بحران آب و مدیریت پسابحران
آنچه امروز در جامعه ما مشاهده می شود. نبود مدیریت یا حداقل نبود مدیریت قبل از بحران است. اگر در کشور تصمیمی گرفته می شود یا کاری انجام می شود بعد از وقوع یک اتفاق یا حادثه طبیعی و غیرطبیعی است.
همه ما با این روش مدیریت سال هاست آشنا هستیم. در این روش ابتدا باید بحران فراگیر شود. مدتی مردم با بحران دست و پنجه نرم کنند و همه درگیر موضوع شوند تا کم کم مدیران کشور به فکر تهیه برنامه برای حل بحران برآیند.
از بیماری فراگیر کرونا دو سه سالی می گذرد . هم ما نوع مدیریت این بیماری را به یاد داریم که در نوع خود چقدر شگفتی آور بود. زمانی که همه کشورها در حال جستجوی راه حلی برای غلبه بر شیوع این اپیدمی بودند، مدیران کشور ما نسبت به مسئله بی تفاوت بودند. زمانی که مرگ و میر این بیماری افزایش یافت، آمار فوتی ها کمتر از آمار واقعی مرگ و میرها اعلام شد و تنها زمانی که مرگ و میر کرونا به هر کوی و برزنی رسد و شمار آسیب دیدگان به شدت افزایش یافت . مدیران کشور به فکر چاره افتادند و اقدام به واردات واکسن در کنار تولید واکسن داخلی کردند.
روزنامه اعتماد در تاریخ 7 دی 1402 در این باره نوشت: « علیاکبر حقدوست، رییس کمیته اپیدمیولوژی ستاد ملی مقابله با کرونا در دولت دوازدهم، در گفتوگو با «اعتماد» میگوید: طبق نتایج برخی تحقیقات انجامشده در ایران، تعداد مرگهای واقعی کرونا در کشور 1.9 برابر گزارش رسمی دولت بوده است. گفتن این حرف، امروز هزینه زیادی ندارد، اما در فاصله سالهای 1399 تا 1400، تعداد زیادی از کارشناسان و متخصصان حوزه سلامت و حتی دیگر حوزهها همچون اقتصاد و سیاست که دولت را به دلیل انتشار گزارشهای غیرواقعی از ابتلا و فوت کرونا، مورد انتقاد قرار دادند، با برخوردهای تندی مواجه شدند، چون زیر سوال بردن آمارهای رسمی، مهر تایید بر پنهانکاری مسوولان حوزه سلامت بود. »
همین نوع مدیریت نسبت به ناترازی انرژی هم مشاهده شد. بی تردید نشانه هایی از ناترازی انرژی سال هاست که در کشور وجود دارد ولی چاره ای اندیشیده نشده بود تا وقتی که به علت ناترازی حدود دو سال ادارات و مدارس و کارخانه های تولیدی به حالت نیمه تعطیل درآمدند. ایرنا در همین مورد نوشت که صنعتگران در ماه ۱۷ روز کار می کنند و بقیه ۱۴ روز به خاطر ناترازی انرژی تعطیل هستند و خبرگزاری مهر اعلام کرد وزیر آموزش و پرورش تعطیلی ۲۴ روز مفید یعنی یک ماه کامل مدارس به دلیل آلودگی هوا و ناترازی انرژی در سال ۱۴۰۴ را یکی از دلایل افت تحصیلی دانشآموزان دانست.
اما تصمیم گیری مدیریتی خیلی دیرتر از آنچه باید انجام شد. زمان زیادی صرف شد تا مسئولان متوجه شدند استفاده از نور خورشید بهعنوان انرژی پاک، راهکار موثر تولید برق و جبران ناترازی این نیروی پرمصرف در کشور است.سوال این است آیا این انرژی پاک قبلا در کشور وجود نداشته است؟ آیا استفاده از پنل خورشیدی یک طرح جدید یا اختراع جدیدی است که تا کنون به فکر مدیران کشور نرسیده است؟
عباس عبدی در مقاله ای نوع سیاستگذاری و مدیریت را بدین شرح توضیح میدهد:«سياستگذاري موجود و مطلوب در ايران را ميتوان با فرد مبتدي و استاد بزرگ در بازي شطرنج مقايسه كرد. فرق ميان بازيكن مبتدي و استاد بزرگ شطرنج معمولا در تعداد مهرههاي روي صفحه نيست، در درك آنان از كليت بازي و پيشبيني تعداد حركتهايي است كه در ذهن دارند. مبتدي وقتي تهديدي ميبيند، فورا به صورت واكنشي مهرهاي را جابهجا ميكند تا خطر رفع شود. خيال ميكند با يك حركت، بازي را نجات داده است. استاد بزرگ اما همان تهديد را فرصتي براي حمله از مسير ديگر ميبيند؛ ميداند كه عقبنشيني، گاه مقدمه پيروزي است و گاه مهرهاي را بايد قرباني كرد تا بازي حفظ شود. فرق اين دو، در ديدن لحظه يا ديدن مسير در واكنشي بودن يا كنشگري است .»
به نظر می رسد باید به این نوع مدیریت که مدیریت تغافل یا ندانستن است مدیریت باری به هر جهت و سهل انگار را نیز اضافه کرد. بسیار پیش آمده که مدیران جامعه یک پدیده مشکل زا و مسئله ساز را می بینند اما از کنار آن رد می شوند. درست مثل مکانیسم دفاعی در موضوعات روانشناسی، یک پدیده واقعی، در جامعه ما انکار می شود یا پس زده می شود.
سال 1395 در جریان بزرگداشت دکتر شمس شریعت تربقان در سالن اجتماعات دانشگاه پیام نور که به نام این شخصیت ماندگار نامگذاری شد از برادر ایشان که متخصص در رشته منابع طبیعی یا جغرافیاست نیز دعوت شده بود. گویا ایشان از مسئولین وقت در مورد وضعیت آب کاشمر پرسیده بود و پاسخ شنیده بود که کاشمر در موضوع آب مشکلی ندارد.
این پاسخ با توجه به شرایط جغرافیای کاشمر باعث شگفتی وی شده بود. شماره یکی از نشریات کاشمر را گرفته بود تا ببیند نشریات و اهالی مطبوعات چه نظری در این باره دارند. همان زمان اعلام شده بود یک سوم آب سفره زیرزمینی تامین کننده آب کاشمر به علت احداث تعداد زیادی استخرو آبیاری باغات با آب شرب، افت کرده است.
دکتر شمس شریعت از شنیدن چنین پاسخی متعجب شد و از این که مسئولین از این موضوع بی اطلاع بودند متعجب تر.
اکنون بحران آب فراگیر شده است اما سوال این است کمآبی مگر ناگهانی پدید آمده؟ مگر پیشبینیپذیر نبوده؟ مگر سازوکار و تدارک نداشته؟ در سرزمینی که نسلهای پیشین از نزدیک به ۷ هزار سال پیش، قنات و در کنار آن ساعت آبی و آسیاب آبی را به عنوان سازههای هوشمندانه مدیریت آب ساختند و گسترش دادند، چگونه است که در چند دهه اخیر همه آن سازوکارهای سازگار با زیستبوم کنار گذاشته شد و با شتاب، هر آنچه نباید به سرزمین تحمیل شد و امروز نامش را بحران گذاشتهایم؟














نوشتن نظر:
ارسال پاسخ