قلم برای حقیقت
قلم خبرنگار، تنها ابزاری برای انتقال خبر نیست؛ بلکه مرز باریکی میان حقیقت و تحریف است. اهمیتی که این قلم دارد، نه در حجم واژگان و نه در سرعت انتشار، بلکه در اصالت محتوا و صداقت روایت است. خبرنگار، با اتکا به همین قلم، وجدان جامعه را بیدار نگه میدارد و جریان آزاد اطلاعات و خبرها را پاس میدارد. هر واژهای که بهدرستی سنجیده و ثبت میشود، گامیست در مسیر روشنگری و آگاهیبخشی جامعهای که خبرنگار در آن برای تعالی و پیشرفت آن قلم میزند.
روزی برای پاسداشت تعهد به حقیقت
در تقویم رسمی ایران، ۱۷ مرداد، روز خبرنگار نام گرفته است؛ به یاد محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۷۷ در مزار شریف افغانستان، جان خود را در راه اطلاعرسانی از دست داد. این روز، نه صرفاً یک یادآوری تقویمی، بلکه فرصتیست برای تعظیم در برابر وجدانهای بیداری که بیهیاهو، پشت صحنهی هر حادثه و تحولی، به روایت حقیقت میپردازند.
خبرنگاری، حرفهایست دشوار و پرمسئولیت. خبرنگار باید همواره آماده باشد که در دل رویدادها حاضر شود، صحت منابع را بیازماید، میان سرعت و دقت تعادل برقرار کند و در عین حال، تحت فشار افکار عمومی، نهادهای قدرت یا جریانهای اجتماعی، استقلال خود را حفظ نماید. فشار روانی بالا، فرسایش جسمی، تعهد زمانی بیوقفه و حساسیتهای حقوقی و اجتماعی، این حرفه را به یکی از پرچالشترین مشاغل روزگار ما بدل کرده است.
خبرنگاری، دیواری استوار در برابر روایتگری مجازی
در زمانهای که اطلاعات و اخبار، با سرعتی باورنکردنی تولید و منتشر و بازارسال میشود، تمایز میان خبرنگاری حرفهای و روایتهای شخصی کاربران فضای مجازی بیش از پیش اهمیت یافته است. بلاگرها، فعالان شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتواهای غیررسمی، هرچند در گسترش دامنهی اطلاعرسانی نقش خود را دارند، اما غالباً فاقد آموزشهای حرفهای، اصول اخلاقی رسانه و نگاه تحلیلی_تخصصی هستند. در چنین شرایطی، کار خبرنگارِ متعهد، ارزشی دوچندان مییابد؛ زیرا او موظف است خبر را نه براساس جذابیت، که با معیار صحت و مسئولیت اجتماعی منتشر کند. البته گرچه در این زمانه مخاطبان فضای مجازی بیشتر بهدنبال جذابیّت موضوع هستند تا حقیقت و اصل و بنیاد ماجرای رخداده؛ این مهم را میتوانیم در صفحاتی که آموزش تولید محتوا میدهند، بهوضوح ببینیم.
خبرنگار، صرفاً گزارشگر رویدادها نیست؛ بلکه ناظر هشیار جامعه است. او تعهدی فراتر از وظیفهی سازمانی دارد؛ تعهدی اخلاقی، فرهنگی و تاریخی. رسالت خبرنگار ایجاب میکند که فارغ از تعصبات شخصی یا وابستگیهای گروهی و حزبی و جریانی، تنها حقیقت را روایت کند. در شرایطی که اعتماد عمومی به رسانهها، یکی از سرمایههای اجتماعی تلقی میشود و متأسفانه روزبهروز در حال کمتر شدن است، نقش خبرنگار بهمثابه نقطهی اتصال میان مردم و واقعیت، نقشی بیبدیل است.
خبرنگار؛ مرز فراموشی و یادآوری حافظهی جمعی
نگاهی گذرا به تاریخ نیز نشان میدهد که خبرنگاری، ریشه در سنت دیرپای آگاهیخواهی بشر دارد. از ابتدایی که روزنامهنگاری و خبرنگاری در ایران آغاز میشود، میبینیم که بخشی از رسالت و وظیفهی اهالی قلم و روزنامه ایجاد سطحی عمیق از آگاهی در جامعه است. از روزنامههای نخستین دورهی قاجار گرفته تا تحولات سیاسی و اجتماعی قرن اخیر، خبرنگاران بسیاری با قلم خود مسیر جامعه را دگرگون کردهاند. تاریخ روزنامهنگاری در ایران، نه صرفاً تاریخ تحولات رسانهای، که بخشی از تاریخ حرکتهای اصلاحطلبانه، عدالتخواهانه و روشنگرانهی این سرزمین است.
در نهایت، خبرنگار را باید مرزی میان فراموشی و یادآوری حافظهی جمعی برشمرد. آنچه امروز مینویسد و ثبت میکند، فردا ممکن است به سندی مهم برای تحلیل رویدادها و فهم جامعه بدل شود. کار او، نه ثبت لحظه، بلکه روایت روندهاست. هر گزارش، هر یادداشت، هر تحلیل، بخشی از پازل بزرگتری است که آیندهنگری اجتماعی را ممکن میسازد.
روز خبرنگار، تنها فرصتی برای تجلیل از یک حرفه نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در جایگاه رسانه، بازتعریف مسئولیتهای خبرنگاری، و تقویت نهادهای اطلاعرسانی مستقل و متعهد. خبرنگار، اگر درست و اخلاقمدار عمل کند، میتواند مرز میان آگاهی و غفلت، حقیقت و جعل، و مسئولیت و رهاشدگی را بهروشنی نمایان سازد. و این همانجاست که قلم او، نهتنها مهم، بلکه حیاتی و تمدنساز جلوه میکند.
یادآوری این نکته مهم است که خبرنگاری با نقش روابطعمومی یک جهان متفاوت است و امروزه اگر خبرنگاران سر بچرخانند از مرز میان اخلاق و تعهد و تخصص میتوانند به ورطهای سقوط کنند که نهتنها خود، بلکه جایگاه همکاران و همردههای خود را نیز دچار تزلزل و تنزل نمایند.
این روز بهما یادآور میشود که خبرنگار، نقشی کنشگرانه میان مردم و نهادها دارد و هموار باید در تلاش باشد که در نقل و انتقال آنچه رخ داده، در سمت حقیقت و حقیقتجویی بایستد.











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ