آخرین اخبار

جهان بدون روزنامه؛ جوان بدون آینده!

  بارها به این فکر کرده‌ام که چند مخاطب جوانِ نشریه‌ی محلی داریم؟‌ روزنامه‌ها همواره بازتولید می‌شوند و در چرخه‌ی طبیعت قرار می‌گیرند و با خود می‌اندیشم که ما گفته‌ایم آن‌چه را که باید بگوییم؟ رفتارها و گفتارهای مختلف...
کد مطلب : 375
سه شنبه, 02 بهمن 1403
81 بازدید
نویسنده : حمید ضیایی

 

بارها به این فکر کرده‌ام که چند مخاطب جوانِ نشریه‌ی محلی داریم؟‌ روزنامه‌ها همواره بازتولید می‌شوند و در چرخه‌ی طبیعت قرار می‌گیرند و با خود می‌اندیشم که ما گفته‌ایم آن‌چه را که باید بگوییم؟ رفتارها و گفتارهای مختلفی و نیز تعریف‌های متعددی درباره‌ی روزنامه‌ وجود دارد. یکی روزنامه را کاغذی می‌داند که باد با خود می‌برد و یکی دیگر آن را آیینه‌ی تمام‌نمای زندگی بشری برمی‌شمرد؛ اما به‌راستی کدام تعریف درست است؟ آیا روزنامه‌نگاران، این کارگران حوزه‌ی فرهنگ و خبر و اندیشه همواره در حال مصرف اطلاعات و کلمات نیستند تا آن را بازتولید کنند و کاغذ روی کاغذ بیاورند؟ گمان می‌کنم بزرگترین اجحاف تاریخی در حق روزنامه‌ها رخ داده است. و بزرگترین بی‌انصافی در حق نشریات محلی روا داشته شده است.

وقتی به گذشته‌ی منطقه یا ناحیه‌ای نظر می‌اندازم همواره یک حلقه‌ی مفقوده وجود دارد و آن سهم ناچیز شهرها و شهرستان‌ها در روزنامه‌های کلان و اصطلاحاً کثیرالانتشار است. این نادیده گرفتن شهرها و شهرستان‌های ایران است. حالا امروز هر شهری برای خود نشریه‌ای می‌تواند داشته باشد و کاشمر از آن دسته شهرهایی است که نشریات متعدد و فعال دارد؛ اما بازتولید آن محدود به چیست؟

با وجود این همواره در یادداشت‌ها و خبرهای متعدد سعی کرده‌ام چشم‌اندازی وسیع‌تر داشته باشم و تنها به پیش پای خود نظر ندوزم و کمی آن‌طرف‌تر از عمر محدود خود را نیز بنگرم. به آینده فکر کنم و نسلی که پس از ما می‌آید و روزگاری در این جهان سپری خواهد کرد.

 

آینده هوّیت می‌خواهد

 

آن‌چه در حال رخ دادن است، تسخیر بی‌چون‌وچرای ذهن و ضمیر همگان در بسترها و سکوهای مجازی و اینترنتی است. از بسیاری از کسان پرسیده‌ام که روزانه چه‌قدر در فضایی هم‌چون اینستاگرام وقت صرف می‌کنند و اکثر آن‌ها گفته‌اند وقتی به «اکسپلور» می‌روند، متوجه گذر زمان نمی‌شوند و گاهی دو تا سه ساعت درگیر ویدیوهای مختلف تولیدشده می‌شوند. کمی با خود فکر کردم و دیدم سه‌ساعت یعنی 180 دقیقه عمر خود پای 180 ویدیوی مبتذل و سست و بی‌معنی و شبه‌طنز و... هدر می‌دهیم. به این فکر کردم که تا چه میزان می‌تواند این دقیقه‌ها روی تمرکز ما، روی رفتار ما، روی ادبیات ما، نگرش ما و خیلی چیزهای دیگر تأثیر بگذارد؟ این در صورتی است که اکثر همین مخاطبان در پاسخ به این سؤال که آیا کتاب می‌خوانند گفته‌اند «وقت ندارند!» یا «کی حوصله داره کتاب بخونه!».

 

مشغول مطالعه‌ی «خسمه‌ نظامی» بودم که دو بیت نظرم را جلب کرد. نصحیتی که باید آویزه‌ی گوش کرد و به آن عمل نمود.

 

جوانی بر سر کوچ است، دریاب این جوانی را

که شهری باز کِی بیند غریب کاروانی را

به‌هرزه می‌دهی بر باد، عمر نازنین کز وی

به حاصل می‌توان کردن حیات جاودانی را

 

این دو بیت هم‌چون پتکی بر سرم فرود آمد که ما چه‌طور نقد جوانی و زندگانی را این‌گونه به متاعی ناچیز فروخته‌ایم و ماحصل فروش چیزی چنان گران‌بها را به فربه شدن عده‌ای فرومایه بدل کرده‌ایم.

حال این پرسش پیش می‌آید که جوانان تا چه میزان نظر به مطبوعات و روزنامه‌ها و مجلات دارند؟ روزنامه‌ها و مجلات و نشریات تنها نمی‌تواند محلی برای ارائه‌ی گزارش‌ها و خبرهای مختلف روزمره باشد. هرچه فاصله‌ی جوانان با مطبوعات بیشتر می‌شود، فعالیت روزنامه‌ها و نشریات هم جنبه‌ی انحصار به خبرنویسی می‌گیرد. به‌بیان دیگر باید اذعان کرد که اگر رغبت و کششی از سوی جوانان باشد، بدون‌شک نشریات و روزنامه‌ها هم خود را با آنان هم‌سو می‌کنند.

با این‌که بعضی معتقدند تاریخ روزنامه‌ها و نشریات مکتوب در حال به‌سرآمدن است و جایشان را دیر یا زود پایگاه‌های خبری و سایت‌ها و صفحات مجازی می‌گیرد، باز هم باید به این موضوع توجه داشت که چه‌طور جوانان را به سوی مطالعه، حتی مطالعه‌ی مطالب اینترنتی و سایت و پایگاه‌خبری و... سوق داد. بعضی از جوانان معتقدند روزنامه‌ مال پدرها و پدربزرگ‌هاست. اگر منصفانه نگاه کنیم، بی‌راه هم نمی‌گویند؛ اما سهم جوانان و نوجوانان از روزنامه‌ها و نشریات چیست؟ نیاز به توجه ویژه‌ای در این زمینه احساس نمی‌شود؟ وقتی ما فضای مطبوعات را آن‌قدر خشک و محصور به مطالبی از نوع حوادث، خبر و... کرده‌ایم، جایی برای اندیشیدن به جوانان باقی نگذاشته‌ایم؛ پس روی آوردن جوانان و نوجوانان به سوی صفحات مختلف و سست مجازی و اینستاگرامی امری دور از انتظار نمی‌تواند باشد. چرا که او نمی‌تواند مطالب مورد علاقه‌اش را در مطبوعات بجوید و بیابد! ناگزیر نگاهش به نشریات و روزنامه‌ها چیزی بهتر از این نخواهد بود.

نشریات محلی می‌توانند از ظرفیت‌های مختلف علمی، تخیلی، تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، روزآمدهای الکترونیکی و تکنولوژی و... داستان‌های کوتاه تخیلی، معرفی فیلم و سریال‌های روز دنیا و از این قبیل فضا برای گرایش جوانان هم مهیا سازند. نباید در چهارچوب روزنامه به سبک 20 سال پیش جا ماند و جوان و خواست جوان امروزی را نادیده گرفت. در این صورت است که نمی‌توان به عدم توجه جوانان چندان نقدی وارد داشت. بهتر از تیغ تند انتقاد را ابتدا بر گردن نشریات خودمان بگذاریم و یک‌بار هم روی سخن و نقد به خودمان داشته باشیم.