پاتوقهای محلی، فضای همنشینی
فرض کنید مسیر رفت و آمدتان یکی از کوچه های قدیمی کاشمر است و وقتی از آن می گذرید جمعی از زنان را می بینید که گرد هم جمع شده اند. از اول غروب تا پاسی از شب هر گاه از آن کوچه عبور کنید آنها را می بینید.
فرض کنید وارد بلوار سید مرتضی می شوید و در دو یا سه محل مشخص مردانی را می بینید که در جمع های کوچک و بزرگ در حال گپ وگفت هستند.
آیا می توان این مکان ها را پاتوق نامید . یکی از محققان معتقد است که پاتوق مکانی است که شما می توانید از صحبت کردن در آن لذت ببرید . از احساس تنهایی فرار کنید و حس تعلق اجتماعی پیدا کنید. جامعه شناس دیگری می گوید : پاتوق محلی است که مردم آنجا هستند چون می خواهند باشند. آنها آزادند که هر طور می خواهند بیایند و بروند. حتی اگر روزها به پاتوق نیایند، بازگشت آنها با استقبال مواجه می شود.
شاید بتوان گفت این دو محل خصوصیاتی که گفته شد را دارند، پس می توان نام آن ها را «پاتوق» گذاشت.
پاتوق ها را می توان به دو دسته دیروزی و امروزی تقسیم کرد. کوچه نشینی پدیده امروزی نیست و قدمتی طولانی در کاشمر دارد. در دو سه دهه گذشته به ندرت پیش می آمد که از کوچه ای گذر کنید و دو یا سه جمع زنانه با بچه های کوچکشان را مشاهده نکنید که دور هم جمع هستند و از هر دری با هم سخن می گویند.
این جمع ها که به سختی می توان نام پاتوق بر آنها نهاد ، دارای چند خصوصیت اجتماعی مثبت بودند از جمله در این جمع ها امکان صمیمیت و همدلی، آرامش روانی ، خود بودن ، ایجاد روابط اجتماعی و تعامل و گفتگو فراهم می شد. این جمع ها دارای کارکرد اجتماعی مثبت هم بود، انتقال اطلاعات، مطلع شدن از احوال یکدیگر، حمایت از نیازمندان و حل مشکلات آنها از جمله این کارکردها بوده است.
ناگفته نماند که برخی دیدگاه ها نسبت به کوچه نشینی زنان منفی است برخی معتقدند زنان کوچه نشین هیچ گونه مصرف فرهنگی خاصی ندارند و به غیر از تماشای تلویزیون و صحبت درمورد آن دغدغه فرهنگی و مصرف متمایزفرهنگی ندارند. صحبت هایِ این زنان به اتفاقات روزمره و سطحی جاری در زندگی روزمره شان محدود می شود.
برخلاف پاتوق های زنانه که حالت محفلی و خصوصی داشت. پاتوق های مردانه بیشتر در فضای عمومی برگزار می شد و از نظر کارکرد اجتماعی پررنگ تر بود. پاتوق های مردانه بیشتر در فضای بیرون یک مغازه، زورخانه و قهوه خانه ها در شهرها بود . محل تجمع مردان در هر روستا هم اسم مخصوصی داشت میدون ده، دَرِ قلعه و...
اهمیت پاتوق در زندگی امروزی
اگر شهر را به مانند یک موجود زنده فرض کنیم, برای ادامه ی زندگی به سرزندگی نیازمند است. امروزه تأمین سرزندگی شهری به یکی از دغدغه های اصلی مدیریت شهری به ویژه در کشورهای توسعه یافته تبدیل شده است. فضاهای شهری نقشی اثرگذار در ارتقای سرزندگی شهرها دارند. از جمله فضاهای شهری می توان به پاتوق های شهری اشاره نمود. پاتوق های شهری فضایی جهت تعامل اجتماع، استفاده از منظر شهری، باززنده سازی خاطرات جمعی و ایجاد حس تعلق به فضای شهری توسط شهروندان است.
در این مفهوم پاتوق را به فضایی شهری و عمومی با کارکرد عموما فراغتی، میگویند که محل گردهم آمدن، افراد یا گروههایی خاص در زمانهایی خاص است که میتوانند منظم ، یا با تواترهای متفاوت باشند. کتابفروشیها، تالارهای سخنرانی، سینماها و نمایشگاهها و گالریها برخی پاتوقهای فرهنگی هستند، اما ما میتوانیم پاتوقهای فراغتی دیگری در زمینههایی مثل ورزش (استادیومها، باشگاهها)، غذایی(رستورانها و کافهها)، استراحت و تفریح (پارکها، خیابانها)، مذهبی (مساجد و تکیهها و حسینیهها)، حتی اگر دید خود را بازتر بگیریم میتوانیم از پاتوقهای کاری نیز صحبت کنیم؛ مثل پهنههای شهری موسوم به «بورس»: نظیر «بورس آهنفروشان»،«بورس مُبل» و غیره.
پاتوق موقعيتي است كه افراد در آن در زمان هاي تقريباً معينـي، بـر خـلاف كارهاي روزانه شان، دور هم جمع مي شوند و متناسب با علايق شان در آنهـا بـه فعاليـت وگفت وگو مي پردازند. اين گفت وگوها ممكن است از گفت وگوهايي دربارة مسائل روزمره تـا بحثهاي جدي تري پيرامون ادبيات و سياسـت گسـترده باشـد از ويژگـي هـاي مهم پاتوق ها آن است كه تعداد افراد حاضر در آن كمتر از سه نفر نباشد، رابطة بين افـراد انساني باشد، افراد هم عرض يكديگر باشند و سلسله مراتـب رهبـري وجـود نداشـته باشـد، شكل گفت وگو و سنت حاكم بر آن سنت شفاهي باشـد، منظم باشد و بحث هاي خاصي را پيگيري كند و پاسخگوي نيازهاي افراد باشـد پاتوق ميان راهي براي رفع خستگي هاي روزانه است و مي تواند در همة عرصه هـاي زنـدگي روزمره وجود داشته باشد. هرجا كه انسان زندگي اجتماعي داشته باشد، امكان پـاتوق نيـز وجود دارد.











نوشتن نظر:
ارسال پاسخ