همراز 25
با سلام و تشکر ، میخواستم بپرسم ازدواج سنتی یا ازدواج مدرن کدوم بهتره؟ و اینکه آیا درست است در بخت بسته شدن ؟ من و چندنفر دیگر از دوستان و فامیل همه در سن ازدواج هستیم ولی واقعا تاخیر سن ازدواج امروزه در پسران معضلی شده . از طرفی من تحت درمان افسردگی هم هستم و خیلی هم آدم برونگرا و اهل گفتگو نیستم مشکلی ایجاد می کند آیا؟ متشکرم
سلام و درود خدا بر شما. با آرزوی سلامتی و خوشبختی برای شما. در مورد قسمت اول سوالتان عرض می کنم که هیچ کدام از دو نوع ازدواج نمیتواند دلیل محکمی برای تضمین پایداری زندگی باشد؛ زیرا هر کدام دارای نقاط ضعف و نقاط قوت خاص خود هستند به طور مثال در ازدواج سنتی به علت عدم شناخت کافی، زوجین با مشکلات زیاد و تناقضاتی در زندگی روبه رو میشوند، در صورتی که شاید این شناخت در ازدواج مدرن از قبل صورت گرفته باشد اما همین مسأله ممکن است باعث ایجاد توقع و مشکل در طرفین شود. آنچه در امر ازدواج مهم است، میزان شناخت حاصل شده توسط طرفین و طی کردن صحیح مراحل ازدواج (آشنایی و تحقیق ، مشاوره ، نامزدی، عقد و عروسی) است.
نکته مهم بعدی این است که این جمله پرتکرار را که زیاد شنیده اید جدی بگیرید: قبل از ازدواج چشم ها را باز و بعد از ازدواج آنها را ببندید. مثلا برخی از مسائل هستند که تا زمانی که ازدواج نکرده اید باید مورد بررسی قرار دهید مثل رابطه فرد مقابلتان با دوستان ، خانواده و فرهنگ خانوادگی، فضای عاطفی خانواده ای که در آن رشد کرده ، نوع پوشش ، نوع برخوردهای اجتماعی ،محیط کار، نوع برخورد با همکار جنس مخالف در محیط کار و .... ..
این قبیل مسائل باید قبل از ازدواج، مورد بررسی قرار بگیرد...
در مورد عوامل تاخیر در ازدواج می توان گفت اولین عامل، پیوند دادن برخی مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخیر ازدواج است، مثلا والدین موضوعاتی مثل؛ تحصیل، شغل، سربازی و درآمد را به ازدواج پیوند میدهند ( که البته صحیح هم هست ) در زندگیهای گذشته، این مسائل در جایگاه خود دارای اهمیت بودهاست و اگر جوانی مۆمن، متدین و فعال درخواست ازدواج میکرد، درخواست او مورد قبول قرار میگرفت و به تدریج شغل و درآمد او با همراهی و کمک والدین مهیّا میشد. همچنین بیاعتنایی والدین یا خویشاوندان نسبت به ازدواج هم از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر میدادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم میکردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا میشود.
و مهمتر اینکه خواهش می کنم نقش افسردگی و اضطراب در زندگی را دست کم نگیرید .
افسردگی و اضطراب به دلیل طیف وسیع علائم اهمیت به سزایی درسازگاری زوجین دارد زیرا در پی افسردگی و اضطراب یا اختلالات خُلق، هیجان و رفتارهایی که ایجاد میشوند برخوردهای میان زوج را به صورت دائم افزایش می دهند.به دنبال ایجاد تحریک پذیری و پرخاشگری مسائل ساده و پیش افتاده به جنجالهای بزرگ تبدیل میشود که امکان دارد به جدایی هم منجر شود، از جهتی دیگر افسردگی و اضطراب بر گرایشها، تمایلات و تواناییهای جنسی افراد تأثیرگذار است. بنابراین امکان دارد به دلیل سردشدن روابط زناشویی احتمال جدایی افزایش یابد. بنابراین در صورت وجود افسردگی و بهم ریختن خُلق و خوی یکی از طرفین زندگی زوج به خوبی، خوشی، گرم و با محبت طی نمیشود؛ بلکه بیشتر با دعوا، برخورد و کشمکشهایی که گاهی به عواقب ناخوشایند منجر میشود نیز پیش میرود.
مخصوصا که نوشته اید آدم اهل گفتگو نیستید و ترس از مشکلات احتمالی دارید. ببینید زن و شوهرهایی که در طول روز باهم گفتگو میکنند رابطه گرمتر و صمیمانهتری دارند، شناخت شان از افکار و روحیات یکدیگر بیشتر شده و در مواجهه با مشکلات اتّحاد بیشتری برای حلّ مشکل یکدیگر خواهند داشت. همسران باید تلاش کنند هر روز بهانهای برای گفتگو پیدا کنند. دراین زمینه حتما از همان روانشناس یا درمانگر محترم که برای افسردگی و اضطراب رجوع میکنید مشاوره گرفته شود. خوشبخت شوید انشالله
▫️












نوشتن نظر:
ارسال پاسخ