تجرد قطعی پدیده ای رو به افزایش و مشکل زا
برای نسل ما و نسل قبل از ما ازدواج مرحله ای از زندگی بود. مرحله ای که باید آن را می گذراندی و تصور این که می توان از مسیر زندگی حذف شود برایمان غیرممکن بود. دخترها می باید هر چه زودتر به خانه بخت می رفتند.
یادم می آید یکی از دختران فامیل به خانواده اش اعلام کرده بود تا بیست و دو سالگی ازدواج نمی کند، حرفش دهان به دهان می چرخید و به عنوان گستاخی و سرکشی تلقی می شد.
اگر سن دختری در یک خانواده یا یک سَر فامیل که شامل تعداد زیادی از افراد دارای قرابت نَسَبی بودند، به بیست سالگی می رسید. هر یک از اعضای فامیل وظیفه خود می دانست که خواستگاری برای این دختر بیابد و به آشنایان و دوستانی که قصد ازدواج دارند او را معرفی کند تا خدای نکرده دختر در خانه مانده به اصطلاح قدما در خانواده نباشد.
برای پسران نیز تعریف مشابهی در مورد ازدواج وجود داشت. خانواده هرپسری که از سربازی می آمد، چه شغلی داشت و چه مشغول به کاری نبود، آستین بالا می زدند تا مقدمات خواستگاری را برایش فراهم کنند. پسرها هم از امر ازدواج طفره نمی رفتند و خوشحال و راضی بودند. حتی گاهی خانواده ها تلاش می کردند برای پسرشان معافیت از سربازی بگیرند تا زودتر سرو سامان بگیرد برای پسرها ازدواج معادل سروسامان گرفتن و از سرگردانی و علافی درآمدن بود.
اما کم کم این رسم و عرف تغییر کرد ابتدا سن ازدواج بالا رفت. طبق آمار اعلام شده در سال 1402 میانگین سن ازدواج برای مردان 28 سال و برای زنان 24 سال ثبت شده است که نسبت به دو دهه قبل برای زنان 5 سال و برای مردان 3 سال افزایش یافته است.
از طرف دیگر با کاهش تعداد ازدواج مواجه شدیم به گفته رئیس موسسه تحقیقاتی جمعیتی کشور در سال 1402 میزان ازدواج به ازای هر هزار نفر 76/5 بوده که این میزان در سال 89 به ازای هر هزار نفر 31/12 ثبت شده است.
این دو عامل پدیده ای به نام « تجرد قطعی» را به همراه آورد.
تجرد قطعی
واژه تجرد قطعی برای جمعیتی به کار گرفته میشود که بدون حتی یک بار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شدهاند و از آنجا که احتمال مجرد ماندن این افراد بسیار بیشتر از ازدواج است در محاسبه شاخص تجرد قطعی از آمار این بخش از جامعه بهره میبرند و ورود به سن ۵۰ سالگی احتمال ازدواج را تقریباً به صفر نزدیک میکند.
علل افزایش تجردگرایی
هر چند دلایل زیادی همچون تنگناهای ازدواج، ناکارآمدی برنامههای دولت و نهادهای مربوطه برای تسهیل ازدواج جوانان، مسائل اقتصادی مانند فقدان درآمد کافی و شغل باثبات، اشتغال و استقلال زنان، عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند حداکثرسازی منفعت و فردمحوری، ترجیح رهایی و آزادی، پذیرش اجتماعی افزایش سن ازدواج و تجرد به ویژه برای دختران، کالایی شدن ازدواج، تجملگرایی و مادیگرایی، کم شدن فشار اجتماعی در راستای ازدواج، تغییر الگوی انتخاب همسر، همچنین عواملی مانند بیاعتمادی و نگرش منفی به طرف مقابل، ایدهآلگرایی، تنوع طلبی، هراس از آینده ازدواج به دلیل گسترس طلاق در جامعه برای تمایل به تجردگرایی نباید نادیده گرفت اما به نظر می رسد مهمترین عامل تاثیرگزار در افزایش تجردگرایی سبک زندگی جدید و توصیه های روانشناختی است.
سبک سنتی مردم را به همراهی و با هم بودن ترغیب می کرد که خود باعث ایجاد دخالت در کار یکدیگر می شد برعکس در سبک جدید همه افراد به دخالت نکردن در کار هم دعوت می کند. در سبک جدید باید سرت تو کار خودت باشد و به دیگران کاری نداشته باشی، باید به درجه ای برسی که از تنهایی لذت ببری، به خودت بیاندیشی، خود فرد از همه مهمتر است، شادی امروز را نباید قربانی فردا کنی، در لحظه باید زندگی کنی و بسیاری از این پیام ها و توصیه ها که بر سبک زندگی جوان امروز تاثیر گذاشته است او را از ازدواج که نیاز به گذشت و مسئولیت پذیری و همکاری دارد دور کرده است.
یک جوان در این مورد می گوید: دلیل من برای انتخاب این سبک از زندگی این است که هنوز به نقطهای نرسیدهام که حس کنم میتوانم کسی را درکنارم قبول کنم؛ همچنین حس تنهایی آزاردهندهای هم ندارم که نیاز داشته باشم حتما متاهل شوم.
تبعات تجرد قطعی برای زنان بیشتر است یا مردان؟
حقیقت آن است که تجرد قطعی یک مساله فراجنسیتی است اما برخی بر این باورند برای دختران دغدغهای جدیتر و بحرانیتر و با آسیبهای روحی و اجتماعی بیشتری همراه است. از آنجا که بطور معمول دختران در فرهنگ ایرانی کمتر امکان زندگی تنها و مستقل را دارند ممکن است بیشتر ازپسران احساسات ناخوشایند مانند حس سرباربودن را تجربه کنند ویا با توجه به ضعف های فرهنگی جامعه با هر صحبتی دچار رنجش و ناراحتی شوند.از طرفی از نظر آماری احتمال ازدواج برای زنان در دهه چهارم زندگی بسیار کم می شود در حالی که ممکن است این موضوع همچنان برای پسران اتفاق بیفتد.
به گفته یک جمعیتشناس، چیزی که مساله تجرد قطعی را در جامعه ایران بغرنجتر خواهد کرد این است که در گذشته مردان به طور معمول تا پیش از ۳۰ سالگی ازدواج میکردند و این شتاب در زمانبندی ازدواج موجب میشد که شانس ازدواج دختران تا ۳۰ سالگی در بالاترین میزان قرار داشته و نسبت زنان ازدواج کرده حتی پیش از ۵۰ سالگی به آستانه عمومیت ازدواج (۱۰۰ درصد) نزدیک شود. در واقع در الگوی سنی ازدواج در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا، ۳۰ سالگی برش سنی مهمی است که با عبور از آن کاهشی مهم در احتمال ازدواج رخ میدهد. چون نظام تقاضای پسران برای ازدواج با دختران عموماً جوان همسری است، بنابراین تاخیر پسران در ازدواج و به تعویق افتادن ازدواج دختران به ۳۰ سالگی شمار دخترانی را که تا ۳۰ سالگی مجرد میمانند افزایش داده و با کاهشی که در شانس ازدواج در سنین ۳۰ سالگی و بالاتر رخ میدهد، ازدواج زنان از عمومیت خواهد افتاد.














نوشتن نظر:
ارسال پاسخ