آخرین اخبار

ضرورت توجه مدیران به جنگ اقتصادی

نانم نداد چرخ ندانم چه موجب است 
ای چرخ ناســزا نبدم مـن سـزای نـان
خاقانی
جنگ اقتصادی یک استراتژی اقتصادی است که هدف از اجرای آن تضعیف اقتصاد کشور مقابل است، مقام معظم رهبری اولین بار در نوروز سال ۱۳۸۶ از واژه جنگ اقتصادی استفاده کردند، بارها مسئولین کشور واژگانی نظیر اقتصاد...
کد مطلب : 365
چهارشنبه, 26 دی 1403
93 بازدید
نویسنده : سید علیرضا نبوی ثالث

نانم نداد چرخ ندانم چه موجب است 
ای چرخ ناســزا نبدم مـن سـزای نـان
خاقانی
جنگ اقتصادی یک استراتژی اقتصادی است که هدف از اجرای آن تضعیف اقتصاد کشور مقابل است، مقام معظم رهبری اولین بار در نوروز سال ۱۳۸۶ از واژه جنگ اقتصادی استفاده کردند، بارها مسئولین کشور واژگانی نظیر اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی را نیز از زبان رهبری شنیده اند،رهبری در جلسه ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در سال ۹۲ در جمع مسئولین نظام گفتند:« این تحریم‌ها از حدود زمستان سال ۹۰ تا امروز تبدیل شده به جنگ اقتصادی، دیگر اسم آن تحریم هدفمند نیست، یک جنگ تمام عیار اقتصادی است که متوجه ملت ما است، در آبان ماه ۱۳۹۵ در دیدار با مردم اصفهان تاکید کردند که جنگ اقتصادی نقشه ی دشمن است، امروز دشمن روی اقتصاد کشور ما متمرکز شده از نظر دشمن اقتصاد کشور یک نقطه ضعفی است که او می‌تواند با تکیه بر آن نقطه ی ضعف، مقاصد سوء خودش را در مورد کشور عزیز ما و در مورد جمهوری اسلامی اعمال بکند، باید روی اقتصاد کار کرد، امروز مسئله ی اول کشور مسائل اقتصادی و مشکلات و گره‌های اقتصادی است که این‌ها بایستی حل شود. »
متاسفانه در این مدت مسئولین در کشور یا گوشی شنوا نداشتند یا آنچنان که باید جنگ اقتصادی را باور نداشتند ، صاحب نظران متوجه‌اند که مسئولین کشور ما در این مدت به جای اینکه حل مشکلات اقتصادی را اولین ضرورت انجام وظایف ذاتی شان بدانند، بیشتر وقتشان راصرف مناقشات سیاسی  بی‌ارزش و مجادلات کم اهمیتی نمودند که برای بهبود وضع مردم در حوزه اقتصاد هیچ نفعی ندارد، مسئله ی بی‌توجهی به مشکلات اقتصادی مردم تاریخچه ای طولانی داردکه فعلا به آن کاری نداریم، اخیراً حتی رسیدگی به مشکلات روزمره ی  اداری که افراد با آن درگیر هستند بر مشکلات اقتصادی افزوده شده است، اکثر اوقات زمان مراجعه به برخی از مدیران میگن یا در جلسه هستند یا با تلفن صحبت می‌کنند و تا وقتی یک امضای ساده می‌گیری باید مدت زیادی در دفترش منتظر بمانی، از نظر اقتصادی هم که فشارهای اقتصادی و مشکلات معیشتی آنقدر زیاد شده است که اگر رستم دستان هم باشی مقابل آن زانو می‌زنی، نهم آذر ماه 403 خبرگزاری تسنیم از قول خبرنگار اقتصادی‌اش مطلبی را با عنوان درآمد ریالی خرجکرد دلاری آورده است که مشکلی همگانی است:« همزمان با نوسانات قیمت ارز هزینه سبد معیشت کارگران با گرانی‌ها افزایش چشمگیر و ارزش دستمزد آنها سقوط داشته است در واقع کارگران درآمد ریالی دارند اما دلاری خرج می‌کنند، نوسانات قیمت ارز باعث کاهش ارزش پول ملی شده و به تبع آن دستمزد تعیین شده برای طول یک سال کارگران با سقوط ارزش واقعی همراه شده است» بازنشستگان نیز از این قاعده مستثنا نیستند حقوقی استاندارد دارند و ناچیز و در مقابل رشد تورم با توجه به سن و سال وعاجز بودن از انجام کاری دیگر  در حال له شدن هستند، ماده ۴۱ قانون کار می‌گوید که در تعیین حداقل دستمزد باید دو عامل در نظر گرفته شود اول نرخ تورم و دوم هزینه زندگی یک خانوار، برای حداقل معیشت که به عنوان سبد معیشت نام می‌گیرد. روزنامه ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی ۸ آذر ۴۰۳ مطلبی دارد با عنوان، وضع چقدر بد است، نوشته بعید است کسی در کشور باشد و به وخامت اوضاع اذعان نداشته باشد، نوشته برخی وضع کنونی را محصول رویکردهای کلان در حوزه‌های مختلف از جمله سیاست خارجی و سیاست‌های داخلی می‌دانند، به صورت طبیعی پیشنهاد منتقدان به وضع موجود اصلاحات بنیادی با اصلاح در قانون اساسی و تغییر ریل می‌باشد، عده‌ای دیگر معتقد به ضرورت در اصلاح رویکردهای حاکم بر سیاست خارجی هستند اما اینان گرچه به تغییر قانون اساسی فعلاً اعتقاد ندارند اما معتقدند اصول مغفول قانون اساسی به خصوص در حوزه حقوق ملت اگر اجرا می‌شد وضع به اینجا نمی‌رسید. 
به زعم نگارنده تا دیر نشده مسئولان باید برای احساس درد وشنیدن عرض فقرا باید گوشی شنوا داشته باشند و جنگ اقتصادی را باور کنند، برای یک ماه هم که شده در زندگی شخصی خود امتحان کنند، ببینند با حداقل حقوق  یک کارگر با این مخارج سنگین چند روز می توانند فقط هزینه ی معیشت زندگی خود را تامین کنند، به نظر می‌رسد مسئولانی که هنگام عبور از یک خیابان برایشان راه را می‌بندند و مشکل درک معضلات ترافیک را متوجه نمی شوند به آسانی متوجه گرسنگی و فشار اقتصادی وارد برکارگر و کارمند و بازنشسته در شرایط فعلی شوند.