آخرین اخبار

یکدستی بی‌ثمر؛ نگاهی انتقادی به عملکرد اصولگرایان در کاشمر

  اصولگرایان کاشمر هیچ گاه یک گروه منسجم نبوده اند وجلسات مشترک آنها به ندرت به نتیجه رسیده است. در رقابت های سالیان دور کاشمر، اصلاح طلبان در دوره های بیشتری توفیق پیروزی داشته اند و کمتر نوبت به اصولگرایان در منطقه ترشیز رسیده است. موفقیت اصولگرایان نیز در چند دوره ای که تو...
کد مطلب : 452
یکشنبه, 05 مرداد 1404
126 بازدید
نویسنده : محبوبه وزیری

 

اصولگرایان کاشمر هیچ گاه یک گروه منسجم نبوده اند وجلسات مشترک آنها به ندرت به نتیجه رسیده است.

در رقابت های سالیان دور کاشمر، اصلاح طلبان در دوره های بیشتری توفیق پیروزی داشته اند و کمتر نوبت به اصولگرایان در منطقه ترشیز رسیده است. موفقیت اصولگرایان نیز در چند دوره ای که توانسته اند در عرصه رقابت پیروز شوند به دلیل گردآمدن های موقتی و رفتارهای هیجانی بوده نه به خاطر انسجام و تفکر گروهی.

در دوره های اخیر نیز این پیروزی مدیون یک دست شدن سیاسی یا به عبارتی عدم تایید افراد مطرح اصلاح طلب در سطح شهرستان است و نمی توان این موفقیت را نتیجه تفکر جمعی دانست.

به چندین سال قبل بازمی گردم، زمانی که یک نماینده اصولگرا اولین روزهای پیروزی خود را جشن می گرفت. آن زمان دو نشریه در کاشمر فعال بودند و تعداد خبرنگاران و اهالی رسانه انگشت شمار. به دفتر نماینده وارد شدیم ، نماینده کنار تخته سیاه کوچکی که چند ملاک لازم برای تصدی مدیریت ایستاده بود و با یک نفر دیگر در صدد تشخیص و تطابق افراد با این ملاک ها بودند.

نماینده  وقت برایمان توضیح داد که اتاق فکر تشکیل دادیم و ملاک ها را برای انتخاب مدیران نوشتیم و الان داریم در این اتاق فکر بررسی می کنیم که چه افرادی این ملاک ها را دارند.

وارد بحث این که نماینده باید در عزل و نصب دخالت کند یا خیر، نمی شوم. می خواهم این موضوع را یادآور شوم که در اولین جلسات بعد از موفقیت، یک نماینده اصولگرا، فقط با یک نفر مشورت می کرد و از دیگر افراد هم فکر یا هم سو صرف نظر کرده بود و دیگر تفکرات را نادیده گرفته بود.

فقدان انسجام و تشکیلات، مشکل آن دوره نبود بلکه در دوره های قبل نیز با حضور کاندیدای مختلف از جناح اصولگرا و وحدت رویه از طرف اصلاح طلبان کاشمر خود را نشان داد. زمانی که تنها کاندید جناح اصلاح طلبان مرحوم خباز بود بارها تکثر کاندید در جناح اصولگرا باعث دودستگی یا چند دستگی شده بود.

درک این مسئله باعث شد که گروهی با عنوان شورای همدلی و هماهنگی با هدف  همراه کردن همه اصولگرایان و ایجاد وحدت رویه در کاشمر شکل بگیرد. این گروه در دو دوره برای انتخاب نماینده مجلس و انتخاب اعضای شورای شهر توانست هماهنگی و وحدت بین اصولگرایان کاشمر به وجود آورد و با هماهنگی ایجاد شده، شانس و اقبال برای کاندیدای خود به ارمغان آورد.

اما مشکل این گروه باز هم در عرصه عمل رخ نمایاند. آنجا که بعد از انتخاب افراد، هیچ ضمانت اجرایی برای فرد پیروز جهت تبعیت از هماهنگی و تبعیت از افکار گروهی که همراهی آنها باعث پیروزی وی شده بود، وجود نداشت و فرد منتخب با خیال راحت  برای چهار سال می توانست آنچه خود تمایل دارد انجام دهد. در اولین جلسات بعد از پیروزی نماینده اصولگرا که در شورای هماهنگی برگزار شد این عدم هماهنگی مشهود بود. نماینده منتخب و پیروز که در کنار حمایت شورای هماهنگی و همدلی، از حمایت جمعی 8 تا 10 نفره  به نام گروه یاران انقلاب برخوردار بود، بیشتر به سمت گروه یاران تمایل پیدا کرد و اعضای گروه شورای هماهنگی که تعداد زیادی از آنان از اصولگرایان سنتی بودند به حاشیه رانده شدند.

پنج نفر از اعضای شورای اسلامی شهر کاشمر هم که از تنور شورای هماهنگی برآمده بودند. بعد از انتخابات و جلوس بر صندلی شورای شهر، هر کدام رویه ای پیش گرفتند و نتوانستند آن طور که شایسته است از ظرفیت شورا استفاده کنند.

با این وجود هنگام برگزاری دور دوازدهم مجلس تعداد زیادی از افرادی که نامزد انتخابات شدند به انتخابشان از طرف شورای هماهنگی و همدلی دل بستند و پیروزی خود در انتخابات را در گرو این انتخاب می دانستند و تصور می کردند در صورت رای آوری از این گروه برنده انتخابات هستند.

همزمان با یک دست شدن قدرت در کشوربه نفع اصولگرایان، انشعابات مختلفی در گروه اصولگرایان به وجود آمد و رقابت های درون گروهی شدت  گرفت و گروه هایی مثل جمنا و شریان و پایداری از دل گروه اصولگرایان برآمدند.

حضور این جریان ها در کاشمر نیز با پیامدهایی روبه رو شد. شورای هماهنگی و همدلی که با جمعی بیش از 200 نفر در صدد انتخاب فرد اصلح بود در آخرین جلسه با شرکت 10 نفر نامزد و انتخاب سه نفر برگزار شد. باید اذعان کرد در همان جلسه عدم همراهی افراد با یکدیگرمشهود بود.

بعد از چند روز گروه یاران انقلاب هم جمع دیگری در خلیل آباد تشکیل دادند و عملا نماینده وقت را مجدد به عنوان کاندیدا معرفی کردند و دوباره نقش شورای هماهنگی کم رنگ شد و به عبارتی زعامت اصولگرایان کاشمر به دست یاران که تفکرات جبهه پایداری را یدک می کشیدند افتاد.

آنچه اتفاق افتاد این بود که در یک رقابت درون گروهی نماینده مردم و اعضای  شورای شهر  و نماینده دولت در شهرستان دارای یک تفکر و گفتمان شدند و شهر یکدست شد. 

اما سوال این است حضور تفکر و رویکرد اصولگرایی در کاشمر تا چه اندازه توانست موفق عمل کند؟ آیا چنانچه وعده داده شده بود به شایسته سالاری مورد توجه قرار گرفته؟ آیا عملکرد جهادی بود؟ شفافیت در اجرا را مردم به عیان مشاهده کردند؟

این واقعیت تلخ را نمی‌توان انکار کرد که چرخه باطل عدم استفاده از خرد جمعی، خودمحوری و عدم تقید و عمل به وعده  وعیدها، نبود شفافیت در کارهای اجرایی ، عدم توجه به انتصاب افراد کاردان متخصص و زبده برای چندمین بار تکرار شد.

برخی دلایل احتمالی را می توان برای نوع رفتار اصولگرایان کاشمری ذکر کرد؛ شاید اصولگرایان کاشمر نمی توانند از تجربیات گذشتگان خود درس بگیرند و هر کدام می خواهند با تفکر خود راه جدیدی را امتحان کنند. شاید مایل نیستند از انتقادات دوستان بهره ببرند و در ایام مسئولیت ذهن خود را با حرفهای منتقدین آزار دهند.  شاید مایلند تمجید و تشویق و تقدیر بشنوند و افرادی را گرد خود جمع کنند که خاطر آنان را به تلنگری آزرده نکنند.