مردم از رفتار های رادیکالی خوششان نمی آید
راستی ماهیت تقدیر چیست؟
یا که با تقدیربد تقصیر چیست؟
وثوق الدوله
این سرمقاله نیم نگاهی است به دو مصاحبه، از دو چهره ی کارکشته در کارزار سیاسی، میخواستم، سر مقالهای با این عنوان که «مردم طاقت تحمل دشواریهای بیش از این را ندارند» بنویسم...
راستی ماهیت تقدیر چیست؟
یا که با تقدیربد تقصیر چیست؟
وثوق الدوله
این سرمقاله نیم نگاهی است به دو مصاحبه، از دو چهره ی کارکشته در کارزار سیاسی، میخواستم، سر مقالهای با این عنوان که «مردم طاقت تحمل دشواریهای بیش از این را ندارند» بنویسم، به نظرم رسید که مشکل وضعیت معیشتی مردم، آن قدر واضح است که احتیاج به توضیح ندارد، بخش اعظمی از جامعه، به ویژه طبقه ی متوسط، کارمندان، کارگران و بازنشستگان و قشر آسیب پذیر در حال حاضر، روزهای تلخی را سپری میکنند، تاخت و تاز غول تورم و گرانی کمرهمه را شکسته و همه را به شدت ضعیف و ناتوان ساخته است، روز به روز سفره های مردم کوچکتر و کوچکتر می شود، تیم اقتصادی دولت سیزدهم ، در بخش حذف ارز یارانهای، دلار ۴۲۰۰ تومانی به این نتیجه رسیدند که فقط چهار قلم کالا در بازار گران ترعرضه شود تا مانع سودجویی سوداگران طمعکار، در بازار گردد، اما این تصمیم چه درست چه اشتباه، این وضعیت را بر جامعه تحمیل کرده است، که مصداق این بیت شعر حبیب یغمایی است : جز وجود من که گردد قیمتش هرروز کم / قیمت هر چیز در هر روز بالا می رود.
ترجیح دادم سرمقاله ی این شماره را با عنوان«مردم از رفتار های رادیکالی خوششان نمی آید» بنویسم، این عنوان را از لابه لای نظرات پخته ی بهزاد نبوی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مصاحبه با روزنامه هممیهن انتخاب کردم، صحبت های بهزاد نبوی پس از ۶ دهه فعالیت سیاسی، دراین مصاحبه، نشان میدهد که نسبت به گذشته نظراتش بسیار تعدیل شده است، وی ضمن انتقاد به وضع موجود، به درستی از لزوم اصلاحات مورد نیاز جامعه حرف زده است.
بد نیست قبل از انعکاس سخنان بهزاد نبوی برگردیم به ۱۰ سال قبل زمانی که روزنامه خراسان با انتشار ویژه نامه ای به مناسبت نوروز ۱۳۹۱ گفتگویی خواندنی با سردار محسن رضایی انجام داده بود، بیش از یک دهه است که اصولگرایان و اصلاحطلبان به خاطر عملکرد نامطلوبی که پس از رسیدن به قدرت داشته اند جایگاه واقعی خود را در افکار عمومی از دست داده اند ، محسن رضایی 10 سال پیش در این مصاحبه به صراحت ابراز می دارد که « جناح اصلاح طلب و اصولگرا نفس های آخر خود را می کشند» و احتمال ورود یک جریان سوم به عرصه ی سیاست وجود دارد.
۱۰ سال پیش محسن رضایی در این مصاحبه تاکید دارد که چون دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب نمیتوانند به طور کلی این دو گرایش و دو تفکر را نمایندگی کنند امکان شکل گرفتن جریان سوم بسیار است که بتواند با ترکیب بخشهایی از اصلاح طلبی و بخش هایی از اصولگرایی به قدرت برسد، مضمون نظرات محسن رضایی این است که بین اصلاحطلبان بخشی وجود دارد که در حالی که در سیاست چپ می زنند در دیانت خیلی محکم و متدین هستند به همین دلیل ما همیشه در جریان چپ یک چپ ارزشی داشته ایم و در جریان راست هم همیشه یک راست انقلابی داشته ایم و این دوگانگی اصلاح طلب و اصولگرا را به تضاد داخلی می کشاند، وی در این مصاحبه آرزو میکند که ساختار سیاسی کشور در آینده جوری شکل گیرد که سه تا چهار حزب بزرگ تشکیل گردد، چون احزاب زیاد بعضی اوقات صورت مسئله حزب را در ایران پاک می کنند و وقتی تعداد احزاب بیشمار باشد ما به بی حزبی کشیده می شویم، سه تا پنج حزب قوی کافی است که با گرایش اصلاح طلبی و اصولگرایی با یک آرایش خوب با حفظ پویایی درونی، پایداری جناح خود را سامان بخشند و در حقیقت افکار عمومی را مدیریت کنند و پاسخگوی انتظارات مردم در جامعه باشند.
به زعم نگارنده، ظرف ده سال گذشته کثرت احزاب بیشتر شده و کارآمدی آن ها ناچیز مانده است، اما یک بخش از پیش بینی محسن رضایی تا حدودی تحقق پیدا کرده است، به نظر می رسد جنس مدیران فعلی ترکیبی از چپ محکم متدین و راست انقلابی است ، ترکیبی از جنس نیروهای انقلابی، چپ های ارزشی و اصولگرایان انقلابی هستند که در قالب تشکیلاتی جدید با نامی مشخص انسجام پیدا کرده اند، و شاید برخی معضلات فعلی کشور بهسبب همین نگاه باشد. برخی در شرایط حاصر کشور را به سمت رادیکالیسم می برند که به سهم خودش آسیب زاست و دقیقا به همین دلیل است که انتقادات مهندس بهزاد نبوی بر عملکرد و تصمیمات دولتمردان وارد است.
بهزاد نبوی پس از ۶ دهه فعالیت سیاسی می گوید: به جوانگرایی اعتقاد دارد، اما این جوانگرایی واقعی نباید جنبه پوپولیستی داشته باشد، به عنوان مثال نباید یک جوان صفر کیلومتر را در رأس کار گذاشت که کمترین تجربه و آشنایی نسبت به آن کار را ندارد، این در واقع کاریکاتور جوانگرایی است، وی نیز از فقدان تحزب های ریشه دار گله می کند و آن را عاملی می داند برای جلوگیری تربیت جوانان با تجربه و آن را عامل اصلی موروثی شدن مسئولیت ها بین پیر مرد ها و افراد مسن می داند.
وی در بحث اعتقادش به رویکرد اعتدالی و پرهیز از رفتار های رادیکالی میگوید : باید توجه داشت که دیدگاه افراد ممکن است در گذر زمان دچار تغییر شود. بهعنوان مثال من قبل از زندان اخیر «ضد انقلاب»! نبودم و با مطالعات و بررسیهایی که در زندان کردم، ضد همه انقلابها شدم. انقلاب مانند انفجاری است که یک ساختمان عظیم (نظام حاکم) را فرو بریزد و تا این مرحله، تقریبا همه انقلابها موفق هستند، ولی وقتی نوبت ساختن بنایی جدید توسط افرادی بیتجربه، ولو با حسننیت میشود، همه انقلابها با مشکل مواجه میشوند و با این تحلیل و مطالعه سرنوشت همه انقلابهای جهانی، مخالف انقلاب شدم. بنابراین امروز به این نتیجه رسیدهام که مردم از رفتارهای رادیکال الزاما خوششان نمیآید.
سید علیرضا نبوی ثالث












نوشتن نظر:
ارسال پاسخ