منافع ملی بر سر دوراهی سرنوشت ساز جنگ یا مذاکره
چون بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن
حافظ
آدام اسمیت (1790-1723) فیلسوف و اقتصاددان اسکاتلندی معتقد بود که:«قوانین طبیعی از نظم و ترتیب مشخصی برخوردارند و باید با نگاهی انسانی پدیدههای اطراف را مشاهده کرد و با قوانین مثبت و سازماند...
فرصت شمار صحبت، کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن
حافظ
آدام اسمیت (1790-1723) فیلسوف و اقتصاددان اسکاتلندی معتقد بود که:«قوانین طبیعی از نظم و ترتیب مشخصی برخوردارند و باید با نگاهی انسانی پدیدههای اطراف را مشاهده کرد و با قوانین مثبت و سازماندهی اجتماعی با آن روبرو شد، بدیهی است که در این مسیر نباید اقدامی خلاف قوانین طبیعی انجام گیرد.»
معمولا راههای حل و فصل اختلافات ناشی از تعارض بین منافع فردی، گروهی، ملی و جهانی چه عقیدتی باشد و چه اقتصادی به دو روش گفتمان و مذاکره یا درگیری و جنگ محدود میشوند. اصولاً سرنوشت انسان با صلح هم راستاتر است،جنگ روی گرداندن از پروژه گفتمان بین ملتها است ، طبیعت انسان با گفتمان و مذاکره همسوتر است زیرا انسان ترجیح میدهد که خونسرد باشد تا از کارایی بالایی برخوردار شود، به کارهای خلاق روی آورد و از منابع طبیعی حداکثر استفاده را ببرد، از جمله قوانین طبیعی که ملت ها در ذات خود به آن توجه دارند حفظ منافع ملی است و دولت ها با نوع تعاریفی که از منافع ملی در هر برهه از زمان ارائه می دهند راه و طریق مملکت داری را ترسیم می کنند، برای حفظ منافع ملی چارهای وجود ندارد جز فعالیت توأم و هماهنگ با جهان.
خطوط کلی سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی در قانون اساسی تدوین گشته است و در شعارهای مردم نیز، محور سیاست خارجی از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، شعارهای « استقلال آزادی جمهوری اسلامی» یا « نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» بوده است این سیاست مشخص میکند که به چه قیمتی میتوان در جهت ارتباط و اعتماد با آمریکا، چین، روسیه و کشورهای اروپایی قدم برداشت، بحث بر سر نحوه پیاده کردن این سیاست بسیار حساس است برای کسانی که میخواهند سیاست خارجی را تدوین نمایند رابطهای که بین ما و دولتهای دیگر برقرار میشود باید منافع عادلانه طرفین در نظر گرفته شود، برقراری روابط با کشورهای جهان سوم پیچیدگی زیادی در بر ندارد چرا که امکانات این کشورها چندان تفاوتی با تواناییهای ما ندارد و مسئله وابستگی زیاد مطرح نیست اما در گسترش و تحکیم روابط بر اساس موازین عادلانه با کشورهایی از نوع آمریکا، چین، روسیه و اروپا کاری آسان نیست، آن هم وقتی ایران مصمم است هرگونه وابستگی به قدرتهای جهانی را نفی کند، در چنین شرایطی باید بپذیریم که رژیم انقلابی ایران برای زورمندان قابل قبول نیست و باید تبعات دخالتهای آشکار و پنهان آنان را بر اساس حفظ منافع ملی که دارند ، بپذیریم.کشورهایی مانند آمریکا، چین، روسیه و کشورهای اروپایی نسبت به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه تعاریف گستردهتری از منافع ملی دارند، آنها فعالیتها و ارتباطات سیاسی - اقتصادی خود را در سراسر گیتی بر اساس منافع ملی می سنجند، به همین خاطر باید فرصت مذاکره را ارج نهاد و نفس تغییر نگاه متولیان نظام جمهوری اسلامی به سیاست مذاکرات بینالمللی را که بخشی از آن در پذیرفتن انجام مذاکره با آمریکا متجلی شده است را غنیمت بشماریم،در سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی - یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۴ - با عنوان« آشتی با سیاست موازنه» چند واقعیت غیر قابل انکار وجود دارد، نویسنده در این سرمقاله معتقد است « سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دهههاي اخير، يکطرفه، شرقگرايانه و با نگاه منفي به غرب بود. البته غرب نيز با برخوردهاي ايرانستيزانه خود به اين گرايش کمک کرد. سياست خارجي شرقگرايانه قطعاً به نفع ايران نبود، کمااينکه غرب نيز با رفتارهاي غيراصولي خود با ايران، منافع زيادي را از دست داد. در دهههاي اخير تجربه نگاه به شرق، اين واقعيت را به اثبات رساند که ديپلماسي يکطرفه به راحتي مورد سوءاستفاده قدرتهاي شرقي قرار خواهد گرفت کمااينکه نگاه به غرب نيز اگر يکطرفه باشد همين آفت را دارد و اين چيزي است که ايران در دورههاي قبل آن را تجربه کرده است. نگاه به شرق در اين دوره نشان داد که قدرتهاي شرقي منافع خود را بر هر چيز ديگري ترجيح ميدهند و حتي به بهانه تحريمهاي غرب که رقيب آنهاست از همراهي با ما خودداري ميکنند. موضعگيريهاي سياسي چين و روسيه در موضوع جزاير سهگانه ايراني، بهانهتراشيهاي آنها در تبادل تجاري با ايران به دليل تحريمهاي ظالمانه آمريکا، کارشکنيهاي روسيه در برجام، ضربهاي که روسيه در تجاوز نظامي به اوکراين و به راه انداختن جنگ عليه اين کشور به ايران زد و همراهيهائي که با رژيم صهيونيستي در حملات هوائي اين رژيم به سوريه و بمباران تأسيسات و نيروهاي ايراني کرد، از موارد روشن و غيرقابل انکارسوءاستفادههاي قدرتهاي شرقي از سياست نگاه به شرق و ديپلماسي يکطرفه ما محسوب ميشوند.
بههيچوجه توصيه نميکنيم از سياست خارجي يکطرفه نگاه به شرق، به سياست يکطرفه نگاه به غرب کوچ کنيم. اصولاً سياست يکطرفه به زيان کشور است و بايد به نگاه جامع در روابط بينالملل برسيم که همان سياست موازنه است. سياست موازنه، ترجمه روشن «نه شرقي، نه غربي» است که به معناي برخورداري از رابطه با شرق و غرب و عدم وابستگي به هيچيک از آنهاست. اين، همان سياست اعلام شده توسط امام خميني است که اگر در عمل به آن پايبندي نشان دهيم، بسياري از گرههاي کور مديريت کشور باز خواهند شد.»
امید است اهمیت حفظ منافع ملی بر سر این دوراهی، بهترین تصمیم استراتژیک را پیش روی سیاستگذاران قرار دهد، انشاالله.














نوشتن نظر:
ارسال پاسخ