فرش دستبافت بیصدا فرو میریزد
چرا فرش ایرانی دچار افول شده است؟ این سوالی است که بسیاری از کسانی که آشنایی چندانی با حوزه فرش دستبافت ندارند، آن را جویا میشوند. به راستی چه اتفاقی افتاده که فرش ایرانی با آن پیشینه چند هزار ساله خود دچار چنین وضعیت بغرنجی شده است؟ فرش ایرانی در طول تاریخ، دوران پر فرازونشیبی داشته است! بااینوجود اما فرش دستباف و زیبای ایرانی هیچگاه به چنین وضعیتی دچار نشده بود که صادرات میلیارد دلاری آن در دهه۷۰شمسی به کمتر از ۵۰میلیون دلار درحالحاضر برسد!
گفتنی است فرش کاشمر نیز این فراز و فرودها را تجربه کرده و دچار بی رونقی شده است. برای اینکه پاسخی برای سئوالات و اطلاعاتی از آخرین وضعیت فرش دستبافت کاشمر به دست بیاوریم گفتگویی کوتاه با دو نفر از فعالان حوزه فرش دستبافت کاشمر داشتیم که در ادامه می آید:
آقای فرهاد عزمی یکی از فعالان حوزه فرش دستباف یکی از دلایل کاهش رونق بافت فرش را کمی دستمزد بافندگان در قبال کاری که انجام می دهند می داند و می گوید: بافت فرش در کاشمر به صورت کارگاهی و شخصی انجام می شود. بافنده کارگاهی موظف است هر روز در تایمی مشخص به کارگاه بیاید و 12هزار گره را ببافد تا دستمزد یک روز را بگیرد. دستمزد یک بافنده کارگاهی بستگی به نقشه و تعداد گره و رجشمار فرش متغیر است، به طور میانگین یک بافنده برای 12هزار گره بین 300 تا350هزارتومان دستمزد می گیرد.
وی افزود: اما بافنده شخصی که در خانه کار می کند، به ازای 12هزار گره 250تا300هزارتومان دریافت می کند. به خاطر دستمزد پایین، بافنده شخصی هر زمان وقت بیکاری داشته باشد، شروع به بافت می کند یا کارهای کشاورزی برای دیگران انجام می دهند، چون دستمزدش بیشتر است. کارهایی مثل؛ پسته جمع کنی، زعفران جمع کنی، زعفران پاککنی، زعفران کاشتن، انگوربازکردن، اناربازکردن و...
آقای عزمی با اشاره به این که یکی از دلایلی که هرساله بین آبان تا دی ماه با کمبود قالی مواجه می شویم، همین کارهای کشاورزی هستند یادآور می شود: از ابتدای شروع زمستان به دلیل نبود کارهای کشاورزی بافنده شروع به بافتن می کند، در نتیجه از انتهای دی فرش زیاد از دار باز می شود.
این فعال حوزه فرش معتقد است یکی از دلایل کم رونقی بافت فرش بالا رفتن سن و سال پدر و مادرها و دلیل دیگر عدم وجود نیروی جوان در تولید فرش است و خاطر نشان می کند: در قدیم پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، پدرها، مادرها و بچه ها همگی فرش می بافتند. اما از دهه نود با وجود دنیای مجازی و کارهای اینترنتی تعداد بافندهها کاهش یافت. از طرفی چون دستمزد تولید بسیار پایین بود، پدرمادرها تمایلی به فعالیت فرزندشان در بافتن فرش نداشتند، به همین خاطر بچه ها به سراغ کارهای دیگری رفتند و آن پدرمادرها هم دیگر سن و سالشان بالا رفته و توان قدیم را برای بافتن ندارند، عدهای هم بیمه بودند و بازنشسته شده اند.
آقای فرهاد عزمی از رکود شدید بازار داخلی فرش دستباف نیز گلایه کرد و افزود: بازار داخلی دیگر توان حمایت از صنعت فرش را ندارد. مردم در شرایط اقتصادی فعلی قدرت خرید خود را از دست دادهاند. اگر نوسان بازار نباشد، یعنی قیمت دلار و طلا ثابت باشد، مصرف کننده پولش را دلار یا طلا نمی خرد یا برای ثبت نام ماشین قفل نمی کن. خیلی از مشتری ها هنگام خرید می گویند 2 ماه آینده می توانند پول فرش را بدهند چون می خواهند طلا بفروشند یا پولشان برای ماشین قفل است. دیگر مثل گذشته نیست که پس انداز داشته باشند. ما برای رفاه خریداران فرش اقساطی گذاشتیم،اما بازهم خیلیها توان پرداخت ماهیانه 15میلیون 20میلیون رو ندارند.
این فعال حوزه فرش در خصوص صادرات فرش می گوید: ما و همکاران ما در شهرستان مشتریهای زیادی از سمت قطر و بوسنی و اسپانیا و عربستان داریم. بعد از ارتباط گرفتن با ما و ارسال تصاویر طرحهای فرش و قیمت خیلی راغب به خرید می شوند، اما زمانی که با هزینه ارسال و مشکلات ارسال مواجه می شوند، عقب نشینی می کنند.یکی دیگر از مشکلات قیمت دلار و نبود امکانات برای ارسال پول به ایران است.از دیگر مشکلات حمایت نکردن دولت از تولید کننده می باشد، مبلغ بیمه به اندازهای بالاست که تولید کننده، توان بیمه کردن بافنده رو ندارد
آقای فرهاد عزمی اظهار می دارد: اگر مسئولان تمهیداتی در خصوص صادرات فرش انجام دهند، به چرخه تولید این هنر بسیار بسیار کمک می کنند. زمانی که صادرات باشد، منِ تولید کننده ببینم فروشم زیاد است، دستمزد بافنده را افزایش می دهم ،او را بیمه می کنم و خدمات و امکانات بیشتری برای بافنده فراهم می کنم.
برای حفظ فرش باید بافنده را حفظ کنیم
آقای سعید ابراهیمی یکی دیگر از فعالان این حوزه است وی با اشاره به این که فرش دستباف کاشمر با پیشینه اصیل خود یکی از منابع درآمد مردم این منطقه در گذشته بوده و با درآمد حاصل از فروش فرشهای دستباف امرار معاش میکردند اما متاسفانه در گذر از پیچ و خم زمان به دست فراموشی سپرده میشود می گوید: فرش دستباف کاشمر با موانع بزرگی دستوپنجه نرم میکند که می توان آن را در دو بخش تولید و حمایت مسئولان مورد بررسی قرار داد.
وی می افزاید: در گذشته هنر بافندگی نسل به نسل منتقل می شد ولی به علت این که از این هنر حمایت نشده و بافنده دستمزد کمی می گیرد ، ارزش فرهنگی و اجتماعی این هنر کم شده و به عبارتی کم رونق شده است.
آقای ابراهیمی متذکر می شود: انتظار می رود حالا که یادگیری نسل به نسل کاهش یافته، آموزشگاه هایی به تدریس رسمی این هنر بپردازند تا این هنر اصیل ایرانی از بین نرود ولی چنین آموزشگاه هایی در کاشمر که فرش آن شهرت ملی و حتی جهانی دارد، موجود نیست.
وی خاطرنشان می کند: صادرات، تنها راه نجات صنعت فرش است. اما یکی از چالشهای مهم ما در صادرات، نبود حمایت عملی از تولیدکنندگان و صادرکنندگان است. فرش دستباف ، یکی از مهمترین میراث فرهنگی و هویتی ما است، اما متأسفانه مسئولان و تصمیمگیران درک درستی از اهمیت این صنایع ندارند. ما امروز نیازمند اقدام عملی هستیم، نه وعدههای تکراری.
آقای سعید ابراهیمی اظهار می دارد: موضوع این است که اگر به صادرات فرش توجه شود و تولید کنندگان توانایی حمایت از بافندگان را داشته باشند، بافنده با کسب درآمد با انگیزه کار می کند. اگر تولید کننده درآمد داشته باشد، بافنده هم درآمد دارد. به یقین باید گفت برای حفظ فرش باید بافنده را حفظ کنیم.
آقای ابراهیمی در ادامه با اشاره به لزوم حمایت مسئولین از هنر فرش دستبافت بیان کرد: نبود بیمه، بازار فروش و عدم حمایت مسئولان و قیمت زیاد مواد اولیه موجب شده است که پایه های تولید فرش دستباف که یکی از صنایع دستی و هنرهای اصیل کاشمر است این روزها سست باشد.

.jpg)










نوشتن نظر:
ارسال پاسخ