آخرین اخبار

صدای پای تعطیلات، بوی بهار و آهنگ سفر

هر سال با نزدیک شدن به ایام نوروز یکی از دل نگرانی ها، افزایش تصادف جاده ای و درون شهری است. آمارها و تعداد تصادفات روزانه منتشر می شود تا مگر تلنگری باشد برکاهش سرعت، کنترل سرعت و هشیاری رانندگان. اما گاهی تکرار یک موضوع باعث علی السویه شدن آن و عادی شدن آن می شودو حساسیت شنوایی را نسبت...
کد مطلب : 396
سه شنبه, 21 اسفند 1403
69 بازدید
نویسنده : محبوبه وزیری

هر سال با نزدیک شدن به ایام نوروز یکی از دل نگرانی ها، افزایش تصادف جاده ای و درون شهری است. آمارها و تعداد تصادفات روزانه منتشر می شود تا مگر تلنگری باشد برکاهش سرعت، کنترل سرعت و هشیاری رانندگان.

اما گاهی تکرار یک موضوع باعث علی السویه شدن آن و عادی شدن آن می شودو حساسیت شنوایی را نسبت به آن پدیده از بین می برد. گویا گیرنده های مغزی توان فهم عمق مسئله را از دست می دهند.

شاید یکی از اشتباهات در عدم پاسخ به چنین پیام هایی  یک عقیده قدیمی باشد. « نفوس بد نزن» یک باور قدیمی در بین ماست. یعنی قبل از یک اقدام، اتفاقات بد را بیان نکن و اگر فردی از یک گروه احتمالات منفی را بیان کند، دیگران اگر اتفاقی بیافتد، دلیل وقوع آن اتفاق یا حادثه را بیان آن یک نفر می دانند. این باور به ما  میگوید اگز جوانب کار را رعایت کنیم و یا به عواقب رانندگی پرخطرمان فکر کنیم پیش بینی منفی انجام دادیم و به طور کلی نفوس بد زدیم. به همین خاطر برای دور شدن از حادثه به بدی ها و مشکلات فکر نمی کنیم. مثبت فکر کردن را با اختیاط کردن دو امر متضاد می دانیم و اگر احیانا احتیاط کنیم از طرف دیگران متهم به وسواسی بودن و یا به اصطلاح امروزی گیر دادن می شویم و اگر بی توجه قدم به راه گذاریم خیلی قوی و خوش مشرب و اجتماعی.

وقتی این  باورها را به نوع آموزش و آگاهی و اطلاع رسانی ، مشکلات ساختاری جاده ها و تعدد نقاط پرخطر جاده ای و نقص تکنولوژی خودرو ها اضافه کنیم. تعدد تصادفات مرگبار جاده ای کشور رقم می خورد.

وزیر بهداشت در مورد آمار تصادف می گوید:« در دوران جنگ، سالانه 23 هزار شهید داشتیم . امروز در تصادفات جاده ای هر سال بیش از هزار جوان از دست می دهیم. بیشترین مرگ و میر در کشور ناشی از بیماری های قلبی و عروقی است ، اما بیشترین سال های عمر از دست رفته به دلیل تصادفات رخ می دهد. بیش از 50 درصد از عوامل تصادف ، خطای انسانی است.»

مرضیه صدیقی از کارشناسان حوزه ایمنی در‌این‌باره توضیح می‌دهد: «مواردی همچون سرعت و سبقت غیرمجاز، عبور از چراغ قرمز، بی‌توجهی به علائم هشداردهنده و تغییر ناگهانی مسیر، خستگی و خواب‌آلودگی رانندگان، نبستن کمربند ایمنی و کلاه ایمنی و رانندگی تحت تأثیر مواد مخدر از عوامل انسانی در تصادفات به‌شمار می‌رود»

 

تصادفات دردناک این روزها در جاده ها و خیابان های دیار ترشیز

این روزها تعداد تصادف منجر به مرگ در دیار ترشیز به اندازه ای زیاد شده که فرصت تاسف خوردن را هم از مردم گرفته است فوت دو نوجوان در جادخه کاشمر شادمهر، فوت دو بانوی جوان ، فوت مادر و فرزند در جاده انابد بردسکن تنها اتفاقاتی است که ظرف چند روز گذشته رخ داد و هر فردی از آحاد جامعه را نگران و ناراحت کرد.

این مشکلات برای خویشاوندان متوفی چند صد برابر است. نتایج مطالعات نشان می دهد که شایع ترین مشکلات بیشتر بازماندگان حوادث، یادآوری مکرر صحنه حادثه و تصادف در خواب یا بیداری ، احساس ناامیدی و غم، تحریک پذیری و عصبانیت، نگرانی از وضعیت جدید و وحشت به علل مختلف است.

یکی از روانشناسان غم و اندوه ناشی از فوت یک عزیز بر اثر تصادف را  به عنوان «سقوط آزاد در ناامیدی» توصیف می کند. او توضیح می دهد، تجربه از هم گسیختگی زندگی روزمره، توسط یک مرگ ناگهانی و غیرمنتظره می تواند باعث شود که خانواده رو به زوال شدید بروند و مشکلات شوک، ناباوری، گیجی را تجربه کنند. همچنین در برخی موارد در اندوه خود گیر م‌کنند و  نتوانند راهی برای پیشرفت پیدا کنند.

 

 

ریشه‌های این چالش کجاست؟

بسیاری از این ناهنجاری‌ها به دلیل ضعف جدی در آموزش اولیه فرهنگ رانندگی و اشاعه سبک زندگی قانون‌مند به وجود آمده است. از فقدان یا کمبود آموزش اصولی از کودکی در مدارس تا نبود تبلیغات هدفمند در رسانه‌های عمومی. شاید هم برخوردهای اندک و غیرموثر با تخلفات کوچک که باعث تشویق به تخلفات بزرگ‌تر می‌شود. بدون فرهنگ‌سازی مداوم برای اصلاح رفتار رانندگان، عادت‌ها و الگوهای غلط رانندگی همچنان گسترش پیدا می‌کند.

رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت در این مورد اظهار کرد: مشکل خودروها و جاده‌ها به جای خود باقی است، اما آنچه در اختیار ماست، فرهنگ رانندگی و رفتار شخصی ما در جاده‌هاست.

ما درباره خیلی چیزها حساسیت‌های زیادی در جامعه حس می‌کنیم،عده‌ای برای فوتبال، برخی به حق درباره محیط زیست و... اما انگار از اصلاح فرهنگ رانندگی قطع امید کرده‌ایم یا سهم داشتن در بهبود آن را وظیفه شهروندان نمی‌دانیم. گویی تصور می‌کنیم حالا که فرهنگ غالب پر از رفتارهای اشتباه است اگر ما هم بخواهیم جزء به جزء فرهنگ درست را رعایت کنیم، کلاه سرمان می‌رود. در مواقعی هم آموزش به افراد دیگر خیلی دیر است چون شخصیت‌شان شکل گرفته و ضرورت پیشگیری به دوران کودکی و نوجوانی برمی‌گردد یعنی جایی که باید شاهد تلفیق آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی با برنامه درسی مدارس، بازی در مهدهای کودک‌ و... باشیم. فشار اجتماعی، پویش‌های عمومی، آموزش مداوم رانندگان، برگزاری دوره‌های الزامی برای تمدید گواهی نامه و آزمون‌های روان‌شناختی و... هم از دیگر نکاتی است که جای خالی‌اش حس می‌شود