کننده چرخه‌ی زمان، تکرار و در عین حال نوعی سکون است. سکون در جهان امروز امری دست‌نایافتنی است و انسانِ امروز در چرخه‌ی سرعتی ناباورانه قرار گرفته که خود نمی‌داند مقصد و مقصودش کجاست. گویی هنرمند در این آلبوم در حال روایت سفری است که در نهایت، به نقطه‌ی آغاز خود بازمی‌گردد؛ اما نه با همان حال و نگاه. پاییز، در فرهنگ ایرانی نماد گذار، پژمردگی، تأمل و گاه عرفان است. از این منظر، این آلبوم می‌تواند بازتابی از تجربه‌های زیسته، دگرگونی‌های درونی و تأملات هنرمندانه‌ی رضا انسان در دل یک چرخه‌ی سالانه باشد؛ بی‌آن‌که کلامی گفته شود، اما با هر نغمه حرفی شنیده شود.

 از سوی دیگر، آلبوم «آگاهی بی‌انتها» که به‌تازگی منتشر شده، رنگ و بویی کاملاً متفاوت دارد. در این آلبوم از چرخه‌ی طبیعت عبور می‌کنیم و وارد قلمروی تفکر مطلق و آگاهی مداوم و بی‌انتها می‌شویم. این عنوان نوعی تعالی ذهنی را القا می‌کند؛ گویی موسیقی دیگر نه در بند تکرار فصل‌ها و عواطف زمینی، بلکه در جست‌وجوی حقیقتی وسیع، متعالی و بی‌انتهاست. رضا انسان در این اثر، اندیشه‌ای ژرف را به‌واسطه‌ی موسیقی بی‌کلام بیان کرده؛ موسیقی‌ای که خود بی‌مرز است و به‌همان اندازه که آگاهی، گستره‌ای بی‌پایان دارد، این نغمه‌ها نیز در دل و جان شنونده وسعت می‌یابد. در کنار این تحول هنری، آن‌چه این دو آلبوم را به هم پیوند می‌زند، هدف مشترکی است که آن را ارتقاء سطح فرهنگی و هنری جامعه می‌توان دانست. در دورانی که موسیقی عامه‌پسند و کم‌مایه با سرعتی حیرت‌آور در حال تولید و مصرف است، انتشار آثاری بی‌کلام، ریشه‌دار در سنت موسیقایی ایران، و حامل معنا، حرکتی خلاف جریان روز، اما بسیار ضروری است. رضا انسان با این دو اثر، ایستاده در میانه‌ی میدان افول موسیقی، نه‌تنها بر اصالت و هوّیت موسیقی ایرانی تأکید می‌کند، بلکه تلاش می‌ورزد ذهن و روح مخاطب را با نغمه‌هایی بیدارگر همراه سازد. افول موسیقی در ایران نه فقط در سطح تولید هنری، بلکه در کاهش سلیقه و سواد موسیقایی جامعه نیز مشهود است. در این فضا، هنرمندانی چون رضا انسان با سکوتِ کلام، اما فریاد نغمه، در تلاش‌اند تا نور امیدی باشند برای تداوم فرهنگ، اندیشه و زیبایی. آنان با خلق چنین آثاری، موسیقی را به جایگاه واقعی‌اش بازمی‌گردانند. موسیقی در نگاه هنرمندانی چون رضا انسان، نه ابزار سرگرمی، که آیینه‌ای برای تفکر و تعمق به‌حساب می‌آید.

 در نهایت، «پاییز تا پاییز» روایتی از درون و تجربه است و «آگاهی بی‌انتها» انعکاسی از تعالی و بیداری. رضا انسان با این دو اثر، نقشه‌ی راهی بی‌کلام اما ژرف را ترسیم کرده؛ راهی از زیست به بینش، از تکرار به تعالی.

 

جان موسیقی در خطر است

 

هرگاه که آلبوم‌های موسیقایی از سنخ «آگاهی بی‌انتها» منتشر می‌شود، خود روزنه‌ی امیدوارکننده‌ای است که جامعه‌ و علاقه‌مندان جدی موسیقی هنوز می‌توانند اثر یا آثاری را بشنوند که هم بهداشت موسیقایی در آن رعایت شده و هم حامل تفکر و معنا و اندیشه‌ورزی‌اند. از رهگذری دیگر، باید به این مهم کماکان نقد داشت که مخاطب جوان ما موسیقی خوب را از چه طریقی می‌تواند بشنود؟ جامعه در سطوح مختلف نیازمند آموزش و پرورش در همه‌ی ساحات است. آن‌هم در جهان امروزی که همه‌چیز با سرعتی سرسام‌آور در حرکت و خروش است. ما سال‌هاست جای خالی موسیقی اصیل را در رسانه‌های مختلف خالی می‌بینیم. امروز هم که رسانه همه‌گیرشده، به‌بیانی باید اعتراف کنیم که ابتذال بر هنر و فرهنگ پیروز شده است. همواره این سؤال مطرح است که رسانه‌های فردی و اینترنتی در حال نشر چه چیزهایی هستند و دست برتر تبلیغات، گستردگی و شمول و همه‌گیری از آن کدام گروه است؟

به‌واقع باید گفت مخاطب پرورش نیافته و ناآشنا با فرهنگ و هنر و تاریخ یک سرزمین، بهترین گزینه برای جذب به سمت و سوی شبه‌هنر و شبه‌تفکر است. نمی‌دانم اگر بخواهیم از امروز تمام رسانه‌ها را بسیج کنیم تا به تولید آثار هنری خوب و مطلوب اقدام نمایند، چه‌قدر زمان خواهد برد که بخشی از جامعه را بتوان با خود هم‌سو کرد.

به‌اعتقاد بسیاری از متخصصان و کارشناسان و آهنگ‌سازان و موسیقی‌دانان، آن‌چه امروز به‌نام موسیقی سنتی در حال تولید و اجراست،(به‌استثنای بعضی موارد) صرفاً نه یک اثر هنری و اصیل موسیقایی، بلکه دست‌پرورده‌ی راه‌بلدان گیشه است. به‌بیان دیگر، ابزاری برای سرگرمی است. این‌که ما تصور کنیم همه‌چیز باید اختیار مخاطب جهت سرگرمی باشد و به‌واقع همه‌ی ساحات مختلف هنری را قربانی بت‌هایی به‌نام مخاطب، لایک، کامنت کنیم، ضربه‌ای مهلک به‌بدنه‌ی تاریخی‌فرهنگی ما به‌حساب می‌آید. از همین رو می‌توان به‌زودی برای قحط‌سال آثار متفکرانه «برخاک نشست و بر روزگار خویش گریه‌ ساز کرد.»