تاریخ با قلم ماندگار میشود
14 تیرماه، روز گرامیداشت یکی از شریفترین ابزارهای بشری است. این روز در تقویم ایران بهنام «قلم» ثبت شده است و روزی است که در سایهی آن اندیشه و خرد قوام مییابد و تاریخ و فرهنگ و هوّیت ملتها از ریشهی همین خرد و اندیشه است که سیراب میشود و برای نسلهای بعد از خود بارور و پرثمر و سبز و تنومند میماند. در جهان و دنیای امروز که تکنولوژی با سرعتی باورنکردنی جلو میرود و همهچیز در گرو صفحات موبایل و فضای مجازی است، این نویسنده است که با قلم در انزوا و تنهایی و خاموشی خود استوار و نستوه به ثبت وقایع و تاریخ گام میفرساید. بهبیان دیگر، قلم، قیامی علیه فراموشی است. علیه هیاهوهایی است که در هم میتند و نمیگذارد صدای حقیقت به گوش دیگری برسد.
گرچه باید معترف بود که امروزه بازار قلم بهمانند گذشته رونق ندارد و این روزگار به نامرادیها روی آورده است؛ اما بهیقین میتواند گفت که جهان و آدمیان هرگز از تاریخ و هوّیت و فرهنگ و ثبت وقایع بینیاز نبودهاند. گرچه ابرِ آسمانِ دنیای بزکشدهی سوشالمدیا بر رخ قلم پرده انداخته است، اما درخشش خورشید و روز را نمیتوان با ابرهای پوشالی پوشاند و نادیده گرفت و انکار کرد.
رو قلم، روز یادآوری تعهد است
همهچیز میتواند روزی خاموش شود. حتیٰ حافظهی آدمی میتواند زوال یابد و نسیان جاگیر آن شود. صدای میتواند خاموش شود. عکس میتواند از میان برود؛ اما این قلم است که اگر چیزی را با آن ثبت کنیم، در حافظهی تاریخی و حافظهی آدمیان تکثیر میشود. یادآوری این مهم برای نگارنده اولویت است که آنچه لازمهی قلم است، حرمت است. شاید بهطور ماهوی نتوان برای قلم تعهدی قائل شد؛ اما این نویسنده است که حرمت قلم و اندیشه را در سطور نوشتههای خود_هرچه باشد_ بازتعریف میکند و به آن ماهیّتی سوای یک شیء میدهد. به آن جان میبخشد. روح میدمد. خلق میکند. مینگارد و ثبت میکند. از همین رو باید قلم را پاسداشت، چنانکه خداوند نیز بدان سوگند خورده است.
زبان بیزوال تمدن
اگر بخواهم از جلوههای تمدن سخن به میان بیاروم، بیتردید ابتدا خط و نوشتار را یاد میکنم. به عبارتی اگر خط و نوشتار را خانه و مأمن اندیشه و خرد و هوّیت و فرهنگ بنامیم، قلم شاهکلید ورود به این خانهی امن است. قلم تنها ابزاری برای نوشتن نیست؛ بلکه پل ارتباطی است میان دیروز و امروز و فردا_از اسطوره تا واقعیتِ تاریخ_ و خوانندهای که شاید در آینده سطور بهجا مانده را برگیرد و بخواند.
هیچ تمدنی با شمشیر آغاز نشده است، بلکه با نوشتههای بزرگان، از فلاسفهی یونان تا شاعران و عارفان و متفکران و مصلحان اجتماعی که به دست ما رسیده، آغاز گردیده است. خط و نوشتار بیش از خطابهها و فریادها و کشورگشاییها، تاریخ و جامعهی ایرانی و دیگر جهانیان را شکل داده است و حامل اندیشه و گفتار اندیشهورزان بوده است.
اندیشه و جامعه
اندیشه و فکر تا زمانی که در حافظه باقی بماند، گویی که بر راهی لغزان و دشخوار است و هرلحظه بیم فراموشی آن میرود. تنها به واسطهی قلم است که از دهلیز تاریک ذهن بر گسترهی بیمرز تاریخ میتوان وارد شد و آن را بررسید.
جامعهای پویا و آگاه و رو به رشد تلقی میشود که نوشتن را نه یک تفنن و فعالیتی شخصی، که امری اجتماعی و وظیفهای متعهدانه بشمارد.
تاریخ را نه یک گزارش و روایت صِرف، بلکه بر چنبرهی متن است که معنا میکنیم. مورّخان، نویسندگان و پژوهشگران، روزنامهنگاران، خاطرهنویسان، تحلیلگران سیاسی، همگی حافظان و نگاهبانان حافظهی جمعیاند. همان نویسندگانی که در این راه، همواره_ بهطوری خستنگیناپذیر_ رخدادها و وقایع را از دفن شدن زیر غبار فراموشی نجات میدهند.
بدون قلم جنگها و تجاوزهای دشمنان و زلزلهها تنها یک آوار بود و فریادی که در پیچوتاب حافظهی کوتاه آدمی فرونشست میکرد. از سوی دیگر، در عصر اطلاعات و نظریههای مختلف عوامانه و جعلهای زیرکانه، شاید چیزی بیش از «نوشتنِ درست» نیاز ضروری جامعه نیست.
روشنتر از خاموشی
در دنیای امروز که زبان تنها ابزار ارتباطی میان نسل امروز و تاریخ است، دستخوش تغییرات گستردهای شده و بیم نابودی آن بیش از هر زمان دیگری دلهای شیفتهی فرهنگ و تاریخ را به درد آورده است. در راه مقابله با تهاجمهای مختلفی فرهنگی و زبانی، تنها سلاحِ دفاع از این گنجینهی گرانبها و ارزمند، قلم است. جامعهای که زبانش رفتهرفته به حاشیه رانده شود، آدب و رسومش پست و حقیر و کریه تلقی شود و ادبیاتش کمرنگ و بیرونق شود، دیری نمیپاید که هوّیتِ خود را از یاد میبرد و در این میان تنها دستآویز علاقهمندان و فعالان حوزههای تاریخیفرهنگی یک چیز است و آن قلم است برای ثبت آنچه باید بماند.
قلم، نیروی نرم توسعه
توسعه را در بافت و ساختارهای مختلف، نمیتوان بیرون از مردم یک سرزمین تصور کرد. جوامعی که قلم را ارج مینهند، افکار عمومی روشنتری دارند تا جوامعی که قلم را ناچیز و بهدردنخور میپندارند. در جوامع گروه اول، آستانهی تحمل نقد بالاتری وجود دارد. در چنین جوامعی میتوان یادآور شد که گفتوگو، نقدپذیری، عدم خشنونتهای اجتماعی، مردمسالاری، عدالتمحوری، تقسیم عادلانهی ثروت و امکانات از رنگ و جلایی دیگر است. بههمین دلیل است که بسیاری از قدرتهای متخاصم و اقتدارگرا اولین چیزی را که مورد تهدید قرار میدهند، قلم و بهتبع آن اندیشه است.
کلام آخر
روز قلم یادآور این حقیقت است که واژهها، بیش از آنکه ما را توصیف کند، ما را میسازند. نویسندگان، نهتنها برای خود، بلکه برای فردا مینویسند. برای آن نسلی که بعد از ما خواهد آمد و از نوشتهها و آثار بهجا مانده ما را خواهد شناخت.






.jpg)







نوشتن نظر:
ارسال پاسخ