رسانه، آیینه توانمندیها و کاستیهای جامعه
گفته می شود جامعه یک موجود زنده است و همانطور که یک فرد باید توانمندی های فیزیکی، جسمی، استعدادها، توانایی ها در کسب مهارت، ضعف ها و رغبت ها، میزان تلاش و توانایی استفاده از از ظرفیت ها و امکانات موجود را بشناسد. جامعه نیز باید از چگونگی بودن و شدن خود آگاه باشد. ظرفیت های موجود را بشناسد و از آنها درست استفاده کند. کاستی ها را بشناسد و در جهت رفع آن بکوشد و بدون این که دچار خود تحقیری شود، مشکلات را مورد بررسی قرار دهد و برنامه ریزی کند.
همانطور که تاکید بر توانمندی های فردی باعث غفلت از ضعف ها و عدم جبران آن می شود. در جامعه هم تاکید زیاد بر مزایا و محاسن باعث غفلت از کاستی ها و کمبودها می شود و تلاش در جهت توسعه یا رفع کمبود را کاهش می دهد.
در این میان رسانه یک ابزار تاثیرگذار جهت بازشناسایی مزایا و کاستی های اجتماع است. پلی ارتباطی که می تواند در قالب تحلیل، اطلاع رسانی ، سرگرمی و مصادیقی از این دست توانایی ها و چالش ها را بازگو کند و به مسئولان بشناساند. با مخاطب صادق باشد و به نقد و گفتگو مجال دهد. با نقد سازنده از طرفی از «بقای مسائل» یا «مزمن شدن» آسیب ها و معضلات پیشگیری می کند و از طرف دیگر مسئولان را ملزم به پاسخگویی نماید.
در حال حاضر گسترش فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای، فرصت زیادی برای رسانه های رسمی نگذاشته است. در این میان اگر رسانه ها بخواهند اعتماد مخاطب را به دست آورند باید صدای متکثر جامعه باشند و روایت ها را یک بعدی یا یک جانبه منتقل نکنند. توجه به ذائقه و میل شهروندان، مسئله ای نیست که بتوان آن را نادیده انگاشت و در یک اتوبان یک طرفه، مخاطب را در شنیدن و دیدن هر چیزی مجبور نمود، بلکه رسانه ها در یک مسیر دو طرفه ای در حال فعالیت هستند، که می بایست هم گوش شنوا، هم زبانی گویا و هم چشم بینایی برای دیدن آنچه را که باید ببینند، بشنوند و یا بیان کنند، داشته باشند، تا بتوانند اقبال عمومی را نسبت به خود، متوجه و ارتقا بخشند.
بدون شک قدرت رسانه در کارکرد واقع بینانه آن نهفته است و به همین دلیل است که رسانه رکن چهارم دموکراسی محسوب می شود.


.jpg)










نوشتن نظر:
ارسال پاسخ