آخرین اخبار

تخصیص بودجه 2 میلیاردتومانی برای مرّمت مدرسه حاج‌سلطان‌العلما

  یک‌سال از زلزله‌ی مهیب کاشمر می‌گذرد. این زلزله یک اتفاق ناگوار در کاشمر بود؛ از سوی دیگر یک تلنگر برای مسئولان این دیار تا خود را در برابر بلایای طبیعی آماده‌تر از قبل سازند. نباید اتفاق زلزله‌ی سال گذشته از خاطره‌ها محو شود و در لابه‌لای کاغذها...
کد مطلب : 433
سه شنبه, 03 تیر 1404
89 بازدید
نویسنده : حمید ضیایی

 

یک‌سال از زلزله‌ی مهیب کاشمر می‌گذرد. این زلزله یک اتفاق ناگوار در کاشمر بود؛ از سوی دیگر یک تلنگر برای مسئولان این دیار تا خود را در برابر بلایای طبیعی آماده‌تر از قبل سازند. نباید اتفاق زلزله‌ی سال گذشته از خاطره‌ها محو شود و در لابه‌لای کاغذها به بایگانی سپرده شود. چراکه این دیار روی گسلی طویل است که هرآن ممکن است با خان و مان کاشمر و ترشیز تا هراتِ افغانستان نامهربانی کند. از همین رو توجه ویژه به این موضوع در این منطقه همواره باید اولویت تمام نهادها و ارگان‌های عمرانی و بهداشتی و درمانی باشد.

زلزله‌ی 29 خرداد 1403 خاطره‌ای تلخ برای مردم کاشمر به جای گذاشت. گرچه در ادوار مختلف تاریخ زمین‌لرزه‌هایی بوده و تلخ‌کامی‌هایی نیز نصیب مردم ترشیز شده؛ اما این‌بار روی دیگری نشان داد که بی‌شک شما هم از دهان بزرگان و ریش‌سفیدان شنیده‌اید که در 60-70 سال اخیر چنان زلزله‌ای را در خاطر نداشته‌اند. به‌هرترتیب تقدیر این سامان چنین است و از تقدیر گزیر نیست؛ اما، آینده‌نگری و استواربنایی و نظارت جدی به ساخت‌وسازها و ساختمان‌ها یکی از راه‌های جلوگیری از آسیب‌های جدیِ حاصل از زلزله است.

زمین‌لرزه‌ی سال گذشته‌ی کاشمر آسیب‌های جدی جانی و مالی برجای گذاشت که هنوز بخش‌هایی از آن سامان و پایان نیافته است. یکی از آسیب‌های جدی، به دوبنای تاریخی به جای مانده در کاشمر وارد شد. یکی مدرسه علمیّه‌ی حاج‌سلطان‌العلما و دیگری کاروانسرای امین‌التجار که هر دو نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌اند.

درباره‌ی اهمیّت این دو بنای ارزمند تاریخی مکرراً در همین نشریه گفته و نوشته‌ایم و تکرار آن فقط سیاه کردن کاغذ است و تلف کردن وقت خوانندگان و همراهان این دوهفته‌نامه؛ گرچه خوانندگان فهیم و فرهیخته و اهل فضل این دیار هم خود آگاهی مقبولی از اهمیّت تاریخ و فرهنگ و بناهای تاریخی دارند و بازتکرار بعضی حرف‌ها زیره به کرمان بردن از کاشمر و کشمش به کاشمر آوردن از کرمان است؛ اما آن‌چه وظیفه‌ی ذاتی این دوهفته‌نامه بوده و هست، پیگیری با جدّ و جهد در زمینه‌‌های مختلف فرهنگی و تاریخی و اجتماعی است. از همین دریچه است که هر کورسوی روشنایی را به فال نیک می‌گیریم و شادباشش را در کنار مردم کاشمر به‌نظاره می‌نشینیم.

در خبرهای اخیر کاشمر آمده بود که معاون وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی قول تخصیص بیست‌میلیارد ریال معادل دو میلیارد تومان از سوی آن وزرات‌خانه را برای مرّمت مدرسه حاج‌سلطان‌العلما داده است. این خبر برای ما بسیار مسرّت‌بخش و امیدافزا بود، اما طبق روال باید بگوییم که کافی نیست.

سال گذشته و در بحبوحه‌ی زلزله بود که زهره‌وندی، معاون گردشگری اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خراسان‌رضوی به کاشمر سفر کرد. گزارش این سفر را در همان زمان منتشر کردیم. در آن سفر قرار بود میزان خسارت‌های وارده را اعلام دارند که دیگر خبری نشد و یا خبر را به اهالی رسانه ندادند؛ الغرض، نمی‌دانم تا چه‌قدر برآورد هزینه شده است که وزارت‌خانه‌ی میراث‌فرهنگی قول دو میلیارد تومان را داده ‌است؛ گرچه باید گفت آن‌چه از ظاهر امر پیداست میزان خسارت بیش و پیش از این باید باشد.

 

اثبات برادری میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

 

قول بعضی مسئولان مانند مهریه‌ است. می‌گویند مهریه را که داده و که گرفته؟ اما تجربه نشان داده است که هم مهریه‌ را داده‌اند و هم گرفته‌اند. قول‌های داده‌شده باید توسط مسئولان کاشمر پیگیری شود و در این مسیر پایمردی و گام‌استواری تعیین‌کننده است؛ اما حالا که معاون وزیر قول تخصیص دومیلیاردتومان را داده است، می‌توان آن را به مثابه‌ی اثبات برادری تلقی کرد. حال اما باید ببینیم در این راه اداره‌ی اوقاف و امور خیّریه‌ی کاشمر پاپیش می‌گذارد یا نه؟

اداره‌ی اوقاف متولی این بنا است و در قبال این بنا و حفظ آن مسئولیت‌هایی دارد که امیدواریم با نگاه فرهنگ‌دوستانه‌ای که از رییس اداره‌ی اوقاف سراغ داریم میزان همّت در آغاز مرّمت این بنای ارزشمند و تاریخی را به‌نظاره خواهیم نشست؟ 

 

 

مدرسه می‌تواند کاربردی شود

 

بزرگی می‌گفت: بناها روح دارند. نفس انسان است که خشت ‌و آجر را زنده نگه می‌دارد. این حضور انسان است که پایداری یک بنا را تضمین می‌کند؛ چرا که انسان آبادی و آبادانی می‌آورد. جایی که نفس انسان نباشد، خشت‌ها و آجرها می‌میرند. می‌رمبند. بی‌جان می‌شوند.

می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و اصولی مدرسه‌ی حاج‌سلطان‌العما را دیگربار احیا کرد. تا ملجأ و مجیر علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ و مذهب شود. می‌توان آن‌جا کارهای مختلف فرهنگی کرد. می‌توان موزه‌ی جامعه‌ی روحانیّت برپا کرد. موزه‌ی مردم‌شناسی راه انداخت؛ دفتر فرهنگی تأسیس کرد. می‌توان رفت‌وآمد را دیگر بار در آن‌جا رونق بخشید. چراغش را روشن کرد و روشن نگه داشت. می‌توان در آن‌جا شاهد برنامه‌های متعدد فرهنگی بود. می‌شود محلی برای اجتماع و بحث و فحص گردآورد. می‌توان بسیار کارها کرد و ماندگاری‌اش را تضمین کرد. تنها اگر همه دست به کار زنیم.  

امیدوارم این اتفاق مبارک هرچه زودتر رخ دهد و شیرینی آن سهم مردم این سامان شود.